نرم افزار مدیریت

معرفی بازی سفر یا بازی JOURNEY یک اثر هنری عجیب

بازی سفر یا بازی JOURNEY در سال 2013  برای Playstation3 منتشر شد و تحسین خیلی‌از منتقدین را برانگیخت بازی که بیشتر شبیه یک اثر هنری بود تا یک بازی. بنا به سنت بازسازی‌ بازی‌های موفق نسل قبل، Journey هم برای پلی استیشن 4 عرضه شد و حالا زیباتر از همیشه به نظر می‌رسد. با ما برای بررسی این بازی خارق‌العاده و شگفت انگیز همراه  مجله پارسی وان باشید.

معرفی بازی سفر یا بازی JOURNEY یک اثر هنری عجیب

بازی JOURNEY یک اثر هنری عجیب

بازی JOURNEY یا همان ماجرا های سفر ، یک بازی خاص است که از لحاظ گیم پلی شباهتی به بازی هایی که تا بحال دید ندارد . نه اثری از نوار سلامت است ، نه حتی اسلحه ای و نه امتیازی . شما فقط کنترل یک شخصیت شنل پوش را به عهده می گیرید . آن هم یک شخصیت شنل پوش مرموز که در صحرایی وسیع به سمت هدف خود یعنی کوهی که در دور دست قرار گرفته و نوک قله آن می درخشد حرکت می کند و در مسیر خود با استفاده از نیروهی جادویی پرواز می کند و به اسراری که در گوشه و کنار زمین است پی می برد . بازی JOURNEY یک اثر هنری است که بیشتر بر احساسات شما تاثیر می گذارد تا این که هیجانی در شما ایجاد کند .

سخن گفتن از بازی Journey بسیار سخت و دشوار است، چه برسد که آن را نقد کرد. هیچکدام از مبانی نقد وقتی در مورد این بازی به کار گرفته می‌شوند، کاربردی ندارند. در بررسی یک بازی ویدیویی، معمولاً کلیشه‌های خاصی رعایت می‌شوند: نگاهی کلی به بازی و ارزشیابی آن با کمک نگاه ریزبینانه‌تر به مؤلفه‌هایش مانند گیم‌پلی، داستان، موسیقی و مواردی از این دست. در بازی‌های رایج بازار معمولاً می‌توان مرزبندی مشخصی بین اجزای سازنده‌ی آن قائل شد، می‌توان تعریف کاملی از گیم‌پلی ارائه دارد و در جای دیگر از موسیقی و صداگذاری صحبت کرد. یک بازی می‌تواند گیم‌پلی فوق‌العاده‌ای داشته باشد اما از ضعف داستانی رنج ببرد. یا ممکن است گرافیک بی‌نظیری ارائه کند ولی حتی ارزش بازی کردن هم نداشته باشد ولی Journey تافته‌ای جدا بافته است، شبیه هیچ‌چیز قبل و بعد از خود نیست. در فضای دیگری سیر می‌کند، از دنیایی آمده که در آن بازی‌های رایانه‌ای چیزی جز سرگرمی هستند. هدف والاتری دارد و ادای کسی را هم درنمی‌آورد، منحصر به فرد است و مانند ستاره‌ی قطبی پرنورتر از هر ستاره‌ی دیگر می‌درخشد. این‌ها دقیقاً همان دلایلی هستند که صحبت از بازی را سخت می‌کنند.

بازی JOURNEY یک اثر هنری عجیب

مراحل بازی عجیب بازی JOURNEY

این بازی سرسره‌ای است که باید با خیال راحت سوار آن شوید و بگذارید شما را هرجا خواست ببرد. از Journey نباید به عنوان یک بازی یاد کرد این یک اثر هنری است و سازندگان آن خالق یک اثر هنری سرشار از ذوق و خلاقیت هستند.

بازی‌های مستقل مستقیماً از ذهن سازنده زاده می‌شوند، خودشان را در گیر و بند انتظارات گیمرها نمی‌بینند و همان چیزی هستند که سازنده می‌خواهد باشند. اما حالا  هر ساله شاهد آثاری هستیم که از سازنده‌ای گم‌نام و بدون ناشر شناخته‌شده‌ای عرضه می‌شوند و تنها با اتکا به خلاقیت محض‌شان راه خود را به قلب گیمرها باز می‌کنند. تجربه‌های متفاوتی که ما را از جریان اصلی بازی‌های رایانه‌ای جدا می‌کنند، فرصتی برای نفس کشیدن به ما می‌دهند و با احساساتمان بازی می‌کنند. همین سال میلادی گذشته بازی‌های مستقلی عرضه شدند که به لیست‌های بهترین بازی‌های سال راه پیدا کردند و جوایز زیادی نصیب خود کردند. البته همه‌ی آن‌ها به چنین موفقیت‌هایی دست پیدا نمی‌کنند، اما کافیست تجربه‌ای لذت‌بخش به مخاطبانشان هدیه دهند تا برای همیشه در ذهن و قلب آن‌ها باقی بمانند. Journey نمونه‌ی بی‌نقصی از این دست بازی‌هاست، حتی بزرگ‌تر و تأثیرگذارتر مستقل‌هایی که حالا  اسمشان سر زبان‌ها افتاده. چون چیزی هدیه می‌دهد که ارزشی والاتر دارد، چیزی که هر سازنده‌ای جرئت ندارد سراغش برود و هر گیمری هم شاید نتواند آن را درک کند.

با مشاهده تریلرها شاید بتوانید ذهنیتی از بازی داشته باشید، اما هیچ‌چیز تجربه کردن آن نمی‌شود. از همان لحظه‌ای که نام بازی بالای صحفه نقش می‌بنددصحرایی بی‌انتها، جادو آغاز می‌شود. کاراکتری انسان‌مانند، در ردایی قرمزرنگ و با روبنده‌ای مشکی که فقط چشم‌هایش نمایان هستند همه‌ی آن چیزی است که شما را در این سفر به جلو می‌برد. بله، این شما نیستید که کاراکتر را حرکت می‌دهید، بلکه با او همراه می‌شوید و با هم ماجراجویی را آغاز می‌کنید. سؤال‌هایی مانند اینجا کجاست، او کیست و هدف چیست اصلاً مطرح نیستند. Journey سرسره‌ای است که باید با خیال راحت سوار آن شوید و بگذارید شما را هرجا خواست ببرد، اینکه سعی کنید برعکس از آن بالا روید هیچ سودی نخواهد داشت. پس آنالوگ چپ کنترلر را به جلو فشار می‌دهید و در صحرا قدم می‌گذارید. تا چشم کار می‌کند تپه‌های شنی می‌بینید و تکه سنگ‌هایی که سر از خاک بیرون زده‌اند. در دوردست‌ها کوه بزرگی می‌بینید، کوهی که صلابتش مایه‌ی امید است و ستون نوری که از آن بیرون زده، راهنمای راه. اینجا دیگر به یقین می‌رسید که باید به سمت آن قدم بردارید. نه اینکه بازی از شما بخواهد، نیروهای نامرئی شما را به جلو می‌رانند. به سمت کوه می‌روید چون احساس می‌کنید کار درست همین است، آمده‌ایم که به سمت روشنایی گام برداریم.

هیچ‌چیز در این بازی مکانیکی نیست، هرچه هست همگی در جهت خلق انسانی‌ترین احساسات است. شخصیت بی‌نام ما شالی روی سر دارد که در جریان بازی طول آن افزایش پیدا می کند  که این شال منبع اصلی قدرتش است: پرواز.

مراحل بازی عجیب بازی JOURNEY 

هرچقدر این شال انرژی بیشتری در خود داشته باشد می‌تواند مسافت‌های بیشتری را در طی کند . تمام کاری می‌کنید راه رفتن، پریدن و پرواز کردن است مثل یک پلتفرمر ساده می‌ماند. این چیزی است که شاید بتوان به آن گفت گیم‌پلی. اما همینکه بازی را به اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن که تفکیک‌پذیر هم نیستند تقسیم کنیم، جادوی آن را خنثی کرده‌ایم. این قضیه در مورد موسیقی هم صدق می‌کند. موسیقی فوق العاده این بازی یک جادوی شنیداری است. آستین وینتوری کاری کرده که برای اولین در تاریخ بازی‌های ویدیویی، موسیقی یک بازی نامزد جایزه‌ی گرمی شود . آلبوم آهنگ‌های بازی در هفته‌ی اولش چهار هزار نسخه فروش داشت و به دومین پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی متن یک بازی ویدویی تبدیل شد .بازی رده سنی خاصی را در بر نمی گیرد اما این را نمی‌توان انکار کرد که هرکسی از آن لذت نخواهد برد.

هیچ چیز نمی‌تواند به بهترین شکل ممکن جنس خلاقیت بازی را نشان دهد جز بخش چند‌نفره‌ی آن. بخش چندنفره‌ای که اصلاً نه بخش جدایی است و  حساب و کتابی ندارد. در حال سر خوردن روی تپه‌های شنی هستید که ناگهان شنل‌پوش دیگری را می‌بینید، او هم چند متر آن‌طرف‌تر دنبال راه خودش است. نه نام کاربری‌ بالای سرش دارد و نه هیچ نشانه‌ ای که بگوید او وارد بازی شما شده و همین که همدیگر را در این دنیا پیدا کرده‌اید کافی است. راه برقراری ارتباطی هم وجود ندارد جز چند سیگنال بسیار ساده که همان‌ها هم زیادی هستند. نیازی هم به گفتگو ندارید، مسیر مشخص است.

تنهایی پرسه زدن در دنیای بازی JOURNEY حال و هوای خودش را دارد اما داشتن همراهی کنار خود هم مزیت‌هایی دارد که به تنهایی از آنها بی‌بهره‌اید. با حرکت کنار یکدیگر می‌توانید انرژی شال خود را شارژ کرده و مدت بیشتری در هوا معلق بمانید. تناقض جالبی در این شکل از حالت چندنفره وجود دارد و بازی اساساً هیچ چالش دونفره‌ای ندارد. اما همین نکته‌ است که آن را از انواع دیگرش متمایز می‌کند.

نمی توان عناصر بازی را از هم جدا کرد چون هسته‌ی بازی ناپایدار می‌شود، اما نمی شود اشاره‌ای به آن چشم‌اندازهایی که نفس را در سینه حبس می‌کنند نکرد و عاشقشان نشد؟ طراحی محیط دارای کیفیت بالایی است که در هر جایی از بازی که باشید و دوربین در هر زاویه‌ای که باشد، می‌توانید عکسی از بازی گرفته و آن را به عنوان تصویر پس‌زمینه‌ رایانه‌ی خود بگذارید.

کانسپت آرت‌ها برای این خلق می‌شوند که تیم سازنده یک درک کلی از محیط بازی داشته باشند و با همکاری طراحان بتوانند مراحل بازی را در قالب آن‌ها بسازند. در Journey همه‌چیز مانند کانسپت‌هاست. شن و ماسه‌ای که زیر نور خورشید برق می‌زنند دریایی از طلا را تداعی می‌کنند، زیرزمین ترسناکی که پالت رنگ‌هایش به طیف‌های متفاوتی از سبز و آبی محدود شده‌ اند، حسابی سردتان می‌کند و اواخر بازی هم تا چشم کار می‌کند برف است .

هر از گاهی باید از جریان اصلی بازی‌های رایانه‌ای دور شویم و سراغ تجربه‌های تازه بریم. این که بازی در چه سبکی است یا سازنده‌ی آن کیست ، فرقی ندارد . همین که بتوانیم بازی جدیدی را تجربه کنیم یعنی چیزی به ما اضافه شده و کمی در این دنیای بی‌انتها عمیق‌تر شده‌ایم. همان دو ساعتی که پای بازی می‌گذارید‌، اگر بتوانید چیزی فرای یک بازی را ببیند، تبدیل به بهترین خاطراتتان می‌شود.

 

منبع : http://www.parsi1.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب هتل آپارتمان مشهد نرم افزار مطب نرم افزار رستوران