نرم افزار مدیریت

کم غذا خوردن و بی اشتهایی در سال دوم (شکایت شایع مادران)

کم غذا خوردن و بی اشتهایی در سال دوم شکایت اکثر مادران است.اما مادران باید آگاه باشند که رشد کودک در سال دوم نسبت به سال اول کمتر می شود.ما در مجله اینترنتی پارسی وان در مورد  کم غذا خوردن و بی اشتهایی در سال دوم (شکایت شایع مادران)، بیشتر توضیح خواهیم داد.

 

علّت های کم غذا خوردن و بی اشتهایی

 

 

بی اشتهایی

 

1- تفاوت اشتها در کودکان:

 

بعضی از کودکان، پرخور و بعضی کم خور هستند.

 

بعضی احتیاج دارند که غذای زیاد بخورند تا وزن معمولی بدست آورند.

 

کودکان کم تحرک معمولا بیشتر از کودکان فعال و پر جنب و جوش غذا می خورند.

 

به طور استثناء ممکن است کودکی بدون هیچ بیماری یا بدون هیچ مشکل رفتاری از سوی پدر و مادر، کم اشتها باشد، ولی این موارد نادر است و اغلب کم اشتهایی و بی اشتهایی نتیجهٔ اصرار والدین برخوردن و به زور غذا دادن به کودک است.

 

اشتهای کودک از یک وعده تا وعدهٔ دیگر و از روزی تا روز دیگر تفاوت دارد.

 

ممکن است یک روز خوب غذا بخورد و روز دیگر بی اشتها باشد.

 

این پدیده ای طبیعی است و در این مواقع والدین نباید اصرار در خوردن بکنند.

 

اشتهای کودکان معمولاً در صبح بسیار کم است و کودکان عموماً میل ندارند صبح غذایی بخورند.

 

عدم آشنایی پدر و مادر به این حالت طبیعی کودک، ممکن است سبب نگرانی آنها شده و بخواهند به زور به کودک غذا دهند.

 

 

2- نخوردن غذا در یک نوبت:

 

اگر کودک به هر علت مشخص یا نامشخصی از خوردن یک وعدهٔ غذا خودداری کرد یا بی اشتهایی نشان داد، مادر باید بدون هیچ نگرانی و دلواپسی، از تغذیهٔ آن نوبت کودک صرف نظر کند.

 

اگر کودک مشکلی نداشته باشد، کمبود یک وعدهٔ غذا را در وعده های دیگر جبران خواهد کرد.

 

 

3- زمان غذاخوردن و وقت گذرانی در موقع غذاخوردن:

 

بی اشتهایی

 

 

اگر زمان غذا خوردن، کوتاه و با عجله باشد، منجر به مشکلات تغذیه ای در کودک می گردد.

 

بهتر است کودک را ۱۵ تا ۲۰ دقیقه قبل از غذا خوردن صدا کنید، و به او فرصت دهید تا به توالت برود و دست و صورت خود را بشوید تا از حالت هیجان و خستگی بازی خارج شود.

 

قبل از غذا خوردن، بهترین موقعی است که پدر می تواند با ایجاد محیط آرام، کودک را نوازش کند.

 

در زمان غذا خوردن باید جز دربارهٔ خوبی غذا، صحبت دیگری نشود.

 

گفتگوها باید موضوع هایی باشد که مورد توجه تمام افراد خانواده مخصوصاً کودکان باشد و کودک حس کند که او نیز یکی از اعضای خانواده است.

 

وقت گذرانی کودک موقع غذاخوردن، از ۹ ماهگی تا 2/5 سالگی طبیعی است.

 

کودک با غذا بازی می کند غذا را با قاشق پهن و صاف می کند و مقداری غذا را بر روی زمین میریزد و مقداری را بر سر و روی خود می مالد.

 

زمان و ساعت برای کودک معنایی ندارد و برایشی دلیلی وجود ندارد که در غذا خوردن عجله کند.

 

مادر است که سعی دارد غذای زیاد را زود و سریع به کودک بخوراند.

 

مادر حق دارد، زیرا کارهای دیگری هم دارد که باید انجام دهد.

 

باید توجه داشت که وقت گذرانی کودک، در هنگام غذا خوردن در ابتدا طبیعی است و به تدریج از بین میرود.

 

اگر سریع غذا دادن و اصرار در آن ادامه یابد، واکنش معکوس به وجود خواهد آورد، و به طور ناخودآگاه وقت گذرانی در هنگام غذاخوردن کودک ادامه خواهد یافت.

 

به هر حال توصیه می شود ۳۰ دقیقه فرصت به غذاخوردن کودک بدهید و پس از آن بدون اظهار نگرانی غذای کودک را جمع نمایید.

 

 

4- پیدایش تدریجی استقلال عمل در سال دوم تولد:

 

اگر کودک را در این سن وادار کنیم که کاری را که دیگران می کنند انجام دهد، مقاومت نموده و این همان حالت منفی گرایی یا پاسخ منفی است که بین ۹ ماهگی تا ۳ سالگی وجود دارد.

 

تمایل کودک به این است که به او اهمیت داده شود و حالت منفی گرایی سبب می شود که اصرار و فشار در هر مورد نتیجهٔ عکس در برداشته باشد.

 

اگر به کودک اصرار کنید غذایی بخورد از خوردن آن خودداری خواهد کرد و اگر کودک را از خوردن یک نوع غذا منع کنید، بیشتر به خوردن آن تمایل نشان خواهد داد و هر چه بیشتر اصرار شود، خودداری او نیز بیشتر خواهد شد.

 

 

5- اشتیاق مادر و پدر به غذاخوردن کودک و آگاه شدن کودک به این مطلب:

 

بی اشتهایی

 

بعضی از والدین بدون توجه به این که کودک در سن دو سالگی به مقدار مواد غذایی (پروتئین و کالری) کمتری نیاز دارد، از روی مهر و محبت از غذا خوردن کودک تعریف می کنند و کودک را به غذا خوردن بیشتر تشویق می کنند و اگر کودک غذا بخورد، خوشحال و اگر نخورد، نگران می شوند.

 

اگر کودک به این عکس العملهای پدر و مادر آگاه شود، چون از مورد توجه قرار گرفتن لذت میبرد، بنابراین نسبت به غذا ایرادگیری میکند و در حالی که خیلی گرسنه است غذا نمیخورد تا بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

 

مادر و پدر باید بدانند که عکس العملهای نامناسب آنها نسبت به غذای کودک، موجب غذا نخوردن کودک می گردد.

 

6- ایراد گرفتن مادران به غذا خوردن کودک:

 

عده ای از مادران در هنگام غذا خوردن کودک، دائماً به او ایراد می گیرند که مثلاً اول باید غذای گوشتی را بخورد و بعد میوه یا دسر را.

 

کودک نمی تواند مفهوم این ایراد را درک کند و دچار بی اشتهایی می شود.

 

برای يک کودک دو ساله چه تفاوتی میکند که اول میوه بخورد و بعد غذای گوشتی، کودک هنوز کوچکتر از آن است که عادات و سنتهای غذایی را بفهمد و عمل کند.

 

باید به این نکته توجه داشت که وقتی کودکان غذایی را با میل خود انتخاب می کنند و میخورند،

 

در مجموع و در طول روزها و هفته ها، یک رژیم غذایی متعادل و کافی مورد احتیاج خود را چه از نظر کمّی و چه از نظر کیفی دریافت می دارند.

 

اگر کودکی غذای گوشتی نخورد، با مصرف شیر و تخم مرغ، مادهٔ پروتئینی به بدن او میرسد.

 

اگر بر خلاف میل کودک، در مورد یک مادهٔ غذایی مثلا گوشت، سبزی و میوه از طرف پدر و مادر اصرار شود، و این اصرار ادامه یابد، ممکن است تا آخر عمر این مادهٔ غذایی مطلوب او قرار نگیرد و کودک از خوردن آن امتناع کند و یا دچار بی اشتهایی شود.

 

بعضی از کودکان گوشت تکه ای داخل خورش را دوست ندارند، ولی گوشت چرخ کرده و یا کوبیده را می خورند.

 

مادر باید به این تمایل کودک اهمیت دهد تا غذای گوشتی لازم به بدن او برسد.

 

 

7- تفاوت روند افزایش وزن در کودکان و عدم توجه پدر و مادر به این مسئله:

 

بی اشتهایی

 

هر کودک با کودک دیگر از نظر ساختمان بدن و در نتیجه اضافه کردن وزن تفاوت دارد.

 

افزایش وزن کودک، بستگی به ساختمان بدن پدر و مادر و فامیل و همچنین به وزن او در موقع تولد دارد.

 

بیشتر پدر و مادرها کودک خود را با کودکان دوست و آشنا مقایسه می کنند و چون وزن کودک خود را کمتر از آنها می بینند، تصور می کنند در اثر کم غذایی است و به زور به کودک غذا می خورانند.

 

از ۶ ماهگی به بعد کودک به همان نسبت سه ماه اول تولد رشد نمی کند.

 

(اگر رشد کودک به مانند سه ماه اول ادامه یابد یعنی ۳۰ گرم در روز یا ۹۰۰ گرم در ماه، وزن کودک در سن ۱۴ سالگی به ۱۴۴ کیلوگرم خواهد رسید).

 

در بعضی مجلات و کتابها، روشهای تغذیهٔ کودکان ذکر شده و مادر پس از مطالعهٔ آنها تصور می کند باید به همان مقدار نوشته شده به کودک غذا دهد، و اگر کودک از خوردن خودداری نماید، با فشار و اصرار به کودک می خوراند.

 

از طرفی بعضی از پزشکان فهرست غذاهایی را که کودک می تواند مصرف کند در اختیار مادران قرار می دهند.

 

مادران بدون در نظر گرفتن تفاوت کودک با کودک دیگر، دوست داشتن یا نداشتن غذا، متغیر بودن اشتها در یک وعده با وعدهٔ دیگر و از یک روز تا روز دیگر، غذا را به اصرار به کودک می خورانند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران