نرم افزار مدیریت

والدین در کنار عروس و داماد باشند نه بین آنها

عروس و داماد در شروع زندگی نیاز دارند تا یکدیگر را بهتر بشناسند و به یک سبک زندگی مشترک دست پیدا کنند.و این سبک زندگی با مستقل شدن فراهم می شود. ما در مجله اینترنتی پارسی وان در مورد والدین در کنار عروس و داماد باشند نه بین آنها، بیشتر توضیح خواهیم داد.

 

 

اخیراً در یک جشن عروسی، عاقد از طرف عروس و داماد سخنرانی جالب توجهی ایراد کرد. مضمون سخنان آنها چنین بود:

عاقد: «یکی شدن این زوج دو سنت خانوادگی و دو قوم مختلف را با هم یکی می کند. به امید آنکه درخت خانوادگی جدیدی پا بگیرد و به ثمر بنشیند. آنها یک انتخاب فردی کرده اند و تصمیمی گرفته اند که مسئولیت اصلی آنها را تشکیل می دهد. با این حال زندگی آنها با حمایت خانواده هایشان غنی تر می شود. آیا شما والدین، این زوج را در زندگی مشترکشان یاری می کنید؟ آیا شما تصمیم آنها را مبنی بر انتخاب یکدیگر محترم می شمارید؟»

والدین: «بله.»

عاقد: «آیا همچنان در کنار آنها خواهید ماند و نه بین آنها ؟»

والدین: «بله.»

در برخی فرهنگ ها این تغییر اولویت ها در مراسم سنتی ازدواج به چشم می خورد که در آن والدین ابتدا بین عروس و داماد قرار دارند و سپس در حالی که دست های آن دو را در دست هم قرار می دهند، از آن نقطه به عقب گام برمی دارند. و در واقع عروس و داماد را حمایت می کنند.

 

گاهی والدین نمی توانند نصیحت و مداخله نکنند.

 

این کار بسیار مشکل است، اما شما با ثبات رفتار خود و در عین حال ابراز عشق و محبت می توانید به والدین تان کمک کنید. گاهی خود زوجها هستند که نمی توانند این رشتهٔ وابستگی را پاره کنند.

 

رندی و آنجلا” از اولین روز ازدواج خود در ارتباط با خانواده های یکدیگر مشکل داشتند. به عنوان مثال، رندی درک نمیکرد که چرا آنجلا از اینکه او یک شب با برادرانش بیرون رفته، ناراحت است. و رندی از اینکه آنجلا هر شب بعد از شام تلفنی با مادرش صحبت می کرد، ناراحت بود.

 

آیا این زمان نباید صرف آن دو می شد؟ همچنین او از اینکه آنجلا در مورد مشکلات زناشویی شان با مادرش صحبت می کرد، ناراحت بود.

 

خیلی راحت است که کسی پس از ازدواج الگوهای موروثی والدین و اجدادش را در زندگی دنبال کند. پدر رندی همیشه شبها را بیرون از خانه می گذراند و مادر آنجلا هر روز به مادر خود سر می زد. اما این روند برای رندی و آنجلا نتیجه بخش نبود. آنها هر دو ناراحت بودند.

 

به آنها پیشنهاد کردیم که در مورد تطبیق اولویتهایشان صحبت کنند تا هر دو بدانند که دیگری مقدم است (بر والدینش، خواهر و برادرهایش و دوستانش). این مفهوم اساس یک زندگی مشترک سالم و مقدس را بنیاد می نهد.

 

به همین دلیل انسان خانهٔ پدر و مادرش را ترک می کند

 

عروس و داماد

 

در کتابهای مقدس بر ازدواج تأکید شده است. مثلاًدر انجیل اینگونه آمده است: «… به همین دلیل، مرد خانهٔ پدر و مادرش را ترک می کند و به همسرش می پیوندد و آنها یکی می شوند.»

 

از این مطلب سه اصل زندگی مشترک را می توان برگرفت که به داشتن رابطه ای سالم و رو به رشد در ازدواج و روابط درست با خانوادهٔ همسر کمک می کنند: ترک کردن، پیوستن و یکی شدن.

 

ترک کردن خانوادهٔ خود چیزی بیش از ترک فیزیکی خانهٔ والدین است. این امر به معنی اولویت بندی جدید پیوندهایمان از والدین به همسرمان است.

وقتی عروس و داماد در خانهٔ والدین یا نزدیک آنها زندگی می کنند، مسئلهٔ ترک کردن بسیار پیچیده تر می شود.

 

اخیراً با بت و جاناتان ” صحبتی داشتیم که قرار بود به زودی ازدواج کنند و برنامه ریزی کرده بودند تا یک سال با والدین جاناتان زندگی کنند. تحصیلات دانشگاهی جاناتان تا یک سال دیگر تمام می شد و زندگی با والدین او از نظر مالی به آنها کمک می کرد. بت چه احساسی نسبت به این نوع زندگی دارد؟ با آنکه او حس می کند والدین جاناتان عالی هستند، اما قدری نگران است. به وضوح مشخص بود که در آینده برای جاناتان سخت می شود وقتی بخواهد از والدینش جدا گردد.

 

ما به آنها توصیه کردیم که با پول کمتری زندگی کنند و یک آپارتمان کوچک در نزدیکی دانشگاه اجاره نمایند.

 

عروس و داماد

 

در برخی شرایط لازم است که به علت محدودیت منابع، نسل های مختلف با یکدیگر زندگی کنند، اما بت و جاناتان متوجه شدند که اگر با والدین جاناتان زیر یک سقف زندگی کنند، دیگر نمی توانند بر یکدیگر متمرکز شوند و به دیگران اولویتی پایین تر از یکدیگر بدهند.

 

ما پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه، به علت برنامهٔ کاریمان، مجبور بودیم به مدت دو سال هزاران کیلومتر دورتر از محل زندگی والدینمان باشیم و از آنجا که عاشق خانوادهٔ خود بودیم، از این فرصت جدایی بسیار بهره بردیم.

 

ما فرصت داشتیم تا الگوهای زندگی خود را با هم ترکیب نماییم و به مشکلات خودمان رسیدگی کنیم و سبک زندگی مشترک خاص خود را بنا نهیم.

 

راستی” و کیلی ” چندان خوش شانس نبودند. آنها به عنوان آخرین راه حل نزد ما آمدند. وقتی داستان زندگیشان را تعریف کردند، مشخص بود که آنها اصل ترک کردن را نقض کرده اند.

 

راستی هنوز هم از نظر عاطفی آنقدر به مادر و برادرانش وابسته بود که کیلی به این نتیجه رسیده بود که او آنها را بیش از وی دوست دارد.

 

اگر قرار بود راستی انتخاب کند که اوقاتش را با چه کسی بگذراند، او مادر و برادرانش را به کیلی ترجیح می داد. آنها باید در مراسم و تعطیلات در کنار خانوادهٔ راستی می بودند. با آنکه رابطهٔ راستی با خانواده اش بسیار مهم بود، اما موضوع به همین جا ختم نمی شد.

 

شغل، دوستان و علائق راستى بر کيلی اولويت داشتند و او دوست نداشت تغییر کند. با کمال تأسف، زندگی مشترک آنها به نتیجه نرسید.

 

داستان راستی و کیلی نشان می دهد مستقل شدن از والدین برای شروع زندگی مهم است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران