http://www.perspolisitarin.loxblog.com http://www.tanaffor2.loxblog.com http://www.gazorkhan.loxblog.com http://www.loveff.loxblog.com http://www.campaignzohor.loxblog.com http://www.paragalaydar.loxblog.com http://www.zakharbazi.loxblog.com http://www.vjir.loxblog.com http://www.khande20.loxblog.com http://www.moaraghl.loxblog.com http://www.hosseinabad.loxblog.com http://www.silentboy.loxblog.com http://www.kamyaran.loxblog.com http://www.fotonini.loxblog.com http://www.argpishgaman.loxblog.com http://www.shabahang20.loxblog.com http://www.love56.loxblog.com http://www.profilenice.loxblog.com http://www.hamechidaram.loxblog.com http://www.love56.loxblog.com http://www.tabadolha.rozblog.com http://www.bestweblogs.rozblog.com http://www.tabadoliha.rozblog.com http://www.weblognevisaan.rozblog.com http://www.mamlekate.ir http://www.welink.rozblog.com http://www.cze.ir http://www.link4up.rozblog.com http://www.cafelink.rozblog.com http://www.linksee.rozblog.com http://www.youtube23.rozblog.com http://www.guitareman.rozblog.com http://www.zhee.ir http://www.irsaba.ir http://www.add-links.ir http://www.5link.ir http://www.itismsrt.ir http://www.rozesefidam.rozblog.com http://www.etstur.ir http://www.gemlink.rozblog.com http://perspolisitarin.loxblog.com http://tanaffor2.loxblog.com http://gazorkhan.loxblog.com http://loveff.loxblog.com http://campaignzohor.loxblog.com http://paragalaydar.loxblog.com http://zakharbazi.loxblog.com http://vjir.loxblog.com http://khande20.loxblog.com http://moaraghl.loxblog.com http://hosseinabad.loxblog.com http://silentboy.loxblog.com http://kamyaran.loxblog.com http://fotonini.loxblog.com http://argpishgaman.loxblog.com http://shabahang20.loxblog.com http://love56.loxblog.com http://profilenice.loxblog.com http://hamechidaram.loxblog.com http://love56.loxblog.com http://tabadolha.rozblog.com http://bestweblogs.rozblog.com http://tabadoliha.rozblog.com http://weblognevisaan.rozblog.com http://mamlekate.ir http://welink.rozblog.com http://cze.ir http://link4up.rozblog.com http://cafelink.rozblog.com http://linksee.rozblog.com http://youtube23.rozblog.com http://guitareman.rozblog.com http://zhee.ir http://irsaba.ir http://add-links.ir http://5link.ir http://itismsrt.ir http://rozesefidam.rozblog.com http://etstur.ir http://gemlink.rozblog.com http://linux-web.ir http://carzor.lineblog.ir http://linux-web.ir http://monopod.shikweb.ir https://isheidayi.com/ http://welink.rozblog.com/ http://omdebazaar.ir http://link4up.rozblog.com http://cafelink.rozblog.com http://www.backlinka.ir http://www.tablloravan.ir http://www.zhee.ir http://www.darvishmusic.com/ http://add-links.ir http://www.popup.5link.ir http://www.backlinka.ir http://backlinka.ir http://www.backlinka.ir
تبلیغات بنری
درج تبلیغات بنری
.
شرکت نرم افزار عارف رایانه ویکیوز

مطالب مرتبط با داستان

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

آرایش زیبا آرایش صورت آرایش چشم آموزش آرایش صورت آموزش آرایش چشم اس ام اس جوک جدید اس ام اس خنده دار اس ام اس سرکاری اس ام اس سرکاری باحال اس ام اس سرکاری جدید اس ام اس طنز باحال اس ام اس طنز جدید اس ام اس های جدید جوک جدید جوک خنده دار زیبایی صورت زیبایی پوست عکس آرایش چشم عکس جدید ناخن عکس مدل موی ساده عکس ناخن جدید عکسهای ناخن جدید متن طنز خنده دار مدل آرایش چشم مدل جدید ناخن مدل رنگ مو مدل موی جدید مدل ناخن جدید مراقبت از پوست پوست زیبا

داستان کوتاه و بسیار زیبای دختر هوس باز

خانه » داستان » داستان آموزنده » داستان کوتاه و بسیار زیبای دختر هوس باز

هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف بدی می شنیدم چطور آتیش می گرفتم اما راستش حرف هایشان دروغ نبود.فقط خدا و دوستم مرتضی می دونستند من ازش خوشم میاد.

هر روز با یک نفر در حیاط دانشگاه بود.در کل دانشگاه بد نام بود و همه ازش بد می گفتند.نمی دونید وقتی در موردش حرف بدی می شنیدم چطور آتیش می گرفتم اما راستش حرف هایشان دروغ نبود.فقط خدا و دوستم مرتضی می دونستند من ازش خوشم میاد.البته نه مثل پسرای دیگه که از اون خوششون میومد،نمی دونم چطور براتون بگم که جنس دوست داشتنم فرق داشت.مرتضی گفت:چرا ازش خوشت میاد؟نگاهی کردم و گفتم:معصومه!

دیگه هیچی نگفت و سوالی نپرسید و رفت.فردا بهم گفت:برو جلو،نترس .واگه ازش خوشت میاد باهاش ازدواج کن.

گفتم:آخه بد نام هستش،تازه گناهکار هم هستش.من خودم دارم می بینم.مرتضی گفت:خودت مگه نگفتی :معصومه!بهش گفتم:منظورم این بود،چشماش معصومه.تازه مردم چی میگن!میگن یه دختر هوس باز و بدنام رو گرفته.با حرف مردم چی کار کنم؟!؟!تازه از کجا بهش بعد ازدواج اعتماد داشته باشم؟!؟!؟! و با سابقش چیکار کنم؟!؟!؟!

مرتضی خندید و گفت:من به خاطر خودت می گم،تو از کجا میدونی این دختر،چرا این کارا رو میکنه؟شاید هوس باز باشه،شاید هم یه مشکلی داره.از کجا میدونی تو هم یه روز از این آدم بدتر نشی.ما که داستان اونو نمی دونیم؟!؟!؟الان تو می خوای ازدواج کنی و عاشق این دختر هم هستی،پس دیگه هیچ عذری نیست و اگه الان سراغش نری منتظر عواقب کارت باید باشی.

اگه عاشقش باشی،اینا همش حرفه،به خاطرش هر کاری میکنی،حتی حرف مردم رو هم به جون می خری.به نظرم هر مشکل و گناهی و گذشته ای رو میشه درست کرد،به شرطی که یکی کمکمون کنه.

اصلا شاید مشکلش همینه که همدم نداره،اگه یکی باشه که واقعا دوسش داشته باشه دیگه این کارا رو نکنه.شاید تو یه فرستاده از طرف خدا هستی که باید کمکش کنی.

بعد صداشو آروم کردوگفت امین:اگه انجامش ندی دچار آینده بدی میشی!

گفتم:چرا قضیه رو الهی میکنی…یه عشقه کوتاهه …زودم تموم میشه…شایدم من مثل پسرای دیگه هستم!

من حرف های مرتضی رو باور نکردم و با این حرف ها از سرم بازش کردم ولی راستش دلم برای دخترک می سوخت و آرزو می کردم کاش می تونستم کمکش کنم ولی من نمی تونم.اصلا چرا من؟این همه آدم؛من فرستاده نیستم.

این ترم هم تموم شد،آخر ترم اکثر درساشو افتاد و قبول نشد و هر روزدرساشو غیبت می کرد.یه روز برادر و پدرش تو دانشگاه اومدند و توی حیاط کتکش می زدند.بچه ها می گفتند:خیلی خیلی به همه نزدیک شده و کار دست خودش داه.

من هم مثل همه ی کسایی که اونجا بودند جمع شدم و فریاد هایی که میزد و گریه هایی می کرد رو می شنیدم.خیلی از کسایی که جمع شده بودند تا این تماشاخانه را ببینند،در این وضع او گناهکار بودند و البته من هم کناهکار بودم؛نه کمتر از آن پسرهایی که به خواسته دلشان رسیده بودندوالان فقط نگاه می کردند و من هم نگاه می کردم.من صدای دخترهایی رو می شندیدم که دربارهاش می گفتند:این عاقبت هوس بازی هستش…دختر بیچاره

چند روز بعد شنیدم که خودش رو کشته.باورم نمی شد تااینکه اعلامیه اش رو دیدم،هنوز چشماش معصوم بود.بازهم صداهایی می آمدکه اذیتم می کرد:

-از اولش مشکل داشت…

داستان کوتاه و بسیار زیبای دختر هوس باز

-نه بابا فقط هوس باز بود؛عاقبت هوس خواهی همینه دیگه.طفلی پرپر شد…

-اصلا بهش فکر نکنید،حالا انگار کی مرده.همون بهتر که مرد،فضای دانشگاه رو آلوده کرده بود.من که ازش بدم میومد.هرکی گناه کنه عمرش کوتاه میشه.

فکر کنم هیچکدوم از اونا،هیچ وقت گناه نکردند؛لابد نکردند که این حرف هارو می زنند…به نظرم اون فقط یه کم بدشانس بود…شاید هم خیلی خوش شانس بود که عاقبت کارشو تو این دنیا دید.احتمالا من و خیلی دختر پسرای این دانشگاه اون دنیا عاقبت کارامونو می بینیم.از کسایی که ازش استفاده کردن تا کسایی که بهش کمک نکردند.از کسایی که پشت سرش حرف زدند و اسم اونو بدنام کردند تا کسایی که بی عاطفه وبی توجه از کنارش رد شدند و با صدای اروم گفتند:اون گناهکاره،بهتره بهش نزدیک نشیم.

شاید هم در همین دنیا نفرین بشیم.

تصمیم گرفتم به خاطر اینکه یکم از بار گناهم کم بشه،به مراسم ترحیمش برم.وارد شدم.همه جا سیاه بود و صدای گریه به گوش می رسید…

حالا تمام عمرم گذشته وهنوز ازدواج نکردم.انگار من در همین دنیا نفرین شده ام…

دست نوشته: حمید محسنی

منبع: داستانک دات آی آر


مطالب پیشنهادی

داستان کوتاه و بسیار آموزنده با عنوان بزرگترین حکمت

داستان کوتاه آرزوی دو همسر 60 ساله

داستان کوتاه آرزو

داستان بسیار زیبای ویولونیست در متروی تهران

پربازدید های داستان , داستان آموزنده

نظرات شما

maryam (۱۳۹۲/۰۳/۰۴) :

salam ………….chegadr az in jooor majerahaye talkh doro varemon hast vali ma sade o bi tavajoh az kenareshon rad mishon ………………..khili gashang boood ………….mer300000000000

alinasiri (۱۳۹۲/۰۳/۰۴) :

خیلی خوشم اومد از این داستان ، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

مهدی بی آی (۱۳۹۲/۰۳/۰۴) :

عالی بود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مرسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

amir (۱۳۹۲/۰۳/۰۵) :

aali hast

zero cold (۱۳۹۲/۰۳/۰۵) :

دانشگاه مارو باااااااااااااش

پدرام (۱۳۹۲/۰۳/۰۵) :

ممنون
خوب بود

قاسم (۱۳۹۲/۰۳/۰۵) :

تو این دنیا پسرایی مثل امین کم هستند.امروزه هیچ کی به باطن توجه نی کنه.فقط به ظاهر.شکر خدا من اینجوری نیستم…………………..

آى اولدوز (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

خوب بود

تقی (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

کلید اسرار!!

الهام (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

عجب!!!!!!!!!!!!!!!!

پریس (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

چرت بود

حمید محسنی (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

سلام
توی سایت داستانک هم که این داستان رو گذاشتم،نظرات متفاوت بود بعضی گفتند چرته وبعضی تمجیدکردند.منظور بدی نداشتم فقط یه داستان بود امیدوارم نارحتتون نکرده باشم

حمید محسنی (۱۳۹۲/۰۳/۰۶) :

ممنون از حمایتتون

آنیتا (۱۳۹۲/۰۳/۰۷) :

واقعا آموزنده بود!نبایدفقط به ظاهرافرادتوجه کرد!

ld (۱۳۹۲/۰۳/۰۷) :

عالي بود

tannaz (۱۳۹۲/۰۳/۰۷) :

چقدرمسخره بوووووووووووووووووووووود

zoha (۱۳۹۲/۰۳/۰۷) :

aliiiiiii va tasirgozar booood

Feyz bordim ey kash akharesh khob tamom mihod

ممل کاراته (۱۳۹۲/۰۳/۰۸) :

بابا کلید اسرااااار ، بابا قطره ای عبرت ، بابا امر به معروف و گشت ارشاد . هههههههه
من که اولویت اولم خوشکلیه خووششششکلللللللللل

hana (۱۳۹۲/۰۳/۰۸) :

نمی تونی تصور کنی که چه قدر چرت نوشتی..
ناراحت نشی یه وقت. از قدیم گفتن کسی که عیبت و میگه دوست تو هست.

فرشته (۱۳۹۲/۰۳/۰۸) :

خيلي مسخره بود.گناه، گناهه ديگه.
هدف مهم نيست!

bita_r90 (۱۳۹۲/۰۳/۰۹) :

kheyli ali booooooooooood

سرگذشت (۱۳۹۲/۰۳/۰۹) :

آره،راست گفتی،ناراحت نشین اما من خیلی بی معرفتیها از پسرها دیدم،خیلی زیاد،البته نه برای خودم،همیشه خودمو دور نگه میداشتم،اما هم اتاقیم …،نمازش به موقع سروقت بود باور کنین یه جور دیگه ای نماز میخوند اما نمیدونم چرا اینکارارو میکرد؟البته از کتکها بی احترامیهای پدرش وبرادر بزرگش خیلی بهم میگفت از اینکه خیلی مادرشو دوست داشت اما…،خیلی دوستش داشتم من که توی خانواده ام عین یه گل باهام برخورد میکردن نمیتونستم خودمو جاش بذارم.بالاخره به خاطر رابطه اش با پسر صاحب خونه، به محض فهمیدنه این موضوع وسایلمو جمع کردمو برگشتم ،فاصله ام بادانشگاه خیلی بود اما دیگه واقعا ترسیده بودم،اما بعد چند سال هنوز هم دلم برای نمازهاش وخودش تنگه،میدو نستم بالاخره نمازش به دادش میرسه امانمیدونم الان با ازدواجی که کرده خوشحاله یانه؟،خیلی بااستعدادبود اما نمیدونم الان توی اون جای دور افتاده چیکار میکنه؟باور کنین خیلی دوست داشتم کمکش کنم اما …

mahsa (۱۳۹۲/۰۳/۰۹) :

زندگی همینه عوضشم نمیشه کرد.شما همه الان اینجا نظرتونو میدین اما تو زندگیه واقعیتون همون کارو انجام میدین

پریا (۱۳۹۲/۰۳/۰۹) :

بی سرو ته و افتضااااااااااااااااااااااااااح

hadi (۱۳۹۲/۰۳/۰۹) :

آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآه
منم شرایطم مث تویه احساس میکنم فرستاده ام

paeez (۱۳۹۲/۰۳/۱۰) :

داستان تلخی بود!

asal (۱۳۹۲/۰۳/۱۰) :

واقعابعضی ازآدما خودشونو فرشته ودیگرانو مجرم فرض میکنن…
مثه همین دوستمون که گفته گناه گناهه دیگه…هدف مهم نیست…
دوست ندارم زیاد حرف بزنم چون هرکی انسانه به این رف میخنده..
گناه!!!!!!!
شما ازدیگران چی میدونین؟
ی دسته گناه کارن و ما بی گناه….همین؟

فرهاد (۱۳۹۲/۰۳/۱۰) :

اعتماد به همچین کایی باعث یک عمر بی اعتمادی و تشویش خاطره.
این زندگیها اگر یک ماه هم طول بکشه ولی یک عمر آدم رو دگیر خودش میکنه
مگر اینکه آدم ریلکسی باشی

شهرزاد (۱۳۹۲/۰۳/۱۱) :

عسل جان الان تو کل دنیا ادما همینن فک میکنن خودشون بیگناهن وبقیه گناه کار.
ببخشید من دقیقا پیام داستانو نگرفتم قضیش چی بود؟؟؟؟!!!!

مجید (۱۳۹۲/۰۳/۱۱) :

دلم اول واسه خودم و بعد واسه اون دسته از آدمهایی که فکر میکنن این دنیا همه چیزشونه میسوزه.ای کاش من اینطور نباشم.ای کاش…ای کاش………

مریم (۱۳۹۲/۰۳/۱۱) :

خیلی بد تموم شد

پردیس (۱۳۹۲/۰۳/۱۱) :

سلام مرسی از داستان قشنگ ولی واقعا در جامعه امروز ما از چیزها زیاد هست منظور دختر ه اس به امید خوب بودن همه جوانا خود من دوتا پسر نو جون دارم الهی به امید تو

نسیم (۱۳۹۲/۰۳/۱۱) :

بی چاره دخترک!!

ذکری (۱۳۹۲/۰۳/۱۲) :

خیلی خوب بود به عنوان یه نویسنده تحسینت میکنم نویسنده خوبی میشی عزیزم به نوشتنت ادامه بده .تو میتونی نویسنده بزرگ و تاثیر گزاری بشی .

مریم (۱۳۹۲/۰۳/۱۸) :

میشه گفت داستان بدی نبود

reza.mis (۱۳۹۲/۰۳/۲۰) :

dam hamton garm ke harf deleton ro zadin ————-be har hal nevisandeh talashrsho kard ye chizi besaze ma bayad ahteram begzarim

ملیکا (۱۳۹۲/۰۴/۰۵) :

جالب بووووووووووووووود!!!!!!!!!

parasto (۱۳۹۲/۰۴/۲۴) :

khob boooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooooodd

ali alipoor (۱۳۹۲/۰۴/۲۷) :

عالی بود

فاطمه (۱۳۹۲/۰۵/۰۲) :

خوب بود. بیچاره دختره. دلم سوخت

معصومه (۱۳۹۲/۰۵/۰۷) :

سلام …
شما تا گناه اونو ندید نباید گناهشو بشورید بنده خدا شاید کاری جز هوس بازی داشته ولی بحرف مردم توجه نکرده و بخاطر اینکه پاک بوده و بد نام شده خود کشی کرده …
اینم نظر من…از قضاوت زود متنفرم …اگه جای شما بودم حداقل باهاش حرف میزدم تا ابرازعلاقه کنم ..اونم که انجام ندادید…
ممنونم ..

امیرحسین (۱۳۹۲/۰۵/۰۷) :

اگه یکم فرهنگمون درست می شد همه جی درست می شد این فرهنگ ما که این بلا رو سر این جور ادما میاره شاید این یه داستان الکی باشه اما تو واقعیت این جور ادما زیادن

رویا (۱۳۹۲/۰۵/۱۱) :

اره امیرحسین جان توواقعیت زیادن وادمایی هستن که کمبودمحبت دارن وبخاطرهمینم هست که سراغ هرکس وناکسی میرن فقط واسه یه جیکه محبت…

مهسا m2 (۱۳۹۲/۰۵/۱۳) :

از این جور ادما اطراف ما زیادن.دختری که از کمبود محبت شدید به همراه سختگیری های بی جای پدرو مادر تا یه جا ازادی پیدا میکنه دوراز چش مامان بابا کارایی می کنه که…همینه که کاندیداهای ما واسه جلب توجه ازادیه جوونا رو تبلیغ میکنه
البته همه اینا برمیگرده به ضعف فرهنگیمون…در کل داستان خیلی قشنگ و ملموسی بود..مرسی

نیوشا (۱۳۹۲/۰۵/۲۰) :

ببخشیدا ولی من فکر میکنم اینجا اصلا بحث قضاوت از روی ظاهر نبود اتفاقا ظاهرش با چیزی که اتفاق افتادکاملا مطابقت میکرد در ضمن ما که نمیتونیم تو کار همه سرک بکشیم به اسم راهنمایی و خیلی ها هم اینجور راهنمایی رو قبول ندارند و نمیپذیرند نویسنده ی محترم انقدر عذاب وجدان هم اغراق آمیز به نظر میرسید

ani ak (۱۳۹۲/۰۵/۲۰) :

گناه هر کس به خودش ربط داره از قدیم هم گفتن دره دروازه رو میشه بست ولی دهنه مردم رو نمیشه بست . داستانه خوبی بود ولی یکم خلاصه بود. از دوستایه عزیز هم خواهش میکنم به نوشته دیگران احترام بزارن وعلاوه بر معایب مزایا هم بنویسن تا نوسینده تشویق بشه برا نوشتن بهتر.درضمن میگن از آن نترس که های و هوی دارد از آن بترس که سر به توی دارد اونایی هم که میگن فرشته هستند و بی گناه خودشون بدتر از هزارتا گناه کارن فقط نشون نمیدن

آریا (۱۳۹۲/۰۵/۲۳) :

واقعا

ایراندخت (۱۳۹۲/۰۵/۲۹) :

جنس خودمو خوب میشناسم توانی اینو داره که تو بدترین شریط پاک بمونه وصبر کنه .امین داستان اشتباه دیده چشماش معصوم نبوده سگ داشته.

علی و سودا (۱۳۹۲/۰۵/۳۰) :

دوست عزیز عشق باید با عقل و دل باشد احساس آخرش شکست است 0 بهتر است به فکر ازدواج باشید

سارا (۱۳۹۲/۰۵/۳۱) :

مسخره……..بی مزه….فقط نگاش میکردی؟ توزندگیت هیچوقت عاشق نمیشی بروبمیر

سارا (۱۳۹۲/۰۵/۳۱) :

تووووومرض داری دست خودت نیست…………….برودکتر

سحری (۱۳۹۲/۰۶/۱۱) :

عالی بود گریم گرفت امیدوارم کسی اینطور عاشق بشه

Sani (۱۳۹۲/۰۶/۱۷) :

Khod koshi akhare shojaate

bahareh (۱۳۹۲/۰۶/۱۷) :

kheili dastan khoby bod.kash yekam bishtar be dorobaremon negeh konim.

مریم (۱۳۹۲/۰۶/۱۷) :

معصوم کجا بود این جور آدم ها دیوانه اند دنبال آرامش و خوشبختی هستند اما از راه اشتباه خیلی اشتباه عاشق این جور آدمها بشید تازه عشق واقعی از شناخت میاد نه یک احساس زودگذر دختره ذات پلید خودشو و این که به هیچ اصولی اعتقاد نداشت را واضح کرده دیگه عشق که سرشار از پاکیه معنی نداره نه جانم این هوسه اینقد ساده نباشید

Elai (۱۳۹۲/۰۶/۲۳) :

salam khubid?man taze khundam .ghamanghiz bud…..

Elai naz (۱۳۹۲/۰۶/۲۳) :

سلام خوبید؟من تازه خوندم ولی مرسی خیلی عالی بود خوشم اومد ولی اره راس میگن ازان نترس که های وهوی دارد ازان بترس که سربه زیر دارد…..

هستی توکلی (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

نمیدونم چرا ولی خیلی دلم برا دختره سوخت ب نظرشماچی باعث شده بود که اون اینطوری شده باشه رفتارو برخورداش باپسرا؟

هستی توکلی (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

ب نظر خودم ک بیشترین تقصیروکوتاهی تواینجورمسائل خانواده ها دارن شایداونطورک باید احساسشودرک نکردن بهش محبت نکردن نفهمیدنش ک بچه هاشون پناه میبرن ب بیرون ازخونه وعاطفه ها ودوسداشتنای خیابونی

نیلوفر (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

جالب بود پسره گناه داشت.

نگین (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

این چیا فقط تو داستانه نه تو واقعیت

behnam (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

vagheaaan tahte tasir gharar mide na tanha man balke hame roo

سعید وزیری (۱۳۹۲/۰۶/۲۴) :

خوب بود

بیتا (۱۳۹۲/۰۶/۲۵) :

ممنون

امیر (۱۳۹۲/۰۶/۲۶) :

سلام

ماباید تو زندگی هدف داشته باشیم.روابط دختروپسرهم نباید دراین حد افتضاح به بار بیاره.انشاالله تموم دخترپسرها بتونن خوشبخت بشن.من که دعا میکنم.شما هم دعا کنید.فسادزندگی رو نابود میکنه

المیرا (۱۳۹۲/۰۶/۲۶) :

داستان بسیار مسخره ای بود.
خواهر من هم یه همچین دختری بود ولی ما طردش کردیم و الان افسردگی شدید داره.
نمیخواستم کمکش کنم چون در حقم بدی کرد و الان خوشحالم که داره تقاص پس میده.

سجاد... (۱۳۹۲/۰۶/۲۶) :

سلام داستان بدی نبود ولی اینو بدونید ک تو این دنیا ی کثیف وپراز گناه معصوم ها و خوب ها میرن پس چه خوب شد که رفت باتشکرفراوان

حبیب فرهمند (۱۳۹۲/۰۶/۲۶) :

خیلی داستان ناراحت کننده ای بود این جور داستانها برای مردم بگذارید شاید ابرت بگیرند

صبا..... (۱۳۹۲/۰۶/۲۷) :

آدم نبايد از رو ظاهر قضاوت كنه…….ولي اين بنده خدا خودشو تابلو كرده بود ديگ…..چيزي كه عيان است چه حاجت به بيان است…..خدا آخذ عاقبتمون رو بخير كنه…..دانشگاه مام از اين كيس ها كم نداره….

مریم (۱۳۹۲/۰۶/۲۷) :

چرت وپرت بود و در نهایت مسخره بووووود

محمد (۱۳۹۲/۰۶/۲۷) :

قشنگ بود مستر محسنی
اقا یا علی مدد. . .

ماري (۱۳۹۲/۰۶/۲۷) :

زياد حال نكردم با داستانت،ولي خب بدنبود همجين

الهه ج (۱۳۹۲/۰۶/۳۱) :

داستان خوبی هس ولی عقل مردم ب چشمشون هس

امیر (۱۳۹۲/۰۷/۰۲) :

سلام داستان خوبی بود راستی من با مدیر وبلاگ هم فامیلم…

لبافی (۱۳۹۲/۰۷/۰۳) :

روتون میشه با این چرند میگین داستان برین ادبیات و داستان مطالعه کنید ..هدایتی .ال احمدی …

المیرا (۱۳۹۲/۰۷/۰۴) :

امیر اقا
شما اذیت نمیشی اینقدر دروغ میگی؟؟؟؟
اگه اینطوریه منم بابک جهانبخش هستم.خوب شد؟

به توچه (۱۳۹۲/۰۷/۰۴) :

خاک تو سرت

الناز اسدي (۱۳۹۲/۰۷/۰۴) :

آخي طفلي دختره هر کسي نياز به يه تلنگر داره شايد کسي تلنگري نزد که سرنوشتش اين شد

فرهاد فرهنگ (۱۳۹۲/۰۷/۰۵) :

خیلی مردی

.. (۱۳۹۲/۰۷/۰۵) :

المیرا جون به خودت بیا

نیلو (۱۳۹۲/۰۷/۰۵) :

وااااااااااااااااای چ بد تموم شد

حسین (۱۳۹۲/۰۷/۰۵) :

خیلی داغون بود

علی تنها (۱۳۹۲/۰۷/۰۶) :

دقیقا برا خودم همین اتفاق افتاد ولی من …

مهدی (۱۳۹۲/۰۷/۰۷) :

واقعا چرت بود

milad137517 (۱۳۹۲/۰۷/۰۸) :

چرت بود رفیق

درنا امیری (۱۳۹۲/۰۷/۰۸) :

بخاطر زحمتتون ممنون داستان قشنگی بود ما حق نداریم کسیو قضاوت کنیم خدا خودش همه چیزو می بینه و بخشنده تر از خودش سراغ ندارم بهتره دیگران را رها کنیم و بخودمون برسیم کنترن دیگران بسه دروغ ممنوع غیبت ممنوع تهمت ممنوع یه کم فکرمونو رشد بدیم خودمون به آرامش می رسیم

گناهکار (۱۳۹۲/۰۷/۰۹) :

اون طوری که پسرها احتیاج به یه سری مسائل دارن دخترها هم دارن پس نمیشه اون ها رو گناهکار دونست

قاصدک (۱۳۹۲/۰۷/۰۹) :

مرسی خوووووب بود

حمید محسنی(نویسنده) (۱۳۹۲/۰۷/۰۹) :

سلام و ممنون بابت همه ی نظرها
این داستان مربوط به سال قبل بودکه تازه وارد نویسندگی شده بودم.
اگه الان دوباره بنویسمش خب اینطوری نمی نویسمش قطعا ، خیلی متفاوت خواهد بود.
کمی بیش از حد احساسی نوشتمش و بعضی اشکالات رو قبول دارم .
الان پشیمونم که چرا داستان رو توی اینترنت گذاشتم و پخش شد ولی خب پخش شده دیگه کاریش نمی شه کرد .چون اعتقاد دارم خوب ننوشتمش و…
از وقتی کلاس می رم اساتیدمون می گن نباید داستان صرفا از روی احساس باشه و باید منطق و قالب داستانی هم توش رعایت بشه …
در مورد معنای داستان باید بگم که انصاف باید در دو طرف رعایت بشه … نه اینکه همه رو کافر بدونیم و نه اینکه همه چیز مجاز باشه ( این اعتقاد خودم هستش) و توی این داستان می خواستم در مورد قشری بگم که خب البته گناه کردند ولی کلا نباید تخطئه و طرد بشن . البته این مجوز نیست برای هر کاری .همیشه فکر می کنم باید این وسط راه رفت و به اطراف مایل نشد .
می خواستم به عنوان نویسنده چند خطی توی ذهن یک گناهکار برم و افکار اون رو بگم ولی خب شاید خوب این کار رو نکردم .
در هر صورت اگر باعث رنجش کسی شدم معذرت می خوام و می گم تنها کاری که از دستم بر میاد اینه که بگم داستان رو نخونید و در موردش فکر نکنید .
ایده داستان از یکی از دوستانم که عاشق یک دختر بدنام شده بود و جلو نمی رفت به ذهنم رسید . واقعا اسمش محسن البته خب هم محسن حالش خوبه هم اون دختره ولی هرچی بهش گفتم برو المیرا رو بگیر گوش نکرد . بهش گفتم عشق مهم تره اما به همتون اطمینان می دم که هم محسن و هم المیر الان شاد و خوشحال هستند و زنده….این فقط یه داستان…
کاش می شد دوباره داستان رو بنویسم … داستان رو می بردم روی محسن و ماجرای عشقی اون .و پایان خوبی براش می نوشتم
بازم شرمنده….
بعضی چیزا وقتی نوشته بشن دیگه نمی شه پاکشون کرد
با تشکر(نویسنده – با نام مستعار حمید محسنی)
در ضمن به سایر داستان های من که در سایت داستانک با همین نام هست سر بنید خوشحال می شم.
اینم وبلاگم http://www.edastanak.blogfa.com

دریا (۱۳۹۲/۰۷/۰۹) :

خیلی خوب بود کاش یکم یاد بگیریم ب هر قیمتی درباره دیگران قضاوت نکنیم و تصمیم نگیریم

شیرین (۱۳۹۲/۰۷/۱۰) :

مسخره….

Keyvan hosyen aghaie (۱۳۹۲/۰۷/۱۰) :

کاش می شد خودت رو کنترول کنی!!!!

محمد (۱۳۹۲/۰۷/۱۰) :

خوب بود

__SANI__ (۱۳۹۲/۰۷/۱۱) :

awoOoOo bw dastan hendi 6ud akhare6 k in!!!

حاکان (۱۳۹۲/۰۷/۱۱) :

خیلی باید احمق باشی که باهاش ازدواج کنی

رها تیموری (۱۳۹۲/۰۷/۱۱) :

خیلی بدو خوب

شهرام قناري (۱۳۹۲/۰۷/۱۲) :

پایانی برای قصه نیست

چرا که نه گوسفندان عاقل میشوند و نه گرگها سیر

مینا (۱۳۹۲/۰۷/۱۲) :

من که نفهمیدم اخرش چی شد

مینا 0763 (۱۳۹۲/۰۷/۱۲) :

اصلا خوب نبود

هستی (۱۳۹۲/۰۷/۱۳) :

به نظر من بد نبود .ولی این طور داستان ها زیاده و اینکه تزدواج نکردید بهترین کار و کردید چون اون طوری بعد از ازدواج با شما به دلیل شکی که نسبت بهش داشتی هر روز باید میمرد .به هر حال میتوانستی جور دیگه کمکش کنید

raha (۱۳۹۲/۰۷/۱۴) :

آقا حمیدداستانتون عالی بود اما کاش فقط درصد خیلی کمی از آدمای این دنیا هم باشما هم عقیده بودن

رویا (۱۳۹۲/۰۷/۱۴) :

گرفتی مارو؟
ضایع بود خالی بستی

ثونیا صالحی (۱۳۹۲/۰۷/۱۴) :

س.من همیشه اینو میگم هیچکس از درد دل کسی با خبر نیست و هیچ دختری نمیخواد ابروش سر زبان مردم باشه یا ضربه ای خورده یا هم نا حقی وظلم دیده.

رضا (۱۳۹۲/۰۷/۱۴) :

دلم برای دخترسوخت

لیلی (۱۳۹۲/۰۷/۱۶) :

خوب بود

فاطمه (۱۳۹۲/۰۷/۱۶) :

عالی بود .مرسی

علیرضا (۱۳۹۲/۰۷/۱۷) :

عجب داستان عبرت انگیزی بود.ولی خیلی بیمرامی امین خان

0علی انصاری (۱۳۹۲/۰۷/۱۷) :

خیلس عالی بود

مهدی (۱۳۹۲/۰۷/۱۸) :

سلام.خوب بود ولی میتونست بهتر تموم شه.

like (۱۳۹۲/۰۷/۱۸) :

س من تازه داستانو خوندم نویسندش خ عالی احساساتشو بیان کرده و از شما خواهش میکنم بی احترامی نکنید در این داستان عامل اصلی فرهنگ ماست

ایسان (۱۳۹۲/۰۷/۱۸) :

خیلیییییییییییییییییی قشنگ بودخیلی

nastaran (۱۳۹۲/۰۷/۱۸) :

خیلی عالی بود

asrin (۱۳۹۲/۰۷/۱۹) :

kheyli maskhare bud

علی11 (۱۳۹۲/۰۷/۱۹) :

مرسی عالی بود

مهسا (۱۳۹۲/۰۷/۱۹) :

خوب بود

mostafa (۱۳۹۲/۰۷/۲۰) :

اشتبا کردی اقا پسر

نسرين (۱۳۹۲/۰۷/۲۰) :

خيلي جلب بود. نويسنده خيلي خوب احساساتش رو بيان كرده، تونستم تو اون حال و هوا قرار بگيرم.

فهیم (۱۳۹۲/۰۷/۲۰) :

ممنون.خیلی خوب بود.به نظر من این که اولین یا یکی از نوشته های غیر حرفه ایتونو تو اینرنت برای عموم مخاطبا گذاشتین خیلی شجاع هستین بهتون تبریک میگم.من فکر میکنم هر دو شخصیت داستان شما حرفای خوبی برای افراد شبیه خودشون داشتن.وکلی نکته ظریف توداستانتون هست که نقد تند دوستان زیر سوال مبردشون.امیدوارم کسانی من بعد داستانو میخونن منصفانه تر نظر بدن.براتون آرزوی موفقیت میکنم

سهراب (۱۳۹۲/۰۷/۲۱) :

داستان خوبی بود هم واسه دختران جوان هم پسرایی ک میترسن عشقشونو ابراز کنن…ولی بد تموم شد میتونست بهتر تموم شه…

سامی (۱۳۹۲/۰۷/۲۱) :

واقعا تخیلی بود.تابلواهرکی مسئول کار خودش .خودت چرا باهاش ازدواج نکردی

ساحل کوچولو (۱۳۹۲/۰۷/۲۱) :

بدک نبود……….

afshan (۱۳۹۲/۰۷/۲۱) :

man ta tah nakhundam ama b nazaram mozakhraf bud
bbakshidaaaaaaaa

رها (۱۳۹۲/۰۷/۲۱) :

i love it

محمد ستوده (۱۳۹۲/۰۷/۲۲) :

خوب بود.ممنون

عشق پاک (۱۳۹۲/۰۷/۲۲) :

این پسره همه واحداش رو قبول شد یا نه راستی نگفتی کدوم دانشگاه بود آدرس قبرش رو هم به مابده شب جمه بریم سر قبرش ثواب داره.بد نبود منم تحت تاثیر قرار گرفتم اگه خودکشی کنم خونم گردن تو آاااااااااااای خدا چرا………..

غریبه (۱۳۹۲/۰۷/۲۳) :

خوب بودولی تاثیرگذاریش رودخترپسرا خیلی کمه باید بهترازاینا بنویسید

ارزو (۱۳۹۲/۰۷/۲۳) :

خیلی باحال بود ولی پسره احمق وعاشق بوده:'(:'(

رویا (۱۳۹۲/۰۷/۲۴) :

شاید دختره کمبود محبت رو داشته که با همه بوده بیچاره دخترا که میذارن بازیچه دست هر کسی بشن رویا جان با نظرت موافقم

هلیا (۱۳۹۲/۰۷/۲۴) :

اخه دختره بیچاره خیلی غم انگیز بود خدا لعنتش کنه بابا و برادرشو ک باعث مرگش شدن باید یکی بهش کمک میکرد

hami (۱۳۹۲/۰۷/۲۵) :

داستان آموزنده ای بود

گوطلا منوچهری (۱۳۹۲/۰۷/۲۵) :

داستان خیلی قشنگ و عبرت آمیزی بود . شما درست گفتید انسان نباید تحت تاثیر ظاهر قرار بگیره شاید یارو از باطن خیلی خوب باشه ولی بعضی از کسارو میبینی که ازظاهر خوبن ولی از باطن خرابن

توسن (۱۳۹۲/۰۷/۲۵) :

دلم سوخت……..

سهراب (۱۳۹۲/۰۷/۲۵) :

داستان خوبی بود.ممل کاراته توخیلی احمقی که فقط خوشگلی رو ملاک ازدواج قرارمیدی واقعا برات متاسفم/

من (۱۳۹۲/۰۷/۲۷) :

بچه هایی که میگن شاید ظاهرش اینجوربوده و باطنش خوب بوده .دختره رابطه داشته ها.رابطه نامشروع ظاهره آخه؟
باطنشم خوب نبوده اما اگه امین کمکش میکردشاید خوب میشد.

آقای نویسنده که گفتی اون تواین دنیا مجازات شد باید بگم که خودکشی گناهو پاک نمیکنه خودش گناه محسوب میشه.
اما داستان متفاوتی بود
موفق باشی

mosi (۱۳۹۲/۰۷/۲۸) :

T_TO:-)T_TT_T

هانیه (۱۳۹۲/۰۷/۲۸) :

خدایاااااااااااا منو ببخش اگر تهمت زدم مسخره کردم قضاوت کردم ناخواسته ابرویی رو بردم و و و…خدایا از سر تقصیرات هممون بگذر امین

میلاد (۱۳۹۲/۰۷/۲۸) :

عالی نبود

احمد (۱۳۹۲/۰۷/۲۹) :

جالب بود مادختر ÷سرا هم باید سعی کنیم کسایی که همچین مشکلی دارن کمکشون کنیم.

يسنا (۱۳۹۲/۰۷/۳۰) :

درسته ادم ممكنه بخاطر مشكلاتش دست به هر كاري بزنه ولي اين كار به نظر من اصلا قابل توجيح نيست حرف مردم زياده با اين وجود ما ادما هممون همينجوريم پر از گناهيم و دنبال ابروي بقيه وبه قول شاعر:
زيدي به زن فاحشه گفتا مستي
هرلحظه به دام ديگري پا بستي
زن گفت هر ان چه ميگويي هستم
ولي تو خود انچه مينمايي هستي؟

يسنا (۱۳۹۲/۰۷/۳۰) :

موافقم باهات.خود كشي گناه كبيره هست

محمدزرینی (۱۳۹۲/۰۸/۰۱) :

اصلاانتظارنداشتم اینجوری تمومش کنی؛چفد بدتمومش کردی؛من ک خیلیsad شدم

yyyyy (۱۳۹۲/۰۸/۰۲) :

سلام!!تا یکی زندست بدی هاشو میگیم!!!!!!!وقتی مرد میگیم آخ چه آدم خوبی اینجور بود اونجور بود!!!!!!!!!!!!!یه چیزی!!!!!!!شعر نگین دیگه!!!!!!!!! داستان خوب بود!!!!!!!!!ولی جمع کنید بساتتونو هرکی یه چیزی میگه ولی تو واقعیت عمل نمیکنه برو وقتی عمل کردی بیا بنویس

فاطی (۱۳۹۲/۰۸/۰۲) :

واقعا داستان فوق العاده ای بود خیلی منو تحت تاثیر گذاشت ممنونم ازت باعث شد خیلی چیزارو بفهمم.

rezvan gholamii (۱۳۹۲/۰۸/۰۲) :

دنیا دار مکافات نیست

فرزانه ک (۱۳۹۲/۰۸/۰۳) :

ودت میدونی دری وری نوشتی عایا؟

mahsha (۱۳۹۲/۰۸/۰۳) :

KHeili mozakhraf bood amin age ashegh bod be eshghesh komakesh mikard.

کتی (۱۳۹۲/۰۸/۰۳) :

سلام منم دوران دانشجویی کارهای بدی انجام دادم ولی الان خیلی پشیون شدم

ناشناس (۱۳۹۲/۰۸/۰۵) :

من هم خيلي مثل اين گناه كردم خدا منو ببخشه

ﺳﺮﻧﻮﺷﺖتلخ (۱۳۹۲/۰۸/۰۵) :

ﺍﮐﺜﺮ ﭘﺴﺮﺍ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭﻟﯽ ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻮ ﭘﺎﮎ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻭﻧﻮﺑﺪﻧﺎﻡ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻣﯿﺪﻭﺍﺭﻡ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﭘﺴﺮﺍﯾﯽ ﻧﯿﺴﺘﻮﻧﺎﺑﻮﺩ شن

Nel (۱۳۹۲/۰۸/۰۸) :

Ali bod

asmaazghandi (۱۳۹۲/۰۸/۰۸) :

Jaleb bod ama havas zod gozareeee shaiadam baghie rajebam bad fek konan ama hamash az ro ie entegham az hame pesaras

احسان (۱۳۹۲/۰۸/۰۸) :

خوب بود ولی دخترا حقشونه هرچی سرشون بیاد ی دونه بامعرفت توشون نی…….

غروب (۱۳۹۲/۰۸/۰۸) :

زندگی تقدیراست اماتقدیرزاییده ای ازافکارماست

grela.barani (۱۳۹۲/۰۸/۰۹) :

ممنون از داستانتون.اغا احسانا تفاقا توشماهابا معرفتی وجود نداره

Sara (۱۳۹۲/۰۸/۰۹) :

Kasi hast bekada bhaham dost beshe

Gadi (۱۳۹۲/۰۸/۰۹) :

کمی باور نکردنی بود

fahime eval (۱۳۹۲/۰۸/۱۰) :

چقدر جالب بود کاش ما آدما پا رو حرف مردم بذاریم و به صدای قلبمون گوش کنیم

سینا♥♡♣♧ (۱۳۹۲/۰۸/۱۰) :

دوست دارم

حمید محسنی(نویسنده) (۱۳۹۲/۰۸/۱۱) :

نه حاجی داستان بود جدی جدی کار دست خودت ندی!

جواد (۱۳۹۲/۰۸/۱۱) :

هیچی دیگه من برم تو دانشگامون دنبال دخترای گناهکار بگردم ب راه راست هدایتشون کنم تا نفرین نشدم ۰میگ میگ ویش

شيدا (۱۳۹۲/۰۸/۱۱) :

عالي بود

مریم (۱۳۹۲/۰۸/۱۱) :

همه کسایی که فک میکنین داستان چرت و مزخرفی بود اگه یه روز همچین اتفاقی زاسه خودتون بیوفته وشما دنبال کسی باشین که فقگ بتونین حرف دلتونو بهش بکین نه چیز دیگه ای.و اون شخص بهتون بگه چرت و مزخرف چه حالی میشین؟هر انسانی تو دنیا به یه نفر نیاز داره که بهش تکیه بزنه اکه نباشه میوفته تو منجلاب…
یه داستانی که من به عین دیدم ومیدونمو میخوام براتون بگم.تو دانشگاه ما چندتا پسر باهم سر یه دختری که با هیچکی دوست نمیشده شرط بندی کرده بودن که هرکی بتونه با این دختر دوست بشه وبتونه باهاش یه شب باشه 12میلیون بهش پول میدن یکی از پسرا با هر مصیبتی که شده با این دختر تونست دوست بشه وبالاخره یه شب باهاش بود و فیلمبرداری کرده بود که نشون دوستاش بده وپولو بگیره…ولی امان از دل…همون شب عاشق دختره شده بود صبح که میره به دوستاش بگه که دختررو دوسش داره و نمیخواد آبروش بره دوستای نامردش به زور کتک فیلمو ازش گرفته بودن و پخش شد….کارشون به دادگاه کشید و حکم تبعید براشون صادر شد…..الان زندگیه خوب و آرومی دارن………هیچ وقت عشقو ساده نگیرین

نفیسه (۱۳۹۲/۰۸/۱۱) :

ھمه عبرت بگیرین.مرسی.

رها (۱۳۹۲/۰۸/۱۳) :

خب شاید بخاطر تنهاییش بوده یه طرفه به محکمه نرید

سامان (۱۳۹۲/۰۸/۱۳) :

چرت بود ولی چون بیشتریا اینو گفتن میگم خوب بود………………………

رضا (۱۳۹۲/۰۸/۱۳) :

بدنبودمرسی

طوفان (۱۳۹۲/۰۸/۱۴) :

خوب گفتی عالی بود

علی پلو (۱۳۹۲/۰۸/۱۵) :

چرت و خیلی خیلی مسخره عشق یارو هم حوسی بیش نبوده مثل فیلم ایرانی بود بی سرو ته

مهنازکوچولو (۱۳۹۲/۰۸/۱۶) :

شایداگه یکی بمن کمک نمیکردمنم همچین عاقبتی داشتم.

ارغوان (۱۳۹۲/۰۸/۱۶) :

خب اگه هرچقدرهم تنها باشی بایدپاروی شخصیت خودت بزاری؟

هستی (۱۳۹۲/۰۸/۱۶) :

طوفان توکی هستی که نظر دادی

رضا ارشد (۱۳۹۲/۰۸/۱۷) :

عالی بود

مهسا (۱۳۹۲/۰۸/۱۷) :

دختری ک برای بدست آوردن توتنش را ب تو عرضه میکند فاحشه نیست و دختری ک برای ب دام انداختن تو تنش را از تو دریغ میکند باکره نیست من ب فاحشه بودن ذهن باکره و باکره بودن ذهن فاحشه ایمان دارم
.دکتر شریعتی.
Ye kam fkr konid bad harf bzanid
Amin y soal daneshgahe shoma entezamat nadare?

محسن (۱۳۹۲/۰۸/۱۸) :

ببخشیدا خیلی ببخشید اما داستانش خوب نبود یه نکته خیلی مضخرفشم این بود که گذشترو میشه پاک کرد!!!
اگه گذشته ی ادما پاک شدنی بود الان خیلیا سر زندگیشون بودن.مرسی

سارا خوش طينت (۱۳۹۲/۰۸/۱۸) :

khob bod…

سونیا (۱۳۹۲/۰۸/۱۸) :

داستان مزخرفی بود.واسه دخترا متأسفم ک بخاطر یک پسر که اصلأ ارزششو نداره دست ب خواسته شون میزنه.واقعأ دخترا ساده ان.توی دانشگاه دختره با دوست پسرش داره حرف میزنه بعدش یکی از دوستای دخترإ صداش میکنه،پسرإ بهش میگه ن عزیزم نرو دوس دارم حرفاتو بشنوم،دختره معذرت خواهی میکنه و میره.بعد پسرإ میره پیش دوستاش بهشون میگه.أه این دختره چقد حرف میزنه،مخمو خورد.حرفاش مزخرفه..
واسه ی همه ی دخترا متأسفم ک گول ظاهر پسرا رو میخورن

SARA (۱۳۹۲/۰۸/۱۸) :

سلام عزیز خوشحال میشم از اینکه منو هم تو وبلاگم یاری کنید و عضو بشین چون واقعا اطلاعاتم کمه و نیازمند حمایت بعد اونم قرار ی وبلاگ تخصصی برای داداشیم ک اهنگ شکسته پرو خونده ک اسم دوستشم ایمان نادری پور و احسان اسلامیه اگ افتخار بدین ممنون میشم
اینم ادرس وبلاگم ZAAL137544.BLOGFA.COM

علی ع (۱۳۹۲/۰۸/۲۰) :

برای همه دخترها متأسفم که نکنه کسی به خواستگاریشون نیان سریع خام میشن وندیده و نشناخته عاشق هرکسی میشن

علی ع (۱۳۹۲/۰۸/۲۰) :

bad nabod

شراره (۱۳۹۲/۰۸/۲۰) :

چرتو مزخرف بود واقعا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.ا.

پرستو (۱۳۹۲/۰۸/۲۱) :

سلام اقای محسنی پیام داستانتون خوب ومفیده وجدابایدازقضاوت بدون اطلاع کافی وپشت سردیکران صحبت کردن دوری کنیم,منقلبم نکرد ولی تاثیرکذار بود،ازنظرنکارشی خییییلی بدبود

سجاد (۱۳۹۲/۰۸/۲۱) :

ای کاش قبل ازاینکه ماانسان ها میخواستیم درمورد دیگران قضاوت کنیم اول یه کم به خودمون فکرمیکردیم بعد تمام عیب ونقص های خودمونو درست میکردیم اونوقت دیگه وقت نمیکردیم به دیگران نگاه کنیم چه برسه به اینکه بخواهیم درموردشون قضاوت هم بکنیم

افشين (۱۳۹۲/۰۸/۲۱) :

بدنبودمرسي

JAVAD0505 (۱۳۹۲/۰۸/۲۲) :

خوب بود

Javid (۱۳۹۲/۰۸/۲۲) :

Ey… Delm Misuze Vase Baezi Ha ..

ولی (۱۳۹۲/۰۸/۲۲) :

خوب بود

رضا (۱۳۹۲/۰۸/۲۴) :

زیادم بد نبود

محسن (۱۳۹۲/۰۸/۲۵) :

جالب بود!!&&&&!&!!

mehrdad (۱۳۹۲/۰۸/۲۷) :

داداش خوب ک جلو نرفتی بعضی دخترا ذات ندارن.من جودم ی بار صید شدم

payam (۱۳۹۲/۰۸/۲۹) :

خیلی بد تموم شد بهتر از این هم میشد.خلاصه دمت گرم

حسین طلا (۱۳۹۲/۰۸/۲۹) :

باید قبول کنیم هر ادمی با ادم دیگه فرق داره یکی این داستانو قبول داره یکی نه هر کس دیدگاهی داره ولی باید بگیم هرکی هر کاری میکنه پای خودشه و به کسی مربوط نیست .این دختر اینجور زندگی رو انتخاب کرده پس همه عواقبش رو هم پذیرفتهدر ضمن توی این دنیا کسی پیدا نمیشه با اون ازدواج کنه چون وقتی عشق بعد مدتی کمرنگ شد زندگی اونا فاجعه میشه..ولی در کل خوب بود

حhamid68 (۱۳۹۲/۰۸/۲۹) :

خیلی ضایع بود

سانازحسینی (۱۳۹۲/۰۹/۰۱) :

سلام خیلی داستان جالبی بودواقعا ناراحت شدم. البته حق با فهیمه جونه ولی مردم عقلشون بة چششونه

اسماعیل (۱۳۹۲/۰۹/۰۱) :

سلام
خیلی عالی بود
با اجازه داستان رابا آدرس منبع در وبلاگم قرار دادم
تشکر
وبلاگم : gahan156ghaen.blogfa.com

sito (۱۳۹۲/۰۹/۰۲) :

واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم

شهاب (۱۳۹۲/۰۹/۰۲) :

ااااا

ساناز (۱۳۹۲/۰۹/۰۲) :

خیلی بچگانه ست خیلی

مسی (۱۳۹۲/۰۹/۰۴) :

راست می گی.

رشید (۱۳۹۲/۰۹/۰۴) :

اون گناه کرده درست . هیچ به گناهان خودتون هر چند که از این قبیل نباشه فکر کردین

نیما (۱۳۹۲/۰۹/۰۶) :

وای وای

رهكذر (۱۳۹۲/۰۹/۰۷) :

همه فراموش كرديم كه جرا دختر دس به اينكار ميزد

ADREAN (۱۳۹۲/۰۹/۰۷) :

زیاد نگاه میکنی؟

امیر (۱۳۹۲/۰۹/۰۸) :

خوب بود

سعید (۱۳۹۲/۰۹/۰۸) :

تو این دنیا فقط گناه دختر دیده میشه پسرا همه قاضی میشن

sina.1377 (۱۳۹۲/۰۹/۰۸) :

بد نبود! مرسی

sina

اینم آدرس وبلاگ منه یه سر بزنید
amin-ali1392.blogfa.com

روجا (۱۳۹۲/۰۹/۰۸) :

خیلی خوب بود.واقعا بعضیها چشاشون معصومه

احمدغلامی (۱۳۹۲/۰۹/۰۸) :

حقیقت بود

هوتن (۱۳۹۲/۰۹/۱۰) :

ایول

رضاperrr (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

آخه تو چی میدونی مریم خانم!!!!!!

رضاpeirrr (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

مثل عمر لاله

................................. (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

بسیار چرت بود

........ (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

مسخره بووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود

فرهاد مجیدی (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

خوب بود

shakila miri (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

داستانش عااااااااااالي بود واقعا نويسندسو تحسين مينكم

مهرنوش (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
هههههههههههههههه هه هه
هههههههههووووووو هو هو هه هه
اشکام سرازیرشد

حسین (۱۳۹۲/۰۹/۱۲) :

خوب بود

ناناک (۱۳۹۲/۰۹/۱۳) :

واقعا المیرا خانوم شما از احساس هیچ بوئی نبردین به نظر من شما و خانوادتون همگی روانی هستین هر چی باشه از خونتونه و خواهرته؛

رامین (۱۳۹۲/۰۹/۱۳) :

خیلی جالب بود

مریم (۱۳۹۲/۰۹/۱۳) :

مسخره بود

مریم (۱۳۹۲/۰۹/۱۳) :

اره واقعا ای مردم نمیگن پسره بود میگن دختره خرابه راستی چرا تو که پسری طرفدار دخترای؟

مسعود (۱۳۹۲/۰۹/۱۳) :

داستان تکان دهنده ای بود……. داستان ها یعنی افسانه

نيما 021 (۱۳۹۲/۰۹/۱۴) :

مرسي اينو باتجربه اي خودم ميگم .خوب بود

باران (۱۳۹۲/۰۹/۱۴) :

خوشمان امد:D

سعیداباذری (۱۳۹۲/۰۹/۱۴) :

خوب بود

صدف (۱۳۹۲/۰۹/۱۵) :

هرزگی بامعصومیت نمیتونن کنارهم قراربگیرن.اون دخترچوب هرزگیشوخورد.حقش بود

حسين بلا (۱۳۹۲/۰۹/۱۵) :

مريم جون داستاني كه نوشتي جالب بود

علی عسگری (۱۳۹۲/۰۹/۱۵) :

خیلی بد بود خوشم نیومد

سایان (۱۳۹۲/۰۹/۱۶) :

داستان بهترازین پیدانکردی خنگول.فک میکنی مردم ….. این چرندیاتوباورمیکنن خیلی مسخره بود

atash (۱۳۹۲/۰۹/۱۶) :

چرت بود

علی (۱۳۹۲/۰۹/۱۶) :

خیلی باحالبودکاش من جای اون پسرابودم

behrad (۱۳۹۲/۰۹/۱۶) :

عالى بود . من خودم داستان نوىسم ولى اىن داستان چىز دىگه بود

ی ادمه تنها (۱۳۹۲/۰۹/۱۶) :

اگه اخرش خوب تموم میشد جالب تر بود……..

غزل (۱۳۹۲/۰۹/۱۷) :

واقعا ی همچین پسرایی وجود دارن ؟؟؟خدا نصیب کنه

روشنا (۱۳۹۲/۰۹/۱۷) :

ایول علی خوب اومدی.
بد بود داستانش

تبسم (۱۳۹۲/۰۹/۱۷) :

خیلی مزخرف بود ببخشینا

LOVE (۱۳۹۲/۰۹/۱۷) :

بببببد نبببببود

کیان (۱۳۹۲/۰۹/۱۸) :

ن دختره راحت شدقربون

0936653**** (۱۳۹۲/۰۹/۱۸) :

 ممنون .!.قربون عشق خودم مهدیه

محمد (۱۳۹۲/۰۹/۱۸) :

خیلی داستانش قشنگ بود
خکو من هم یک مدت هوس باز بودم به کمک رفیقم تونستم دست از این کار بکشم و از گناه راحت بشم در همه جا بایک یک نفر مشاور و یک دوست واقعی باید باشه که به کمک ادم بیاد
دستتون درد نکنه خیلی قشنگ و پند اموز بود

SABAH (۱۳۹۲/۰۹/۱۸) :

عالی ولی زیادی منگولی

پدرو (۱۳۹۲/۰۹/۱۹) :

داستانت خوب بود ولی آخرش نه بدتموم شد

محمدحسین (۱۳۹۲/۰۹/۱۹) :

واقعا عالی بود

@li (۱۳۹۲/۰۹/۱۹) :

خوبه اما هيچي خوبه

hitler (۱۳۹۲/۰۹/۲۰) :

کاری به داستان ندارم هر کسی که اینکار رو میکنه تا خودش نخواد کسی نمیتونه وادار به این کار کنه. یا عادت دارند یا واقعا نمیفهمند یا شایدم خوب میفهمند فقط دوست دارند این کار رو بکنند.

Mehrshad kabiry (۱۳۹۲/۰۹/۲۰) :

Kheyli ghashango amozande bod,mer30

negii (۱۳۹۲/۰۹/۲۰) :

چندان جذاب نبود

roshanak (۱۳۹۲/۰۹/۲۱) :

خوب بود ولی استعدادتو تو نویسندگی خوب بود امیدوارم بهترباشی

pegah (۱۳۹۲/۰۹/۲۱) :

merc…. valiiii vaghean nemishe hich ghezavatiii kard….!

یلدابعیدی (۱۳۹۲/۰۹/۲۲) :

خیلی عالی بود

عسل بدیعی (۱۳۹۲/۰۹/۲۲) :

خیلی عالی بودولی همیشه پسرابی معرفتن

مھدی ناصری کریموند (۱۳۹۲/۰۹/۲۳) :

داستان جالبیھ .

Mehrdad (۱۳۹۲/۰۹/۲۳) :

فک کنم زیاد فیلم هندی نگاه میکنید!!!

hajar (۱۳۹۲/۰۹/۲۴) :

عالی بود من که تحت تاثیر قرار گرفتم ولی نظر من اینه که باید واقعا به این واقعیتا دقت کنیم و عبرت بگیریم و خودمون رو بازیچه دست این و اون نکنیم

مصی (۱۳۹۲/۰۹/۲۴) :

برات متاسفم

مبینا (۱۳۹۲/۰۹/۲۵) :

خیلی بد بود…………………..

مبینا (۱۳۹۲/۰۹/۲۵) :

داستان جالبی نبود…………………..

نازنین (۱۳۹۲/۰۹/۲۵) :

خوب بود

حجت (۱۳۹۲/۰۹/۲۶) :

منم نقش باباشو بازی کردمممممم……

سیام (۱۳۹۲/۰۹/۲۶) :

موتمعنی؟

رضا (۱۳۹۲/۰۹/۲۶) :

کاش کمی به واقعیت نزدیکتر بود

عاشق (۱۳۹۲/۰۹/۲۷) :

خیلی مزخرف بود البته ببخشید.

هنما هنما (۱۳۹۲/۰۹/۲۷) :

بابا دخترک خراب بود این همه دبگه اخ و اوخ و وای وای نداره والا در عجبم چطور ملت مبان نظر میدن اخی گناه داشت

الهام افشار (۱۳۹۲/۰۹/۲۸) :

درسته كه هركسي روتوي قبرخودش ميذارن ولي اكه قرارباشه جشمامونو روي كناهايي كه علني توي اجتماع ميشه ببنديم كه جامعه رو كندبرميداره

نازی (۱۳۹۲/۰۹/۲۸) :

جالب وتلخ بود.کسی جزاون دختره ازدل خودش خبر نداشت.حتما داشته تاوان یه نامردی از کسی رو میداده.دل شکستن هنرنیست

واقعا که........... (۱۳۹۲/۰۹/۲۸) :

بی احساس

خشایار (۱۳۹۲/۰۹/۲۸) :

ا ی بد نبود

فرشته (۱۳۹۲/۰۹/۲۹) :

بد نبود

مجنون (۱۳۹۲/۰۹/۲۹) :

داستانش كوتاه بودوبي سرو‏
و جفتشون احمق بودن كه اين روزا از اين جورادما زيادن

عرفان (۱۳۹۲/۰۹/۲۹) :

ازنظرمن نه میشه دختر قصه روگناهکاردونست نه بی گناه!!!!!!!!!!!!!
فقط باید عبرت گرفت…………..

alone_bou (۱۳۹۲/۰۹/۲۹) :

درسته پسرا بي معرفتا ولي تقصير دختراست
حالا هر اتفاقي بيافته مينندازن گردن ما بدبختا
اول شرارهاي آتشو جمع كن تا ما حوس داشتنتو نكنيم
صرف نظر از بقيه موارد

mahdi roshaoi (۱۳۹۲/۰۹/۳۰) :

ایول به این داستان کفففففففف کردم

مرتضی (۱۳۹۲/۰۹/۳۰) :

چت

فرامرز شهلی بر .از چاشهی (۱۳۹۲/۰۹/۳۰) :

مرسی ولی یه کم گریه دار بود

ستایش بهرامن (۱۳۹۲/۱۰/۰۱) :

Aliiiiiiiiiiiiii booooood

HAMID (۱۳۹۲/۱۰/۰۱) :

منم یکی رو میشناختم که همینجوری بود!اما الان ترک کرده و میگه هفته ای یه بار بیشتر نمیدم!اونم فقط به دوس پسر فابریکم…

ندا (۱۳۹۲/۱۰/۰۱) :

یعنی نیستی حرف الکی نزن همه ظاهر ببینن

ندا (۱۳۹۲/۱۰/۰۱) :

داستان جالبی بود اون دختره گذشته منم هست

سارا (۱۳۹۲/۱۰/۰۱) :

عاااالی بودش

fargol (۱۳۹۲/۱۰/۰۲) :

خوب بود..بهترم میشد!!

بي نام (۱۳۹۲/۱۰/۰۲) :

واقعا فك كردي اين جرت برت ها رو باور ميكنند

فرهادمرادي (۱۳۹۲/۱۰/۰۳) :

واقعاًً زيبا بود

مرصاد ب (۱۳۹۲/۱۰/۰۳) :

داستان قشنگی بود این مشکل اکثر دخترای کشور مونه

لیلا مومنی (۱۳۹۲/۱۰/۰۳) :

داستان قشنگی بود قابل توجه اقاپسرا که زود قضاوت نکنن دنیا دار مکافاته

محمد (۱۳۹۲/۱۰/۰۳) :

عجب به اون جمالتون…..

مري (۱۳۹۲/۱۰/۰۴) :

سلام راستش داستان خوبي بودکاملاواقعيته جامعه بود!

میثم (۱۳۹۲/۱۰/۰۴) :

درس خوبی داد

فرشاد غیبی (۱۳۹۲/۱۰/۰۴) :

dastans1.blogfa.comلطفا دیدن فرمایید

بهزاد (۱۳۹۲/۱۰/۰۴) :

عاااااااااااااااااااالی بود

مرتضی گفته (۱۳۹۲/۱۰/۰۶) :

عالی بود

میلاد0121 (۱۳۹۲/۱۰/۰۶) :

دوسش داشتم

سما (۱۳۹۲/۱۰/۰۷) :

سلام حمید خان داستانت تخیل یا واقعیت نمیدونم
ولی من این داستان و توی دبیرستانم به چشم دیدم,آه واقعا دردناکه
مرسی خاطراتی تلخ برام زنده شد.به موقع بود

علیرضا (۱۳۹۲/۱۰/۰۷) :

به نظر من که دانشگاه ها لونه ی فسادن.

سبحان ف (۱۳۹۲/۱۰/۰۷) :

واقعا ممنون از داستانت.اين داستانها تو واقعيت خيلي اتفاق ميفته و همه بايد بدونن كه نبايد مردم رو از ظاهرشون به قضاوت بذارين.با تشكر

سارا (۱۳۹۲/۱۰/۰۷) :

مرسی عزیزم خوب بود

سعید.خ (۱۳۹۲/۱۰/۰۸) :

قشنگ بود

شیرزاد جهانگیر (۱۳۹۲/۱۰/۰۸) :

متاسفم واست آی امین……شماها میتونستید راهنماییش کنید یا خودتونو بهش اثبات میکردید تا شاید واقعا عاشقتون میشد ودس از کاراش میکشید اما شما چی………متاسفم

لیلا (۱۳۹۲/۱۰/۰۹) :

عالی بود فقط در حدعالم رفاقت بود0:)

کورش (۱۳۹۲/۱۰/۰۹) :

خوب دختره خراب بوده به درد ازدواج نمیخورده

مینا (۱۳۹۲/۱۰/۰۹) :

زیادجالب نبود

maede (۱۳۹۲/۱۰/۱۰) :

داستان آموزنده وکاملي نبود اما بدم نبود بالاخره يه داستان بود ديگه

غزاله م (۱۳۹۲/۱۰/۱۰) :

قشنگ بود گرسیا

maede (۱۳۹۲/۱۰/۱۰) :

خوب بود تبریک به این استعدادها داداش محسن به وب من هم سر بزن مرسییییییییی 3164.blogf.com

رها (۱۳۹۲/۱۰/۱۱) :

عالی بود واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم!!!!!

سامان (۱۳۹۲/۱۰/۱۱) :

عاشقی بد دردیه من از13سالگی عاشق یه دخترعربم الانم20سالمه تواین همه سال یه بارهم ندیدمش ولش زندگی بی عشق واسه من معنی نداره تازه هرروزهم به جای این که قیافم بدبشه خوبترمیشه

abeytaneh.mihanblog.com (۱۳۹۲/۱۰/۱۲) :

سلام نمیدونم چی بگم.
ولی خطاب به خوانندگان محترم
ای که دست میرسد کاری بکن
پیش از آنکه از تو ناید هیچ کار
بجای این همه تمجید و انتقاد بهتر نیست یه ذرنن عبرت بگیریم؟
دمت گرم داداش

M.N (۱۳۹۲/۱۰/۱۲) :

وای چقدردلم سوخت؛به نظرمن اشتباست آدم بخاطرگذشته بی تفاوت ازكناركسی ردبشه؛حقش بودديگه ازدواج نكرد

ارمیتا (۱۳۹۲/۱۰/۱۲) :

عالی بود به وب من هم بیایی

مونابرزگر (۱۳۹۲/۱۰/۱۲) :

به نظرم جالب نبود و هیچ جذابیتی نداشت این که مشخصه همه مردامثل هم هستن ظاهربین هستن وهمیشه میخوان ازدختراسواستفاده کنن.اون دختره بدبختم ی مشکلی داشته حتما: که به چندتا مرد اجازه داده ازش سواستفاده کنن.

zahra ganji (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

ok bod

حیدر خداکرمی (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

امیرمومنان علی (ع) فرموده اند اگر شخصی را شب هنگام در حال گناه دیدی فردای آن به او بدبین مباش چه بسا که شخص از گناه خود توبه کرده و عمل خویش را اصلاح کرده. و همچنین فرموده اندتفاوتفاوت میان حق و باطل چهار انگشت است و آن چهار انگشت فاصله بین گوش و چشم است و چه بسیار قضاوت های نادرستی که ما هرروز در مورد دیگران می کنیم

حسین (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

جالب که خوبه به قول داوود زززززززززززززززز خیلی ممنون که موجبه خنده و شادی ما شدی

مصطفی (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

قشنگ بود

محدثه (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

شما باید جزئی از همان تغییری بشوید که میخواهید در دنیا ببینید.
یوسف میدانست تمام درها بسته هستند اما بخاطر خدا و به امید او حتی به سوی درهای بسته دوید و تمام درهای بسته برایش باز شد. اگر تمام درهای دنیا هم به رویت بسته شدند دنبال درهای بسته بدو چون خدای تو و یوسف یکیست…

آریا (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

باعرض سلام وادب واحترام خدمت همه دوستان.
نمونه همچین داستانهایی دربیشتردانشگاها وجودداره وهست…اما اینکه فکرکنی ازطرف خدا مسئول نجات کسی به قیمت خراب کردن زندگیت هستی یه تصورذهنی غلطی است.
هرکسی مسئول اعمال خودشه، البته خانواده واطرافیان تأثیرگذارهستن اما اینکه فکرکنیددختری به خاطربی احترامی ویافقربه اینجورروابط روبیارن کاملا غلطه

مهسا (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

ب نظر من همچین چیزی واقعیت نداره ک کسی از طرف خدا مامور بشه تا ی نفر دیگرو نجات بده خب اون دختره گناهکار بود پسره ک گناهی نداشت ک ب خاطر دختره زندگیش خراب بشه

قاسم عینی (۱۳۹۲/۱۰/۱۳) :

دوست داشتن هایت را تقدیم کسی کن که لیاقت باتو بودنو داشته باشه. ناراحت کننده بود…

امیر (۱۳۹۲/۱۰/۱۴) :

خیلی قشنگه با اجازتون گذاشتم تو وبلاگم منبشم ذکر کردم
http://dastanjadid1.mihanblog.com/

مححححححححمد (۱۳۹۲/۱۰/۱۴) :

خییییییییییییییییییییییییییییییلی قشششششششششششششششنگ بوووووووووووووووود

مریم (۱۳۹۲/۱۰/۱۴) :

ای ای ای زیبایی زود گذره داداشی اما امیدوارم زنت خوشگل باشه و با متااااااااااااااااااااااانت اینه که مونده گاره دختره خوشگل بود اما وقارش هیچ چنگی به دل نمیزد

محمد یامی (۱۳۹۲/۱۰/۱۵) :

خیلی عالی بود

mohamad yami (۱۳۹۲/۱۰/۱۵) :

خیلی عالی بود

elvin azaryogli (۱۳۹۲/۱۰/۱۵) :

یه دختر خود به خود بد نمیشه ما پسرا هستیم که باهاش,,,

صالح نادری (۱۳۹۲/۱۰/۱۶) :

اصن معناومفهوم نداشت وعادی بود

فرشاد (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

داستانو خوندم که البته داستان نبود یک حقیقت بود ..نمیگم حقیقت تلخ چون وقتی یک حقیقتو میشنوم بهم امیدواری میده که هنوزم گاهی گاهی فقط گاهی حقایق گفته میشه… دراخر از جمه زیبای عسل عزیز تشکر میکنم چون حرف دل خلیارو زد. مرسی

سرور (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

ramin soohbatloo (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

بدک نبود….

نادر (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

تکراری بود‏!!هر روز داریم میبینیم فقط با این تفاوت که اونا خودشونو نمیکشن،هرچی میگذره تازه انگیزشون بیشترهم میشه :‏|‏

فاطمه رضايي (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

واقعا همچين پسرهاي هوس بازي وجود دارن
خدا نصيب کنه

سحر (۱۳۹۲/۱۰/۱۷) :

خیلی ابتدایی و ضایع بود. از اینکه یه فاحشه رو نگرفته ناراحته

مینا (۱۳۹۲/۱۰/۱۸) :

داستان جالبی بود اما گناه گناهه. دلیل نمیشه اگه زندگی بدی داره بره هر کار اشتباهی که خواست انجامش بده.

مرتضی تیموری (۱۳۹۲/۱۰/۱۸) :

سلام من از وبلاگ شما خوشم امده و می خوام شمارو لینک کنم و داخل وبلاگ خودم قرار بدم واز شما هم می خوام منو با ادرس http://motymoty.blogfa.com و نام مرتضی تیموری هر چی که بخوای لینک کنید وبعد از اینکه منو لینک کردین به من خبر بدید و ادرس خودتونو برام بنویسید تا من هم شما رو لینک کنم ممنون

ghazal (۱۳۹۲/۱۰/۱۸) :

قسم من تورو میشناسم؟؟؟؟؟؟
عایا

حمیدعاشقی (۱۳۹۲/۱۰/۱۹) :

افتضابود

سعید (۱۳۹۲/۱۰/۱۹) :

زیدی به زن فاحشه گفتامستی؛زن فاحشه گفتا زیدا آری هرچه تو گویی هستم؛اماهرچه نشان می دهی هستی

سارا (۱۳۹۲/۱۰/۱۹) :

واقعا‌ما‌‌‌‌دخترا‌خیلی‌خیلی‌بد‌بختیم‌و‌پسرا‌خوشبخت‌ترینن.پسرا‌خیلی‌دروغگو‌هستن‌از‌هرچی‌پسره‌متنفرممممممم

محمد جواد (۱۳۹۲/۱۰/۱۹) :

خوب

نازنین زهرا (۱۳۹۲/۱۰/۲۰) :

بد نبودبیشترتلاش کن

محسن امیری (۱۳۹۲/۱۰/۲۱) :

این چی بود چی شد خییییییییییییییییییییییییییییلی مسخره و چرت مزخزف بود

رامین (۱۳۹۲/۱۰/۲۱) :

من جا امین بودم میگرفتمش

افسانه (۱۳۹۲/۱۰/۲۲) :

عالی بود عزیزم

علیش (۱۳۹۲/۱۰/۲۲) :

عااااااااااااااااااااااااااااللللللللللی بوووووود

علیش (۱۳۹۲/۱۰/۲۲) :

عااااااااااااااااااااااااااااللللللللللی بوووووود

محمد حسین (۱۳۹۲/۱۰/۲۲) :

خیلی قشنگ بود

سحر (۱۳۹۲/۱۰/۲۲) :

چی بگم….

نا اشنا (۱۳۹۲/۱۰/۲۳) :

چرت ترین داستانی بود که تئ زندگیم خوندم.

ابراهیمی اصفهان (۱۳۹۲/۱۰/۲۴) :

درودفراوان خدمت شمادوست عزیزوآرزوی موفقیت درزندگی دوست داشتم آخرداستان به خوشى تمام میشدخیلی داستان قشنگی بود.

فیاض (۱۳۹۲/۱۰/۲۵) :

سلام.کاش روزی برسه که دیگه انقد مشتاق گناه مردن نباشیم
آرزوی بخشش از خدارو براش دارم.

ارمان (۱۳۹۲/۱۰/۲۵) :

امید وارم همه مثل مرتضی فکر کنند نگن که نمیدونم اون گناهکاره و من پاکم و بدوند اولا هرکس هر کاری میکنه به خودش ربط داره و حتما دلیل قانع کنندهای حداقل برای خودش داره دوما رفتار کسی به کس دیگر ربط نداره.جالب بود ممنون

آیناز (۱۳۹۲/۱۰/۲۵) :

عالی بودددددددددددددد

سارا (۱۳۹۲/۱۰/۲۶) :

هم قشنگ بود هم نه چون ما مثل سنگ هستیم واتفاقات گذشته رو مون حک شده وخيلي خیلی سخت پاک ميشه،،،،،،،،،،،،،، جالبی داستان هم به آدماش بود و شخصیاتای خوب و بدش من از مرتضی خیلی خوشم اومد………

رامین (۱۳۹۲/۱۰/۲۶) :

خوب گفتی

ميثم يگانه (۱۳۹۲/۱۰/۲۷) :

واسه دوستام پيش اومده بود اينجوري با اين تفاوت كه باهم رفيق شدن بعد دختره خودكشي كرد

حامد (۱۳۹۲/۱۰/۲۷) :

خيلى خيلى بى مزه بود

نوید (۱۳۹۲/۱۰/۲۸) :

داستانش خیلی خوب بود ولی خیلی مسخره و حال بهم زن تموم شد

کاکا (۱۳۹۲/۱۰/۲۸) :

بدنبود.خوب نبود تاسف باربود

maral (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

kheyli ghashang bod mrc vaghean moteaser shodam

سالار الهیاری (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

یاشایسن اذربایجان

سمانه (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

ببخشید دوست ندارم به شما بی احترامی کنم ولی فک کنم شما این مطلب فوق العاده مسخررو اینجا گذاشتید الانم دارید به ریش همهی ما میخندید جمع کن این مسخره بازی هارو( واقعا که مسخره بود هم داستانت هم خودت)

ناشناس (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

بکس نظر دخترا رو ببینید أکثرشون باز دنبالش میحرفن ،هر دختر خرابی روزی سالم بوده–یه اشتباه وتصادف بدبختش کرده–شاید اتفاق بوده–بدبین نشین تاوقتی با چشمای خودتون ندیدین–دخترا حسودن–حسود غریبه نیس–

مسعودکریمی (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

خوب بود ممنون

رئوف (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

کاستو بیار ماست بگیر…

رئوف (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

آفرین .باشما کاملا موافقم دوست عزیز.ازدواج باید با آگاهی کامل باشه اگه با احساسات تصمیم گرفته شه منجر به طلاق میشه .یه سر بریم دادگاههای طلاق همون فرشته های نجات به کردشون پشیمونن و دادخواست طلاق دادن…

رئوف (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

بابا این چه داستانیه آخه فردا پس فردا جوون مردم میبینی افتاده تو خیابونا تا دخترهای گناهکارو مثل فرشته ی نجات نجاتششششش بده ……
ههههههههههههه..
بابا بی خیال شو ترو خدا داری فیلم هندی میبینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرهاد (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

مثه داستان خودم بود

عشق (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

چرا بهش نگفتی که دوسش داری

عماد (۱۳۹۲/۱۰/۲۹) :

به نظر پدر مادرش درست تربیت نکردن.

Husein (۱۳۹۲/۱۰/۳۰) :

داستانش که خیلی مسخره و چرت بود در عوض نظرا جالب بودن!ماهمه یه مشکل خیلی خیلی بزرگی داریم اونم اینه که به حرف مردم بیشتر از حرف دلمون گوش میدیم داستانش که خیلی ضایع بود ولی لااقل این نکته انحرافی بدک نبود!

حسین (۱۳۹۲/۱۰/۳۰) :

ایوووول

hafez 0441 (۱۳۹۲/۱۱/۰۱) :

badak nabod…inam ye jor darse aebrate digeh…
taghdir va ghesmat daste khudas maha hich kare em…
inam labud ghes matesh hamhn bodeh…

kazem (۱۳۹۲/۱۱/۰۱) :

ببینیداین دختربیچاره مقصرنبوده مقصرهای این قضیه پدرش مادرش برادرش وکله اعضای دانشگاه بودن…حتمایامجبوربوده یاازش به نحوی باج میگرفتن…پس خردمندانه فکرکنید

يسنا (۱۳۹۲/۱۱/۰۱) :

خيلي مسخره بود بقران….حيف وقتم

مهرداد (۱۳۹۲/۱۱/۰۲) :

بخداپسر و دختر پاک هم زیاده

آواتار (۱۳۹۲/۱۱/۰۲) :

به نظر من گور بابای عشق و عاشقی
بچه جون برو تو بچسب به درست
تازه همسر آینده از توی مدرسه و دانشگاه پیدا نمی شه که

همونی که گفتم برو درست رو بخون
با این دوستانی که گفتن داستانت چرت بود موبافقم
قبول کن مسخره بود امین

اگه می گفتی آخرش دختره چی شد شاید یکم بهتر می شد

مریم محمدی (۱۳۹۲/۱۱/۰۲) :

اگه یه جو غیرت تو وجودت بود اون دختر تلف نمیشد.هرکی با غیرت بچسبه به دوست دخترش تعصب بکشه دنیا رو گند نمیگره

بابک (۱۳۹۲/۱۱/۰۳) :

هتون ادمای بیکاری هستین به غیر یاشاسون ازربایجان

نرگس (۱۳۹۲/۱۱/۰۴) :

کاش آخرش یه جوور دیگه بود،ولی بازم مرسی…

ali (۱۳۹۲/۱۱/۰۴) :

kash ghable harf zadan yekam fekr kard ta dochare azab vojdan nashe adam heeeyf

پوریا (۱۳۹۲/۱۱/۰۴) :

عیششششششش

رضا (۱۳۹۲/۱۱/۰۵) :

دنیامون پر از واقعیتای باور نکردنیه،اینم یکیش!!!!!!!!!

يسنا (۱۳۹۲/۱۱/۰۵) :

اقا پوريا عيييييش واسه دختراست.توبايد بگي عجب.

pejman mamasani (۱۳۹۲/۱۱/۰۶) :

دخترو هرزه بوده دیگه تو ک فرشتش نبودی میخواستی شب پیشش سرتو بذاری زمین نع اینکه منتظر رفتنت بود واسه یکی دیگه

فایتر (۱۳۹۲/۱۱/۰۷) :

داستانت عالی بود.خوبه ک بی تفاوت نباشیم.

Sub zero (۱۳۹۲/۱۱/۰۷) :

Aziz perfect bud vali az kasi ke milange nakhand chun tahala ba kafshash rah narafti

بلفغق (۱۳۹۲/۱۱/۰۷) :

خیلی خوشم اومد از این داستان ، خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم

سودا (۱۳۹۲/۱۱/۰۸) :

خوب بود…

مهسا (۱۳۹۲/۱۱/۰۸) :

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ:-))

ahmad (۱۳۹۲/۱۱/۰۹) :

خوب بود……ولی من اول داستان ک خوندم گفتم شایدباهم ازدواج کنن…..من جای امین بودم بابرادروپدرش که کتکش میزدن درگیرمیشدم

niloofar (۱۳۹۲/۱۱/۰۹) :

من خودم همیشه سعی کردم کاری انجام ندم ک کسی بخواد ازم بد بگه چون متاسفانه جز اون دسته از آدمام ک حرففی ک بقیه در موردم میزنن برام مهمه… ولی ب نطرم تو این دنیا هرکی هر جور ک دوس داره باید زندگی کنه و ما حق نداریم درموردش قضاوت کنیم میتونیم تصمیم بگیریم میخوایم کنارش باشیم یا نه… ولی نباید در موردش قضاوت کنیم چون زندگی دیگران ربطی ب ما نداره … سعی کنیم زندگی خودمونو درست کنیم ن اینکه با دخالت بیجا زندگی مردمو خراب کنیم …

ادنا (۱۳۹۲/۱۱/۱۰) :

خوب بود اما کو کسی که درس بگیره.
اینکه پسره هنوز به فکرشه رو باورم نمیشه… .

سلی ۹۸ (۱۳۹۲/۱۱/۱۰) :

دختره هرزه بوده ولی درکل نمیشه بگیم بده بود خوب یود

جواد قاسمی (۱۳۹۲/۱۱/۱۱) :

سلام دوستان.واقعا باید انسان باسه ایندش با چشمای باز تصمیم بگیره ن روی هوس زود گزر

ارین امیدی (۱۳۹۲/۱۱/۱۱) :

اگه ب دور و ورمون توجه کنیم ادمای شبیه این دخترک قصه زیاده/دمت گرم خ خ خ خوب نوشتی

گیسو (۱۳۹۲/۱۱/۱۱) :

بدنبود

فروزان (۱۳۹۲/۱۱/۱۲) :

شاید اگه ماهم جای اون بودیم همین کارو میکردیم شاید از تنهایی دچار یه همچین حالتی شده بود شاید یکی رو میخواست که پناهش باشه شاید یه دوست داشتن واقعی رو میخواست شاید یکی رو برای همیشه میخواسته………
همون کسی که منم میخوام
همون کسی که هممون میخوایم

تارا کرمی (۱۳۹۲/۱۱/۱۲) :

خیلی خوب بود ای کاش یه نفر هم منو انقدر دوست می داشت…

zahra (۱۳۹۲/۱۱/۱۳) :

سلام راستش من دلم ميخواد كمك همچين پسري كنم با همين مشخصات كه اومده سراغم برا ازدواج؟خانوادم ميگن نه. اما دلم ميگه اره… راهنماييم كنيد لطفا

M.R (۱۳۹۲/۱۱/۱۳) :

…؟!

مجید (۱۳۹۲/۱۱/۱۴) :

خیلی باحال بود واقعا تحت تاثیر قرارگرفتم

علی حمید (۱۳۹۲/۱۱/۱۵) :

خیلی باحال بود

عزت للری (۱۳۹۲/۱۱/۱۵) :

خیلی خوشم اومد
دسخو
خیلی باحالی

mohhamad (۱۳۹۲/۱۱/۱۵) :

چی بگم ماکه ازدل دختره خبر نداریم…..

زهرا (۱۳۹۲/۱۱/۱۵) :

خوب بود. دوس داشتم داستانو. همیشه نباید به ظاهر نگاه کرد

samsaam (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

اوففففففففففففففففففففف

fereshteh (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

عالی بود.

fereshteh (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

شایدهم دختربنده خدا توخونه بی محبتی میدیده شایدپدرش همش کتکش میزده شایدهم اصلاتوخونه دیده نمیشده که رفته اینکارراکرده وباپسرهای زیادی بوده.زودقضاوت نکنیم

یکی (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

برای دوستانی متاسفم که میگن دختره به خاطر تنهایی و نبود تکیه گاه و کمبود محبت یا انتقام این کارو میکرده.بابا آدم اختیار داره عقل و شعور داره اینا همش بهانس.خودتونو گول نزنید.در سخت ترین شرایط هم میشه پاک بود چ ظاهری چ درونی.توی 4 سال خوابگاه اینقدر نمونه دیدم که میگم.
و اینکه از ظاهر قضاوت نکنیمو قبول دارم اما حق تصمیم گرفتن برای زندگی خودمونو که داریم.عمرمونو میخوایم بذاریم پای این آدم

بهاره @ (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

خيلي قشنگ بودمنم ميخوام داستان زندگيموبنويسم بايدچي كاركنم؟

سیرازدنیا (۱۳۹۲/۱۱/۱۶) :

دختره ذاتش خراب بوده

مهسا (۱۳۹۲/۱۱/۱۷) :

خوب بود اما خيييييلي بد تموم شد

مهسا (۱۳۹۲/۱۱/۱۷) :

خوب بود اما خيييييلي بد تموم شد

زهرا ط (۱۳۹۲/۱۱/۱۷) :

خدایه به این بزرگی ادمارو میبخشه چراما نبخشیم زندگی بد ادمه بدمیسازه

نفس (۱۳۹۲/۱۱/۱۷) :

ما دخترا خیلی بدبختیم ولی خیلی ساده

امیر حسین (۱۳۹۲/۱۱/۱۸) :

بدبدبدبد

جواد (۱۳۹۲/۱۱/۱۹) :

مادرم همیشه میگه یه پسر وقتی یه دخترو واسه ازدواج و زندگی زیر نظر داره اگه اون و از تو کافه و خیابونم برداره بیاره میتونه طوری واسه زندگی بارش بیاره و روش ابهتی داشته باشه که بهش ایمان بیاره.
همه چی به من وتو بستگی داره رفقا حرف مردم کشکه.

پیمان (۱۳۹۲/۱۱/۲۰) :

s

مهدیه (۱۳۹۲/۱۱/۲۰) :

افسوس……………

شایان (۱۳۹۲/۱۱/۲۰) :

عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااالی بوووووووووووووووووود

سعید (۱۳۹۲/۱۱/۲۰) :

شبیه این برام پیش اومد.اتبته دختره به این بدی نبود. منم کار تورو کردم.ولی کاش باهاش حرف میزدی.

محمد ا ر ا م (۱۳۹۲/۱۱/۲۱) :

خوب بود داش

مهتا سابوته (۱۳۹۲/۱۱/۲۱) :

دلم خیلی واسش سوخت کاش خانواده بهش سخت نمیگرفتن

سام (۱۳۹۲/۱۱/۲۱) :

دخترا خیلی بی معرفتن

آبجی الی (۱۳۹۲/۱۱/۲۱) :

آآآآآآآآآآآآآههههههههههههاااااااااااااایییییییییییی کسایی که گفتن فقط قیافه و دیگر هیچ آخه اینم حرفه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اولی خودمونیما اگه یه دوست خوشگل و (با وفا!) میخواین بیاین پیش خخخوووووووووودددددددددددمممممممم!!!!

هانيه (۱۳۹۲/۱۱/۲۲) :

هي…چي ميشه گفت بجز سکوت

فاطی جوو (۱۳۹۲/۱۱/۲۳) :

عاشق همچین ادم کثیفی شدن بی غیرتیه.ادم از گرسنگی بمبره هم دلیلی نداره انقد اشقال باشه.در کل خدا ببخشتش…

مائده (۱۳۹۲/۱۱/۲۴) :

داستان بی نتیجه ای بود….

امرايى (۱۳۹۲/۱۱/۲۴) :

دخترا و پسرا حالت هايى
مختلف دارن!
دخترا
1)چادرى و باحجاب اما خراب…ولي خيليا حاضر ب روشون قسم بخورن ك پاكن!
2)چادرى اما واقعا پاك ك نشانه درست و سالم تربيت و بزرگ شدن از خانواده با اصالت.
3)بد حجاب و خراب
4)بد حجاب ك فقط
ب نامحرم خودشونو
نشون ميدن!
اما پسرا
1)ساده و ساده ك اسير دختري خراب ميشن
2)زرنگ و هفت خط
ك دختراي ساده رو از راه بدر ميكنن…ك آخرش دختر خراب ولي پسر فقط دختربازي كرده!
3)عاشق ميشن و مثل مرد ب پاش ميمونن تا آخر
4)بعضي وقتا عاشق ميشن ولي كور ميشن و نمي دونن عشقشون تو آغوش يكي ديگه ست
5)پسر فيلم عاشقي رو بازي ميكنه و زبون ميريزه دختر خر ميشه از رو عشق تن خودشو تقديمش ميكنه
6)پسر ساده و بي تجربه عاشق ميشه دختر بعداز ي عمر عشق و حال با دوس پسراش واسه اين يكي اداي بچه مسلمونارو درمياره!!بلاگرفته;-)
دخترا ضعيف تراز پسرا هستن اما شيطون تر و حقه بازن
خلاصه دختر و پسرايى ك براتون اينچيزا مهمه طرفتونو بشناسيد و بسنجيد،اول عقلتون تصميم بگيره بعد احساستون تا يك زندگي سالم و موفق داشته باشيد/داستان خوبي بود تشكر*

ثنا (۱۳۹۲/۱۱/۲۵) :

درد دار بود اما واقعا این چیزا وجود داره

ساناز (۱۳۹۲/۱۱/۲۵) :

خوشم نیومد انقدهم نگیدعالی بود

صبا (۱۳۹۲/۱۱/۲۵) :

عزیزم

سودا (۱۳۹۲/۱۱/۲۶) :

قشنگ بودش

زهرا ط (۱۳۹۲/۱۱/۲۸) :

خدایه به این بزرگی ادمارو میبخشه چراما نبخشیم زندگی بد ادمه بدمیسازه

....... (۱۳۹۲/۱۱/۲۸) :

مرسی

بهروز (۱۳۹۲/۱۱/۲۹) :

راستی که خوب میشه بجای چرت گفتن درس بگیریم خوب بود

پیمان (۱۳۹۲/۱۱/۲۹) :

خیلی خوب بودمرسی!!!!!!!!!!!!!!!

هنگامه (۱۳۹۲/۱۱/۳۰) :

آقا بهروز آخه تو چي ميدوني!!¿

سعید (۱۳۹۲/۱۱/۳۰) :

من هرچقدر فکر کردم و خودمو جای پسره گذاشتم واقعا تصمیم سختیه و آخر سر تصمیم میگیرم که برم و کمکش کنم که راهش فقط رفتن به جایی هست که اونو نشناسن و زود ازدواج کردن با کسی هست که اونو بخواد
راهی دیگه ای نیست چون آب رفته به جوی بازنمیگردد اگه دختربدکاره باشه راه حلش فقط رفتن از اون جامعه ی آبروش رفته هست و بره زندگی نو شروع کنه وگرنه بمیره بهتره یا بره منزوی بشه تو خونه
انتظار از اون پسر اشتباه هست و عذاب وجدان نداره
من کلی ناراحت شدم بابت سختی شرایطی که خودش واطرافیانش ومحیطش بوجود آورده ولی عذاب وجدان نباید داشت بابت این کار

کیمیا (۱۳۹۲/۱۲/۰۱) :

خوشم نیومد

پیمان (۱۳۹۲/۱۲/۰۲) :

جالب نبود

ساسان (۱۳۹۲/۱۲/۰۲) :

خوب بود خود منم درگیر کسی هستم که نمیتونم عشقمو بهش بگم نمیدونید چرا از بس که شما دخترا اگه وضع مالیتون خوب باشه قیافه می‌گیرید و چه بسا فرصتهایی که تو زندگیتان به وجود آمد را از دست دادید.

مسعود (۱۳۹۲/۱۲/۰۳) :

خیلی بی مزه وتخیلی بود

شیدا16 (۱۳۹۲/۱۲/۰۳) :

بد نبود

علی پونصد (۱۳۹۲/۱۲/۰۳) :

دخترا همشون هوس باز هستن. حیف ما پسرا…

نرگس سليماني (۱۳۹۲/۱۲/۰۴) :

منم دانشجو هستم ي پسر عاشقم شد شيريني فروشي داره يروز رفتم شيريني بگيرم شكه شدم نميدونشتم صاحب شيريني فروشي هستش تو دانشگاه زياد ميديدمش ولي چيزي نميگفت وقتي خاستم پول بهش بدم نگرفت و بهم گفت من عاشقت شدم و ديگه باهاش آشنا شدم چون منم ازش خوشم اومد اما آخرش هركاري بسرم آورد و آخرشم رفت با يكي ديگه و فهميدم منو بخاطر هوس خاست ك الان شب و روز كارم شده گريه اي كش اون شيريني سم بود ميخوردم چون دستش بهم خورده ديگه دوس ندارم با كسي ديگه ازدواج كنم چون بي انصافي هستش ك با يكي ديگه از روي سادگي و عشق بودم بعد زن مردبدبخت ديگه اي بشم ك درحقش خيانتي كرده باشم تا ابد تنها باشم وجدانم راحته…

مبینا (۱۳۹۲/۱۲/۰۴) :

میتونی ایمیل بزاری در مورد این قضیه باهات صحبت کنم
من مشاور هستم

گرگ مبارز (۱۳۹۲/۱۲/۰۴) :

perfect

SIAVASH (۱۳۹۲/۱۲/۰۵) :

با خدا باش پادشاهی کن@بی خدا باش هر چه خواهی کن…با خدا هستم پادشاهی ميکنم.آخرين مقصد خاک….

عاطفه (۱۳۹۲/۱۲/۰۵) :

خوب بود شما اقاپسرا ادای تنگارو درنیارید ک خوشم نمیاد

امیر (۱۳۹۲/۱۲/۰۵) :

…………..

فاطمه (۱۳۹۲/۱۲/۰۵) :

مرسی علی بود

ياسى (۱۳۹۲/۱۲/۰۵) :

چقد ………… بابا

مریم (۱۳۹۲/۱۲/۰۶) :

خیلی خوب ریدی بهش ایول دمت گرم

پــــ ـــانــــ ـــیــــ ـــذ (۱۳۹۲/۱۲/۰۶) :

حالا این ینی چی؟؟؟

نسترن (۱۳۹۲/۱۲/۰۶) :

داستان فوق العاده عالي بود/آقا عاطفه بعضي وقتا فيوزش ميپره ناراحت نشيد!!!

اسما (۱۳۹۲/۱۲/۰۹) :

خوشم اومد

شيورت آواکيان (۱۳۹۲/۱۲/۱۰) :

داستانت دروغ بود فقت حرفاي احساسي بود که ازقبل نوشته بودي

Raha Love (۱۳۹۲/۱۲/۱۲) :

مهرنوش جان عزیزم تو بهتره …………….. .

سوسینا (۱۳۹۲/۱۲/۱۴) :

وای خدا دلم سوخت اخی

تورج&Eshgh Narges (۱۳۹۲/۱۲/۱۷) :

خوب بود از این جور داستان ها بیشتر بزارین راستی من امروز تازه با وبلاگتون اشنا شدم

یلدا (۱۳۹۲/۱۲/۱۸) :

خیلی خوب بود

وحید (۱۳۹۲/۱۲/۲۱) :

سلام منم تازه وارد شدم

علیرضا (۱۳۹۲/۱۲/۲۴) :

عالی بود

ava (۱۳۹۲/۱۲/۲۵) :

pesare dige eshgh halish nist khkhkhhkhkh

ایدا (۱۳۹۲/۱۲/۲۷) :

پدرعاشقییییی بسوزه

حسن (۱۳۹۲/۱۲/۲۹) :

پسر بهتر پا پیش نذ اشت دلم سوخت

هستی (۱۳۹۳/۰۱/۰۱) :

خوشم اومد از ای دخترا زیاد دیدم

هستی (۱۳۹۳/۰۱/۰۱) :

تازه داستانو خوندم خوب بود ولی از ای خترا زیاد دیدم

شادی (۱۳۹۳/۰۱/۰۳) :

داستان با احساسی بود ولی ای کاش ما یکم فرهنگمون و افکارمون تغییر میکرد و زودقضاوت نمیکردیم. اگه ی پسر تو محیط دانشگاه با دخترای زیادی بود اینطوری ازش انتقاد میکردید ای جماعت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آرتین (۱۳۹۳/۰۱/۰۴) :

خوب بود گاش کمی جاهای غمگین شو زیاد میکردی

مصطفی (۱۳۹۳/۰۱/۰۵) :

مش رجب!!!!!!!!!!!!!!

مصطفی (۱۳۹۳/۰۱/۰۵) :

چرت نگوووووووووووووووو

ریحان (۱۳۹۳/۰۱/۰۵) :

خیلی بیشعوری تو هم کم از دختره نداری برو خودتو بکش

السا (۱۳۹۳/۰۱/۰۶) :

سبک داستان امروزی بود …. آفرین…..

پرهام (۱۳۹۳/۰۱/۰۶) :

خاک توسرنویسندش ملت الاف گیر اورده

الوووو (۱۳۹۳/۰۱/۰۷) :

الوووو یه چیز خوب بزار حال کنیم

الی (۱۳۹۳/۰۱/۰۷) :

جالب بود

Omid (۱۳۹۳/۰۱/۰۸) :

ادرس اون دانشگاه روبهم میدی?خخخخخخخخخ

فرشید احمدی (۱۳۹۳/۰۱/۱۱) :

اره هستم سارا جون

رها ا (۱۳۹۳/۰۱/۱۱) :

اه چه مسخره هههههههه اشکم در اومد امل ها اه اه.

Faramarz Yousefnia (۱۳۹۳/۰۱/۱۱) :

Na damet garm vaghe an ghashng bod

پیمان ع از تبریز (۱۳۹۳/۰۱/۱۲) :

خوب نیس ادم دخترو به خاطر هوس بخواد هوس هم تو جای خودش دختر خانوم

فرشته (۱۳۹۳/۰۱/۱۴) :

شما یه نامرد به تمام معنا هستید..حیف اسم انسان که رو شماست…

بابه درو گر (۱۳۹۳/۰۱/۱۴) :

مرغ كم گويش كم

شیلان م (۱۳۹۳/۰۱/۱۴) :

به نظر من مردای مثل امین هم دوست دارن زنی نصیبشون بشه که فقط مال خودشون بوده ، میدونم الان میگید همچین دختری این زمونه پیدا نمیشه ولی اینجوری هم نباشه که مردا خودشون بدونن تا اخر عمر از فکر و خیال بیجا عذاب بکشن

دنیا ابراهیمی (۱۳۹۳/۰۱/۱۶) :

خیلی متن و داستان قشنگی بود و واقعا در حقیقت هم یک هم چین کسانی هستند انسان برای هوس نباید افراد یا فردی دیگر را بد بخت کنه به هر حال خیلی داستان خوبی بود مرسی عزیزم

مهدیM2 (۱۳۹۳/۰۱/۱۷) :

فیلمشو قبلا دیدم

نفس (۱۳۹۳/۰۱/۱۸) :

جالب نبود

مرده متحرک (۱۳۹۳/۰۱/۱۸) :

خوب بودش

زکریا عظیمی (۱۳۹۳/۰۱/۱۸) :

بیچاره!!!!!!!حالا این داستان واقعی بود؟!!\'

alisalimi23 (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

بد نبود

ولک (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

آآموزنده بود ولی زیاد خوبم نبود

ღامیرღ (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

سلااااام خیلی خیلی خووووب بود
خوشحال میشم به وبه منم سر بزنید
http://www.bikas17.blogfa.com

ارمیتا (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

داستان جالبی بود من که خوشم اومد

ارمیتا (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

…………………………یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارمیتا (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

نه پسرا ایتجوری نیستن……………

asal0093* (۱۳۹۳/۰۱/۱۹) :

عزیزم خوب بوداما…نه اونطوری که توقع داشتم!

نوید (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) :

عسل تو توقعت بالاست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

مریم (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) :

جالب بود……

الناز (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) :

اخی بیچاره

شکیلا (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) :

اونجورهم عالی نبود

ناصر (۱۳۹۳/۰۱/۲۰) :

خوش به حالتون در دوره ای هستید که سخت ترین کار براتون داستان گفتن و خوندنه

حمید (۱۳۹۳/۰۱/۲۱) :

بدک نبود ،جذاب ترشو تعریف کنید

فریبا (۱۳۹۳/۰۱/۲۱) :

ی خورده غمگین بود ولی تو جامعه ماهم کم نیست از اینجور چیزا من خودم یکیشو دیدم……….

هادی (۱۳۹۳/۰۱/۲۱) :

تجربه نکردی که اینجور میکی بدبخت

علی (۱۳۹۳/۰۱/۲۱) :

عباس معصومی بود

غریبه (۱۳۹۳/۰۱/۲۲) :

خیلی کلیشه ای بود و غیر واقعی.

امین (۱۳۹۳/۰۱/۲۲) :

داستان جالبی بود.تو این زمونه تا یکی نمیره نمیفهمن بیگناه بوده.همین………………………..

آنا (۱۳۹۳/۰۱/۲۲) :

آموزنده بود. اشتباهات انسان اگر چه همیشه مقصر اصلی خودشه ولی محیط بی تاثیر نیست. خیلی از زنان خیابونی با خانواده خشنی بودن که محبت رو میخواستن جای دیگه ای پیدا کنن.

eisha (۱۳۹۳/۰۱/۲۴) :

خیلی جالب بود

eisha (۱۳۹۳/۰۱/۲۴) :

جالب بود

اميرحسام (۱۳۹۳/۰۱/۲۵) :

بدک نبود

حلما راد (۱۳۹۳/۰۱/۲۵) :

باهال بود

من (۱۳۹۳/۰۱/۲۵) :

به به به به به به اه اه اه اه

هستی (۱۳۹۳/۰۱/۲۶) :

من خودم دختر مذهبی هستم با یه جمله نمیشه این مبحثو باز کرد…پس بهتره نظر خاصی ندیم راجب این قضایا .چون ممکنه بعضارم با نظر اشتباهمون تو اشتیاهه فکری بندازیم.احتیاج به بحث داره.

امیر (۱۳۹۳/۰۱/۲۶) :

ا

حمید گروهی (۱۳۹۳/۰۱/۲۶) :

۸من یه عاشقم

حمید گروهی (۱۳۹۳/۰۱/۲۶) :

محکوم به تنهایی

حامد (۱۳۹۳/۰۱/۲۶) :

جالب بود ولی نظرات که دوستان داده بودن جالب تر بود

زهرا (۱۳۹۳/۰۱/۲۸) :

kheyli khub bud vaqan mamnun az dastanetun

بهنام (۱۳۹۳/۰۱/۲۸) :

جالب، ولی مجازی..

جيگر (۱۳۹۳/۰۱/۲۸) :

نه خوب بودنه بد.

کوچیک شماعبدالله (۱۳۹۳/۰۱/۲۹) :

سلام دوست عزیزوبلاگ خوی داری به من هم سربزن اگه خواستی تبادل لینک می کنی.

بهروز error (۱۳۹۳/۰۱/۲۹) :

بعصی از مساءل هست که نباید ساده ازش گذشت نفرین به حرفای مردم

مهدی (۱۳۹۳/۰۱/۳۰) :

بد نبود

منا خانوم (۱۳۹۳/۰۱/۳۰) :

خيلى خووووب بود مرسى

تنها (۱۳۹۳/۰۱/۳۰) :

قشنگ بود.

س (۱۳۹۳/۰۲/۰۱) :

Vaghea cherte. In zafe ye pesaro neshon mide ke asheghe ye dokhtari mishe ke ba hame las mizane

منم*** (۱۳۹۳/۰۲/۰۲) :

چی بودآخه ؛یه داستان واقعی میذاشتین آدم باورش بشه الکی وقتم تلف شد..

مريم (۱۳۹۳/۰۲/۰۲) :

درسته كه شايد مشكل خاصى داشت كه اين كارا رو ميكرد ولى نميشه يه مرد خوب باهاش ازدواج كنه جون كناه كردن بيشتر اوقات ميشه عادت،راه حلش اين بود كه باهاش صادقانه صحبت ميكرد ولى در مورد علاقش جيزى نميكفت،بهش كمك ميكرد تا اصلاح شه بعد از كذشت جند سال اكه اصلاح شد باهاش ازدواج ميكرد

علی (۱۳۹۳/۰۲/۰۳) :

درسته ک ی داستان بود ولی همه ما عین اینو یا دیدیم.یا شنیدیم و تو جامعه ما اتفاق افتاده و نادرم نیست و برای جامعه ی ما ک از مرام مرتضی علی(ع)وازعشقه به حسین(ع)و از پاک دامنی خانوم فاطمه زهرا(س)و حرف از پیامبرو اولادش میزنیم واسه ما ک ی زمانی با فرهنگ ترین ادما بودیم واسه ما که اقامون مهدی (عج)و واسه ما ک پیامبر بهترینه انسانها خطابمون کرده حتی ی موردم واسمون زیادیه حتی ی موردشم واسمون افت داره نباید باشه همه مقصرا هر کس ب اندازه خودش مقصره از دختری ک این کارو میکنه از پسری ک شرایطو فراهم میکنه خانواده ای ک درست تربیت نمیکنن از استادان مربوط ک تو اموزش افراط می کنن یا اونایی ک تفریط میکنن و… تا منی ک فقط حرف میزنمو پیشنهاد میدم اما اول از خودم شروع نمیکنم.
داستانتون خوب بود البته من خوشم اومد شاید کسی سلیقش نخونه و خوشش نیاد ولی برای همه ی قشر ها اموزنده بود و نکته مثبت داستان این بود ک خطاب ب یک شخص نبود هم دختر خانوما هم اقا پسرا و هم خانوادها میتونن درس بگیرن متشکرم

Hiv+ (۱۳۹۳/۰۲/۰۴) :

زیاد جالب نبود

زهرا گفته (۱۳۹۳/۰۲/۰۴) :

جالب بود ولی نه قشنگ

سارادل (۱۳۹۳/۰۲/۰۴) :

مرسی خوب بود .ولی همه دخترا مثل هم نیستن درضمن زود قضاوت نکنید .همه پسرا این زمون اینجورین تا میخان با دختری ادوست بشن اولین حرفشون رابطه جنسی وسوئ استفاده کردن دختراست هرچند تقصیر پسرا نیست عده ای از دخترا اینجورین

ناشناس (۱۳۹۳/۰۲/۰۶) :

این داستان فقط میخواد نشون بده تو جامعه مثلا اسلامی ایران چ قد حق دختر پایمال میشه….واسه همونه ک ب مردم کشور ما میگن عقب مونده

peyman fadayi (۱۳۹۳/۰۲/۰۸) :

عالی بود ولی تاهنوز عاشق نشدم

علی (۱۳۹۳/۰۲/۱۰) :

تقصیرپسره

نمیدونم (۱۳۹۳/۰۲/۱۳) :

جالب بود.الان هیچ دختر و پسر بیگناه و پاکی وجود نداره.اگه طرف قسمم بخوره که اینکاره نیست من باور نمیکنم.همه ما آشغالیم.از همه آدما متنفرم

علی (۱۳۹۳/۰۲/۱۵) :

خا ک چی ؟چیو مخا سابط کنی حه..

ملیحه (۱۳۹۳/۰۲/۱۵) :

واقعا راست میگی عاششششقی بد دردیه بددددددد

حسام (۱۳۹۳/۰۲/۱۵) :

زنده را تا زنده هست باید به فریادش رسید ور نه برسنگ مزارش آب پاشیدن چه سود

ح ن (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

خوشم نیومد.

سوداجعفري (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

خوب بود

سابر (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

بد بد بد

برهان (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

خدا رحمتش کنه دل خیلیها رو شاد کرده

borhan (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

خدا رحمتش کنه داستانش اصن جالب نبود

rasool (۱۳۹۳/۰۲/۱۶) :

سلام به نظر من نمیشه زود قضات کرد شاید اون دختره یه مشکلی داشته تو زندگیش . پسره باید در موردش تحقیق میکرد

منظر (۱۳۹۳/۰۲/۱۷) :

کجا بسر مقصر بود ایا بدشم نکنه انتظار داشتی باهش ازدواج کنه ها

هانيه (۱۳۹۳/۰۲/۲۰) :

اخي ي ي ي ي ي دلم سوختتتتتتتتتتتتتتتتتت.

seashore (۱۳۹۳/۰۲/۲۰) :

واقعا مسخره بود ..ج فكرى كردى همجين داستانى كذاشتى تو سايت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

محمد (۱۳۹۳/۰۲/۲۲) :

خلی خیت بود
….

املی (۱۳۹۳/۰۲/۲۲) :

خیلی داستان آموزند ه ای بود

املی (۱۳۹۳/۰۲/۲۲) :

داستان سنگینی بود

دریا فراهانی (۱۳۹۳/۰۲/۲۳) :

خیلی خوب بود

ارمین (۱۳۹۳/۰۲/۲۴) :

یه حقیقته اکثر ما ایرانیا مردم دهن بینی هستیم کافیه از یه نفر یه چیزی بشنویم طوری واسه بقیه تعریف می کنیم انگار خودمون به چشم خودمون دیدیم و از طرفی اینقدر فقر فرهنگی داریم که کافیه ببینم یه دختر در حاله خنده با یه پسره 1000 تا حرف پشته سرش می زنیم

nora (۱۳۹۳/۰۲/۲۴) :

Khob bod vali ziyad jaleb nabod va tekrari bod taghriban

رزا (۱۳۹۳/۰۲/۲۶) :

با این که خودم یه دخترم ولی میگم دختر اینجوری رو اصلا قبول ندارم دختر باید با متانت رفتار کنه.بد نیست پسرا هم انقدر ظاهر بین نباشن.

پرستو (۱۳۹۳/۰۲/۲۶) :

من خودم عاشقم خیلی سخته عشقتو ببینی نتونی بهش بگی دوسش داری یه روز چشماتو وا کنی ببنی وقتی برات نمونده وهمه چی تموم شده

امین غلامیاری (۱۳۹۳/۰۲/۳۰) :

خوشبحالت…..

نسترن (۱۳۹۳/۰۲/۳۰) :

آخه چقدر غمگین چرا چرا چرااااااااا

پیام کریمی (۱۳۹۳/۰۲/۳۱) :

همونطور ک از پسر بدبخت انتطار میره مس خر کار کنه پول در بیاره از دختر بدبختم انتطار میره خودشو پاک واسه شوهر بدبختش بذاره.

zaza (۱۳۹۳/۰۲/۳۱) :

نه آخه من موندم ………. واقعا یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ZAZA (۱۳۹۳/۰۲/۳۱) :

ای شیطون شما بگو آدرسو واسه می خوای؟؟؟؟؟؟

shima (۱۳۹۳/۰۳/۰۱) :

خيلي عالي بود واقعا دختره گناه داره

رامین (۱۳۹۳/۰۳/۰۱) :

هیچ هم گناه نداره

سید مهدی (۱۳۹۳/۰۳/۰۱) :

سلام.با دروغ راستش کار ندارم .ی غیر ممکن نیست داستانت.تجربم میگه برای بهتر زندگی کردن تو دنیا .برای پیشرفت تو رو سرنوشت کسی نذار .همچنین نذار کسی پاشو رو تو بذاره کم باش خودت باش .نفس جز درسرو بدبختی نیست.و ما با دانستن همه چیز خودمون رو قول میزنیم.خودمون گناه میکنیمو به گناه کار با تمام بد بینی نگاه میکنیم.ما اجبارو بوجود میاریم و مجبور میشیم .ضرب المثل ترکی(دوز گدن یخلماز)کسی که درست زندگی میکنه زمین نمیخوره.ساغ قالن.

رومین (۱۳۹۳/۰۳/۰۳) :

همه تون دیوونه اید خل وچلها

سید عباس (۱۳۹۳/۰۳/۰۴) :

به شرطی که صدای قلب باشه نه هوس

رضا کارگر (۱۳۹۳/۰۳/۰۵) :

بچه ها راست می گه ادم هرچی گذشتش رو فراموش کنه بهتره ولی بعضی از چیزا باید بشه تجربه

سمیرا ناجحی (۱۳۹۳/۰۳/۰۵) :

چرت بود

علی.کوچولو (۱۳۹۳/۰۳/۰۵) :

سلامتی.بچها

یلدا (۱۳۹۳/۰۳/۰۸) :

همش دروغهههههههههههههههههههه.!!!!!!!!!!!!!

سوسن جعفری (۱۳۹۳/۰۳/۰۹) :

سلام داستان غمگینی بود لطفا داستان های بیشتری بذارید

مجیدریگی (۱۳۹۳/۰۳/۱۰) :

افسوس افسانه سرایان رفتند ماباکه نشینیم یاران همه رفتند

فرحناز (۱۳۹۳/۰۳/۱۰) :

فوق العاده بود.مرسی

ایلار (۱۳۹۳/۰۳/۱۲) :

tashakurlar arkadashlar

aylar (۱۳۹۳/۰۳/۱۲) :

tashakurlar arkadashlar. chok ei mish

رضا (۱۳۹۳/۰۳/۱۲) :

موسی نوری (۱۳۹۳/۰۳/۱۲) :

عالی بود مرسی

سعید (۱۳۹۳/۰۳/۱۴) :

عالی بود

اشی (۱۳۹۳/۰۳/۱۶) :

78455555555555555

سامانى (۱۳۹۳/۰۳/۱۹) :

مگه اين بدبخت رو پيشونيش نوشته كه با يه دختر فاحشه ازدواج كنه كه خدا ازش راضى باشه اون دنيا سر كاريه اين دنيا بهم خوش بگزره!!!!!!! از اون دنيا سهم منم مال شما

رضا (۱۳۹۳/۰۳/۱۹) :

گناه کار را دوست بداریم ولی از گناهش بیزار ومتنفرباشیم!!! خودکشی نشانه نامیدی ونامیدی نشانه بی ایمانی؛ تاوقتی که خدایی هست که براثر توبه میبخشه چرا خودکشی؟ عذری بدتر از گناه! گناه از هرکسی سربزنه بد هست اما از بعضی ها بدتر !! خداوند برای غلبه بر شهوترانی از راه نامشروع خانم هارو بوسیله حیا وعفت بیشتر از اقایون مجهز کرده پس برا خانم ها زشتتر هست در ضمن تا دختری خودش رو تسلیم نکنه از دست پسرها کاری بر نمیاد وهر دو جنس محفوظ میمونند پس مسءولیت خانم ها بیشتره.! ممنون

دانیال ستایش (۱۳۹۳/۰۳/۲۱) :

چ اتفاق تلخی…تو ک تازه کاری خوبه قشنگ بود عزیزم

الهه (۱۳۹۳/۰۳/۲۱) :

سلام داستان زیبایی بود به شرطی که همه معنی این داستان بودند و قدر همو بدونن متاسفانه دنیای بدی شده تف بهت روزگار تف تف تف

بنیامین اسدی (۱۳۹۳/۰۳/۲۲) :

داداش بد نبود بهترتر بنویس بیلدون

SAHRA (۱۳۹۳/۰۳/۲۳) :

تو این جامعه ما هرکی یه جور قضاوت میکنه در مورد طرف مقابل اما سی کنید جدا هیچ وقت قضاوت نکنین الکی تهمت ب کسی نزنین ما ایرانیا عیبمون اینه لذت فهمیدنو ب زود قضاوت کردن از بین میبریم ب کسی نگید بد نام چون خداییش را بدنام کردید ظاهر بین نباشید مطمئن باشید هیچ کس الکی بدنام نمیشه دنیا خیلی نامردتر از اونیه ک فکرشو میکنید عیب همه ماها اینه برا هر درد طرف قاضی میکنیم خودمونو الکی تهمت نزنین اونم خدایی داره ی ذره ب فک اون دنیاتون باشید خدا از حق خودش میگذره اما از حق مردم نه ملا نیستم اما خودتونو گناه بار کسی نکنید 16 سالمه چاکر همه ی بامرام خدا یار و یاورتون یاحق

SAHRA (۱۳۹۳/۰۳/۲۳) :

اگه حتی بهت دستم زده ناامید نشو با نگا بهتری ب ایندت ادامه تا اخر عمر غصه بخوری دردیو درمان نمیکنه خدا بزرگه ابجی مواظب خودتو خوبیات باش مطمئن باش توهم خدایی داری کارش بی جواب نمیمونه یاحق

سام (۱۳۹۳/۰۳/۲۳) :

خیلی بد نبود ام خوب خوب هو نبود

مهشید (۱۳۹۳/۰۳/۲۵) :

اصلاداستان بدردبخوری نبو د-یه دختربایدباوقارومتین رفتارکنه تاملعبه دست آدمای هرزه نباشه-ا
اونوقت پسره دلش برایه دختر بی عفت سوخته!!!

x (۱۳۹۳/۰۳/۲۷) :

کاش کمکش می کرد

Sami (۱۳۹۳/۰۳/۲۸) :

ها؟ چیه نگا میکنی؟ نگا داره؟ داشتم از این جا رد میشدم گفتم اینجا استراحت کنم . برو نظره بعدی رو بخون . هههههه چیه عصبی شدی . اوهو . رگ عصبانیتشو نگا ههههه. باشه باشه من رفتم. … . هههههه وای دلم هههههه

معصومه (۱۳۹۳/۰۳/۳۰) :

خيلي تعصيرگذار بود

معصومه كريمي (۱۳۹۳/۰۳/۳۰) :

من ي دوست دارم مثل اين داستان بودولي الان توبه كرده

jamile.@ (۱۳۹۳/۰۳/۳۰) :

واقعادختره گناه داره شایددنبال کسی بوده ک همدمش بشه ک این اتفاقابراش افتاده

عشق (۱۳۹۳/۰۳/۳۰) :

می دونید چیه همه پسرا هوس بازن و فقط به ظهر توجه می کنن. خودتون یه دختر زشت و دیدین که با یه پسر خوشکل رفاقت کنه؟
بعدش مهشید خانم مطمئنی که خودت با وقار ،پاک ،و معصومی؟
پس پشت هیچ دختری حرف نزن

هادی (۱۳۹۳/۰۳/۳۱) :

بعضی وقتا ادم حسرت اینو میخوره که چرا تویه زمان خاص به ندای دلش گوش نداده .وشایدم تا اخر عمر دیگه اون لحظه براش تکرار نشه.

علی جعفری (۱۳۹۳/۰۳/۳۱) :

خلی درسته حرفتون

تنها (۱۳۹۳/۰۳/۳۱) :

فیلم هندی

ساغر (۱۳۹۳/۰۴/۰۲) :

چه داستان مزخرفی اخخخخخخخخ

مینا (۱۳۹۳/۰۴/۰۳) :

بنظرمن هیچکدوم مقصرنیستن بی پولی عامل اصلی این جنایت شده جلوی فقررابگیریدنه پرده زنده بادتهران
ازتهران

مینا (۱۳۹۳/۰۴/۰۳) :

ههههههههههههه

مهیار اشیری (۱۳۹۳/۰۴/۰۴) :

میخوام خودمو بزنم

تارا (۱۳۹۳/۰۴/۰۴) :

خیلی قشنگ بود

مليك قبادي (۱۳۹۳/۰۴/۰۵) :

ديگه همه ما بايد بميريم

malik (۱۳۹۳/۰۴/۰۵) :

سلام دوستان تازه واردم دستمو بگيريد تا گم نشم

فافا (۱۳۹۳/۰۴/۰۵) :

اصلا خوب نبود

حبیبه (۱۳۹۳/۰۴/۰۵) :

از این جور دختر ها زیادن و این امری عادی است.اینقدر زیاد شده که آدم به خودشم شک داره

امیر محمد (۱۳۹۳/۰۴/۰۵) :

اینجوری نمیشه فک کرد پسرا خیلی ساده هستن
دخترا بی معرفتن بی احساسن بهتره بگم ….ولش کن دور بر دختر مذهب نرید که عین من بدبخت میشین

الميرا (۱۳۹۳/۰۴/۱۰) :

نه…..قشنگ بود….ولي نه قبولش نداشتم…. اين پسره كار درستي كرد…. و اصلا هم ازدواج نكردنش ربطي به دختره نداشت…هيچ ربطي

لیلی شاکری (۱۳۹۳/۰۴/۱۰) :

افتضاح بود خیلی مسخره

ریحانه (۱۳۹۳/۰۴/۱۲) :

خوبه متاسفم واسه خودم که همچین آدمایی دور وبرم هستن

عع (۱۳۹۳/۰۴/۱۲) :

سلام .حالمو به هم زد

فاطوووووو (۱۳۹۳/۰۴/۱۳) :

هه هه راست بودیادروغ

سروش (۱۳۹۳/۰۴/۱۵) :

اقاي محسني داستانهاي شما مفت نميارزه تو شهر ما از أين جيزا ببينيم از وسط نصفش ميكنيم با تبر

محمدجواد (۱۳۹۳/۰۴/۱۵) :

سلام داستان خوبی بود اگرمرالینک کنیدممنون مشوم وشمارا لینک می کنم http://mohamadjavadhagiheyd.blogfa.com

کیمیا (۱۳۹۳/۰۴/۱۶) :

خیلی عالی بودش اشکم در اومدش .

صدیق (۱۳۹۳/۰۴/۱۶) :

داستانو خراب کردی .میتونستی جالبتر کنی

صدیق (۱۳۹۳/۰۴/۱۶) :

میتونستی جالبترش کنی

عليرضا (۱۳۹۳/۰۴/۱۷) :

اه اه اه خانم اشكش دراومدش. واقعا من تحت تاثير قرار كرفتم با خاك يكسان شدم ي سطل بياريد اشكامو جمع كنيد

علی قناد (۱۳۹۳/۰۴/۱۸) :

چه سخته گم بشی و ندونی………!

فرشاد ثلاث (۱۳۹۳/۰۴/۱۹) :

عالی بود مرسی اگه خوب به دور و بری هامون نگاه کنیم کم نیستن از این آدم ها

ننا (۱۳۹۳/۰۴/۲۵) :

خیلی مضخرف بود

فاطیما (۱۳۹۳/۰۴/۲۷) :

اره راست میگی

mehdi joon (۱۳۹۳/۰۴/۲۸) :

in mah intori mishe khodeto narahat nakon !!!

م (۱۳۹۳/۰۴/۲۹) :

بیست بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببست بود گلم

محمد (۱۳۹۳/۰۴/۲۹) :

چندنفردوست دخترپیداکردی بااین داستان چرتت

عرفان خان (۱۳۹۳/۰۶/۱۲) :

سلام خدمت همه. . . . خدمت نویسنده باید عرض کنم که واقعا بدنویسنده ای هرچه نویسندس رو زیر سوال بردی. . آخه چند تا جمله چرتو پرتو سرهم کردی چرا. .چرا ب شخصیت دختر یا پسر توهین میکنی. کلا میگم ک واقعا دروغ بودای داستان

سارا (۱۳۹۳/۰۶/۱۸) :

بیخود بودش

فرزانه (۱۳۹۳/۰۶/۲۱) :

خیلی جالب نبود

سحر حسینی (۱۳۹۳/۰۶/۲۱) :

داش دمت گرم قشنگ بود

دکتر محمد (۱۳۹۳/۰۶/۲۵) :

مثل همین داستان البته وستاش داره واسه دوستم پیش میاد برم کمکش

عمه (۱۳۹۳/۰۷/۰۱) :

حوصله ام سر رفت

سحر (۱۳۹۳/۰۷/۰۶) :

اصلا داستان جالبی نبود…
ادم هر مشکلی هم داشته باشه دلیلی نداره خودشو حراج بزاره…
اون دخترم تو این داستان حقش همون بود ک بمیره!
واقعا نمیفهمم یعنی هرکی هرکاری خواست بکنه بعد بقیه بگن ن مهم نیس اگه اینجوری باشه ک بس فرق ادمای ابرومند و بی ابرو تو چیه؟نکنه پول؟یا مثلا خونه و ماشین؟نحیر ب اینه ک ادم بنونه تو هرشرایطی نفسشو کنترول کنه 😐

!alireza! (۱۳۹۳/۰۷/۰۷) :

سلام….بد نبود..ولی خداییش خوبم نبود!!!اصلا یه وضی بود..

ghazale (۱۳۹۳/۰۷/۲۰) :

alan bayad geryam begire aya yek saat khundam akharesh mundam valllaaaaaaaa

----------- (۱۳۹۳/۰۷/۲۴) :

حوصله ندارم بخونمش

نینجا سیاه (۱۳۹۳/۰۷/۲۷) :

خوشم اومد ……… عالی بود حرفی نداشت……. دنیا همینطوره ؟؟؟؟؟؟؟

تیز پرواز وطن (۱۳۹۳/۰۷/۲۷) :

دوست میشی؟

ممدممدی (۱۳۹۳/۰۷/۲۹) :

انسان نباید دو خصلت داشته باشد.1.تو دار باشد2. اگر کمککن واقعی هستی کار با کار مردم نداشته باش

*مسافر* (۱۳۹۳/۰۸/۰۷) :

سلام من درسته داستان باب میل ما ایرانیهای احساسی خوب تموم نشد اما این داستان واقعی بود و واقعیت ها همیشه خوب تمام نمیشن من شبیه این داستان رو تجربه کردم پس باور میکنم من یه مسافرم مثل همه

*مسافر* (۱۳۹۳/۰۸/۰۷) :

سلام من هم دختری رو دوست داشتم اما حرف دیگران باعث شد نتونم پا پیش بذارم بااینکه میدونستم اون ناپاک نیست می شناختم اونو حرف مردم کارهاری خوبو فقط خراب میکنه پس خواهش میکنم به عنوان یکی از همون مردم خودمونو اصلاح کنیم بجای دادن این شعار که حرف مردم ملاک نیست همه از حرف مردم میترسیم

*مسافر* (۱۳۹۳/۰۸/۰۷) :

سلام انگار این داستان برام خیلی آشنابود من هم بخاطر حرف مردم پا پیش نذاشتم بااین تفاوت که میدونستم اون دختر پاکه من رو هم دوست داشت سرزنشم نکنید میدونم به خودم و اون بد کردم اما همه ما از حرف مردم میترسیم شعار ندیم بهتره. خداکنه اصلاح بشیم چون حرف مردم که ماهم جزء همون مردم هستیم از خیلی کارهای خوب جلوگیری میکنه. مسافری مثل همه

samaneh rezayi (۱۳۹۳/۰۸/۱۰) :

Aliiii bud

فاطمه (۱۳۹۳/۰۸/۱۴) :

خیلی دلم واسش سوخت ! گناه داشت شاید واقعا تنها بوده . ولی دلیل قانع کننده ای نیست … منم تنهام مامان و بابام هر روز خدا بیرونن ولی دلیل نمیشه که مثه این دختره به هر کس و ناکسی پا بدم که ؟؟؟؟؟!!!!!! نه ؟؟؟؟!!! موافق نیستین ؟

سارا (۱۳۹۳/۰۸/۱۵) :

بنظرم پر دروغ بود……خب هر کی یه برداشتی داره.
منبا همسرم اول دوست بودم….اون هزارتا منو آزمایش کرد که به درد زندگی میخورم یا نه تازه بعد دوسال اومد خواستگاری…
این داستان غیرواقعی هست.

keyvan (۱۳۹۳/۰۸/۱۶) :

جالب بود

نگین (۱۳۹۳/۰۸/۱۹) :

بیچاره دختره مثله من بدشانسه

مهدی (۱۳۹۳/۰۹/۰۸) :

خیلی خوب کاری کردی کمک نکردی آبروت در این دنیا یکی دو روز هم اط بین می رفت

نگین (۱۳۹۳/۰۹/۰۸) :

خوب گفتی ایول

بهروز (۱۳۹۳/۱۰/۰۱) :

والا از بس نظراتونو خومدم داستان یادم رفت!!!
راستی داستان چی بود؟؟

مهدی (۱۳۹۳/۱۰/۰۳) :

تخیل به تمام معنا بود

حنانه (۱۳۹۳/۱۰/۰۶) :

خوب بود ولیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی…………..

دانیال (۱۳۹۳/۱۰/۱۵) :

خب بود لایک داریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

ارزو (۱۳۹۳/۱۰/۱۷) :

خیلی مزخرف بود

sara (۱۳۹۳/۱۰/۲۳) :

boro baba

باران (۱۳۹۳/۱۰/۲۶) :

خـــــــــــوبـــــــــ بود.بدک نبود

وادج (۱۳۹۳/۱۰/۲۸) :

چرت میگه امین …..خودشو به مظلوم نمایی میزنه

سلنا (۱۳۹۳/۱۱/۰۴) :

خوب بود ولی اخرش بد تموم شد…..
دلم گرفت..

زهرا (۱۳۹۳/۱۱/۰۴) :

خیییییییییلی چرت بووووووود

على (۱۳۹۳/۱۱/۰۴) :

اوف خيلى با حال بود هععععععععععععععععععععععع

النا (۱۳۹۳/۱۱/۰۵) :

خیلی عالی بود ممنون

آری (۱۳۹۳/۱۱/۲۳) :

چرت بود

ارمین محمدی (۱۳۹۳/۱۱/۲۹) :

عالی

sara (۱۳۹۳/۱۲/۰۱) :

قشنگ بود ولی تا حد خیلی زیادی از واقعیت دور بود ادم وقتی همچین اتفاقی براش بیفته فکرش خیلی درگیر این موضوع میشه یا حتی ممکنه تا اخر عمرش کاملا یادش نره ولی بعد مدتی این فکر کمرنگ میشه و ادم خیلی راحت میتونه به زندگی ادامه که کار برای اقایون هم خیلی اسونتره نسبت به بانوان

aliyeh.M (۱۳۹۳/۱۲/۱۳) :

قشنگه

ميناي بيچاره (۱۳۹۳/۱۲/۱۴) :

خخخخخخخخخخخخخ من اصلا نخوندم كه ببينم بده يا خوبه به نظر چرت ميومد حوصلم نرسيد بخونماووووووووووق
زارت دزززززززززززززززززززززززززززززززززز

خالو غفار (۱۳۹۳/۱۲/۲۵) :

خیلی جالب بود دمت گرم

bahar (۱۳۹۴/۰۱/۰۱) :

سلام با اجازه
میدونم مدت زیادی از گذاشتن این داستان کوتاه و اموزنده میگذره ولی هروقت ک خونده بشه مث الان من ک ۴۵ دقیقه مونده ب شروع سال ۹۴ و از طریق اینستاگرام فقط اسم این داستان رو دیدم و دنبالش کردم ولی از خوندنش پشیمون نیستم چون با دقت خونده بشه هممون متوجه میشیم فرقی نمیکنه تو دانشگاه باشیم یا دبیرستان یا.. .. اگه یاد بگیریم ک هرچیزی ب خودمون برمیگیرده و اگه درمورد کسی قضاوت کنیم حرف بزنیم بدش کنیم حتما تا این دنیای این روز و روزگار ی جایی همینجورم برای خودمون تلافی میشه
هیچ ادمی از اول زندگی بد نبوده گاهی رفتار نخواسته ما و گاهی اشتباهات آنی ما باعث خراب شدن زندگی دیگران میشه ، ما در برابر هر ارتباط و اتفاقی ک با دیگران داریم مسئولیم جوون های زیادی زندگیشون مث این دختر بر پای اولین اعتماد بر باد رفته …. امیدوارم عاقبت بخیر بشیم تو سال جدید

هانیه (۱۳۹۴/۰۱/۱۱) :

واقعا مسخره بود. خوبه والا همین مونده که دیگران گناه کنن و مقصر بیگناها شناخته بشن.

hasti (۱۳۹۴/۰۱/۱۲) :

Ali bood damet garm vaqen kheili talkh bod

مهسا (۱۳۹۴/۰۱/۱۵) :

ااااااااه چقدراحساسی واقعاقشنگ بوددمت گرم

طاهره عسكري (۱۳۹۴/۰۱/۲۵) :

موضوع بسيار ارزشمنديست قابل تحسينه به فكر هم باشيم اما خراب كردن زندگي خود فرد به خاطر اشتباه اول اشتباه دوم وغير قابل جبراني حساب ميشه بهتره هميشه با مشكلات با شكل منطقي برخورد كنيم داستان ها واقعيات زندگي آدما هستن.

مارال (۱۳۹۴/۰۲/۲۹) :

گناهکار واقعا گناهکاریا
میسی عالی بوووووووود

گلی مسنی (۱۳۹۴/۰۳/۰۶) :

سلام

آتوسا (۱۳۹۴/۰۳/۰۸) :

سلام
مادرم حرف قشنگي ميزنه ميگه:دخترمثل طلا ميمونه هركي نميتونه بياد بگيرتش اوني كه پول داره ميتونه بياد بگيره بقيه فقط از پشت شسشه ميتونن نگاش كنن.دختر كه يه پسر نامحرم بهش دست زداون ديگه بدل نه طلا بدل همه ميتونن بخرن بهش دست بزنن بعد چندمدت كه دلشو نو زد بندازن بره ولي طلارو هيچ كسي نمي تونه بندازه بره.هيچ پسري هم نمياد باي دختر كه يه روز بايه پسر يه روزم بايه پسرديگه ازدواج كنه.

ی نفر (۱۳۹۴/۰۳/۱۵) :

سلام.من با آتوسا موافقم.مامانم میگه وقتی دختر همه زیباییشو میزاره در اختیار پسرا بی ارزش میشه.مامانم میگه دختر بی ارزش مثل دستمالی میشه دست پسرا هر چقدرم که خوشگل باشه باز بعد از استفاده میندازنش دور.
الکی نی به دخترای باعفت میگن مرواریدی در صدف
این نویسنده هم الکی عذاب وجدان گرفته آخه بگو بینم ارزششو داره بخاطر همچین دختری حرف مامان باباتو بذاری زیر پات ؟!راستی واقعا میتونستی بعد ازدواج بش اطمینان کنی؟اصلا متعلق به تو نمیشد متعلق به همه میشد.
حالا برو با خیال راحت با ی دختر آفتاب مهتاب ندیده خوشگل ازدواج کن.برو

... (۱۳۹۴/۰۳/۱۵) :

ببخشید ولی من تو نظرات دیدم که نوشته بودن شاید تنها بوده و واس همین این گناه رو کرده عزیزم بزار توجیهت کنم خدا رو که داشته در ضمن خود کشی گناه کبیرست و بخشیده نمیشه. در ضمن ما فکر نمیکنیم که بی گناهیم اما گناه هامون به خودمون مربوطه به هیچ وجه این و اونو به گناه ننداختیم.راستی اگه مردم بهش تهمت میزدن پس پدرش چطور خبردار شده بود که وسط دانشگاه کتکش میزد؟در ضمن میتونست توبه کنه بره شهر دیگ خود کشی چرا؟!!!!

شهلا (۱۳۹۴/۰۳/۲۱) :

آخیییییییییییییییییی

alone (۱۳۹۴/۰۴/۱۶) :

ی سوال….؟؟؟؟
کسی ک گناه کار حق برگشت نداره؟؟؟!
اگه برگرده ب چه چشمی مردم جامعمون نگاه میکنن بهش…؟؟؟
این ک پرسیدن نداره…..! این مردم اسگل اینقدر عوضی شدن ک بازم اسم ی هرزه رو بهش نسبت میدن ….

اسلام (۱۳۹۴/۰۴/۱۹) :

اخه دلت براش نسوخت نامرد

مریم (۱۳۹۴/۰۴/۲۰) :

این همه ادم گناه میکنن واقعاحقش نبوداینجوربشه ولی داستانش خیلی خوب بود دوست داشتم ممنون

مریم (۱۳۹۴/۰۴/۲۰) :

اره منم موافقم ولی مردمی ک درمورداین دخترقضاوت کردن کارشون خیلی بدبوده نبایددرموردکسی زودقضاوت کنیم چون خودمون هم دراین موقعت چه دیرچه زودقرارمیگیریم

مریم (۱۳۹۴/۰۴/۲۰) :

من خودم یبارعاشق شدم برای اولین بارواخرین باردخترپسراباهم فرق دارن منکه اصلاتوی عشقم شکی ندارم منوعشقم نزدیک دوساله باهمیم باهم بیرون رفتیم ولی دست بهم نزاشتیم همسن هستیم ازهمون اول هم تکلیفمون معلوم بود ک این دوستی به ازدواج ختم نمیشه البته میشه عاشق شدمابایدجنبشوداشته باشیم ولازم بذکره این عشقابدردازدواج نمیخوره اون ته تهش جداییه پس دلخوش این چیزانباشیم وفقط بایدبحرف بزرگترها گوش کنیم تازندگی خوبی داشته باشیم هرکس برای عشق نظری روداره

نازیلا (۱۳۹۴/۰۵/۱۳) :

قضاوت نکنید.شاید شماهم جای دختر بودید کار بد تر از اون انجام می دادید.
اگر انسانی ،انسانی را بخاطر گناهی سرزنش کند نمیرد مگر اینکه خودش آنگناه را مرتکب شود.(مام صادق (ع))

کیان (۱۳۹۴/۰۵/۳۱) :

خدا بیامرزه

ثریت (۱۳۹۴/۰۶/۰۴) :

خخخخخخخ

نادیا کاراته کا (۱۳۹۴/۰۶/۱۳) :

کاراته کا هستی ؟
ایول به تو

ستاره (۱۳۹۴/۰۷/۲۵) :

خب دختره گناهکار بوده دیگه دلسوزی نداره

علی (۱۳۹۴/۰۸/۰۱) :

خوب بود خدا خیرتون بده.

محسن ناصری متین (۱۳۹۴/۰۹/۰۵) :

این جورد دخترایی خیلی گناه دارن دلم وسشون میسوزه ای کاش ما خودمون رو پاک نگه دارم و ب این دخترا کمک کنیم ولی با نیت خیر

soheilforozan (۱۳۹۴/۰۹/۲۸) :

خوشبحال همتون عقل ندارید راحتیید جاتونم بهشته

وحید (۱۳۹۴/۱۰/۱۲) :

داستان خوبی بود همه بهش دعا کنین که با دختره ازدواج یا دوست نشده .