نرم افزار مدیریت

حرف های خواندنی جعبه سیاه صدا و سیما

سریال هایی هم که اخیرا پیش ما می آورند همه اش درباره میلیاردرها و دخترهایی است که اتومبیل شاسی بلند دارند. من گفتم خدا را خوش نمی آید که مردم ما از صبح تاشب حسرت و حرص یک لقمه نان را بخورند و شب هم که به خانه می آیند حسرت مشکلات پولدارها را بخورند!

به گزارش جهان به نقل از افکار، مهدی ارگانی عضو شورای طرح و برنامه “سیمافیلم، سیما و اقتباس های صدا و سیما” و از آدم های عجیب روزگار ماست. مردی که در سالهای طولانی فعالیتش از ذیل تا صدر تلویزیون و رادیو مدیریت کرده و آنقدر تجربه دارد که مدیران تازه کار یا برنامه سازان به مشکل خورده، سراغش بروند برای گرفتن نسخه های شفابخش و راهگشا.

مهدی ارگانی کم بیناست، با این حال بسیار به روز است و مطالعه کتاب و فیلمنامه اش ترک نمی شود. حافظه بی مانندی دارد و دست روی نکات ظریفی می گذارد که به چشم کمتر بینایی می آید.

وی معتقد است در حال حاضر و دربین تمامی شبکه های رنگارنگ تلویزیونی بهترین برنامه برای تماشاکردن فوتبال است. و توصیه می کند فعلا فوتبال ها راببینید! بعد به انتخاب خودتان بعضی از مستندها را هم انتخاب کنید. ازکل خبرها هم فقط یک بخش خبری را ببینید کافی است، چون باقی اش تکرار خبر است. واقعا باقی وقتتان را صرف کتاب خواندن کنید. البته اگر سریال هم می بینید، ببینید که چقدر داستان، درام و رمان می فهمید. بروید بخوانید، نقد کنید و منفعل نباشید. باکمال تواضع سریال ها را ببینید اما فرضتان این نباشد که حتما ازفیلم ساز و نویسنده کمتر می فهمید.

وی معتقد است یکی ازاصلی ترین وظایف مدیران فرهنگی ما تشخیص است. قدرتی که بتواند دوغ را از دوشاب تشخیص بدهد! و بیان می دارد: درمملکتی که سینمایش جهانی شده من تأسف می خورم که مخاطبان ما سریال های کره ای و ترکیه ای می بینند. ما از لحاظ فن نمایش، درام، داستان پردازی و سریال سازی خیلی از آنها جلوتر هستیم. اگرمدیران ما قدر این برتری را می دانستند دیگر امکان نداشت “اخراجی ها”ساخته شود.

“اخراجی ها”را ده نمکی نساخت، اخراجی ها را در واقع وزارت ارشاد و مدیران فرهنگی ساختند. وقتی مدیرفرهنگی تشخیص نمی دهد که این کار فاجعه است، کارش به آنجا می رسد که از قسمت سوم فیلمنامه اش درسالن وزارت کشور رونمایی می کنند! همه بدبختی از همین فیلمنامه است. مدیر فرهنگی کارش همین است که بگوید ببخشید شما فیلمساز نیستید! دیگر تشریف نیاورید. گاهی هم کسانی هستند که اسمشان حاتمی کیا و تبریزی نیست، اما مدیر فرهنگی باید قدرت تشخیص داشته باشد تا بگوید خیلی گمنامی ولی ایده ات را خوانده ام ودیدم که درخشان است.

البته این دیدگاه نقد افراطی درباره

” شما میخواهید فیلمی بسازید که با آن انحرافات دوران پهلوی را نشان دهید ولی موفق نمی شوید به خاطر اینکه بد می سازید. من سخنرانی در دیالوگ های یک سکانس را نمی پسندم و غیرطبیعی می دانم. مثلا بلانش نه قرآن خوانده نه مفاتیح الجنان و نه از دین چیزی سرش می شود، بعد می خواهد از شوهرش جدا شود، می گوید من به خانم میرزا رضا حسادت می کنم. یعنی آن مرد با آن شکمش خیلی جذاب است! یک کار دراماتیک که کاری تبلیغاتی است، باید قدرت قانع کردن مردم را داشته باشد. “

تلویزیون چند وقت است که اتفاق افتاده. درباره سریال ها بخواهم مثالی بزنم که یک کار به یاد ماندنی، درخشان و شاید بهترین سریال تاریخی است که من دیدم و”یوسف(ع)” و “مختارنامه” در برابرشان مهم نیستند، سریال “روزگارقریب” است. ازلحاظ فنی، حس نوستالژی، بازی ها، رئالیزم و حالت های مستند پردازی خیلی برجسته است. ازلحاظ جذابیت هم “پایتخت” را می پسندم. بعضی ازسریال های کمدی مان هم واقعا بد نیستند ودربین مردم هم سریالهای نسبتا موفقی هستند.

مهدی ارگانی درسریال دو هزار دقیقه ای “کلاه پهلوی” از دقیقه”هزار و دویست!” به عنوان مشاور پروژه به گروه اضافه شده است. و درباره این مجوعه نظرات جالبی دارد:

شما می خواهید فیلمی بسازید که با آن انحرافات دوران پهلوی را نشان دهید ولی موفق نمی شوید به خاطر اینکه بد می سازید. من سخنرانی در دیالوگ های یک سکانس را نمی پسندم و غیرطبیعی می دانم. مثلا بلانش نه قرآن خوانده نه مفاتیح الجنان و نه از دین چیزی سرش می شود، بعد می خواهد از شوهرش جدا شود، می گوید من به خانم میرزا رضا حسادت می کنم. یعنی آن مرد با آن شکمش خیلی جذاب است! یک کار دراماتیک که کاری تبلیغاتی است، باید قدرت قانع کردن مردم را داشته باشد.

مخاطب فیلم های تاریخی ما همیشه یک گروه هستند، آنهایی که به خاطر نداشتن اطلاعات و نبود تبلیغات هنوز تصمیم خودشان را نگرفته اند وقتی می خواهید چنین گروهی را قانع کنید که معتقد نیستند، برنامه مان چه مستند باشد یا میزگرد وسریال باید قانع کننده باشد. اگر نیست نباید پخش شود.

تفاوتی بین کلاه پهلوی و مختار وجود دارد. مختار متفق القول ترین مساله ممکن دینی ما که امام حسین(ع)است را مطرح می کند که ارمنی ها هم قبولش دارند. لذا هیچ کس درمورد رذالت شمر و یزید تردید نمی کند ولی درمورد کلاه پهلوی این اجماع وجود ندارد. مساله حجاب قله مباحثی است که می توانیم چیزهای زیادی درباره آن بگوییم اما اینجا چیزی نمی شنویم.

مختارنامه هم غلط زیاد دارد وقتی که می گوید”باغت آباد انگوری”. به همین دلیل به نظرم با حداقل های ما خیلی فاصله دارد. یا درسریال یوسف(ع) وقتی که یوسف(ع) می خواهد جلسه بگذارد، دورمیز کنفرانس جلسه می گذارد!

سریال هایی هم که اخیرا پیش ما می آورند همه اش درباره میلیاردرها و دخترهایی است که اتومبیل شاسی بلند دارند. من گفتم خدا را خوش نمی آید که مردم ما از صبح تاشب حسرت و حرص یک لقمه نان را بخورند وشب هم که به خانه می آیند حسرت مشکلات پولدارها را بخورند! اما در مورد کارهای جدید باید بگویم:

متن چند قسمت اول “پایتخت۲” را خواندم، متن بدی نیست. چند تا اصلاحات عمده دارد اما متن خوبی است.

به کارآقای تبریزی، سریال “سرزمین کهن” خیلی امید دارم. خودم هم نزدیک ۵سال مشاورش بودم. سریال خوبی شده که اگر مشکلاتش حل شود، حتما دیده می شود.

برای سریال امام حسین(ع) دورخیزی شده است .الان درمرحله متن و پژوهش است. این فیلم درباره زندگی امام حسین(ع) ازکودکی است. چون ساختن این سریال سخت است، اگرمتن خوبی نوشته نشود، کنار می گذاریمش.

ارگانی چند سالی است که روی پروژه”محمد(ص)” به عنوان مشاور وقت گذاشته و خیلی به این کار امید دارد. پروژه عظیمی که در طول ساخت از مشاوران وراهنمایان بزرگی چون”آیت الله جوادی آملی”بهره برده و خبرهای زیادی از همکاری چهره های مطرح جهانی به گوش می رسد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران