نرم افزار مدیریت

داستان کوتاه آدم کم تحمل

يک افسانه صحرايی، از مردی ميگويد که می خواست به واحه ديگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردن شترش.

 

 فرشهايش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد. و حيوان همه را پذيرفت.

 وقتی می خواستند به راه بيفتند، مرد پر آبی زيبايی را به ياد آورد، که پدرش به او داده بود.

 پر را برداشت و بر پشت شتر گذاشت.

 اما با این کار, جانور زير بار تاب نياورد و جان سپرد.

 حتما مرد فکر کرده است: “شتر حتی نتوانست وزن يک پر را تحمل کند…”

نتیجه اخلاقی:گاهی ما هم در مورد ديگران همين طور فکر می کنيم.

متوجه نمی شويم که شوخی کوچک ما شايد همان قطره ای بوده است، که جامی پر از درد و رنج را لبريز کرده..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران