اس ام اس غمگین خرداد 93 -سری اول

این روزها مانند گلی شده ام که هر پروانه ای روییش می نشیند

و می رود بی آنکه قصه “عادت” را بفهمد !

.

.

.

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ…

ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !

ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …

.

.

.

خدایــــــــــــــا

خورشید را ب من قرض میدهی ؟

از تو ک پنهان نیست ،

سرزمین خیالم دوباره یخ بسته است . . . !

.

.

.

در کنار ساحل دریای غم

قایقی میسازم از دلواپسی

بر دو سوی پرچمش خواهم نوشت

یک مسافر از دیار بی کسی

.

.

.

غبـــــاری ک از تــــــو نشسته روی قلــــبم . . .

بارون چیــــه . . .

سیل نمیــــتونه بشوره !

.

.

.

امشب شب تولدم من است

ولی چیزی برای ترکاندن ندارم جز بغض !

.

.

.

استغفار می کنم

از آن

” دوستت دارم ” هایی

که حرامت شد . . .

.

.

.

به مرگ گرفتی مرا تا به تبی راضی شوم

کاش “میفهمیدی” به مرگ راضی بودم وقتی که تب می کردم از ندیدنت !

.

.

.

به من شلیک کن

قبل از آنکه به دیگری بگویی : دوستت دارم !

.

.

.

قلبی خاکی داشتم ، آدما خیسش کردند

گِل شد ، بازی کردند ، خشک شد ، خسته شدند

زدند شکستند ، خاک شد ، پا رویش گذاشتند ، رد شدند…

.

.

.

سخت است بغض داشته باشی

و بغضت را هیچ آهنگی نشکند جز صدای کسی که دیگر نیست !

.

.

.

من نمی دانستم معنیِ هرگز را …

تو چرا بازنگشتی دیگر ؟

.

.

.

درخت احساسم سالهاست خشکیده است

دیگر تشنه ی هیچ محبتی نیست !

.

.

.

من سرم درد میکند برای “دعواهایی” که با هم “نکردیم”

لعنتی ، چقدر مهربان رفتی !

.

.

.

دریا را بی خیال

زمین جواب نمی دهد

دیگر دل به آسمان زده ام !

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: اس ام اس پا

0 پاسخ به “اس ام اس غمگین خرداد 93 -سری اول”

  1. اسمان گفت:

    چگونه دوستت دارم؟
    بگذار بشمارم…
    تو را به اندازه ی عمق و طول و عرض دوست دارم!
    با احساسات نامریی
    به اندازه ی پایان هستی
    …من تو را مثل هر روز دوست دارم
    مثل نیاز انسان به افتاب و شمع
    تو را ازادانه دوست دارم
    مثل تلاش انسان برای رسیدن به حق
    تو را خالصانه دوست دارم
    مثل احساس بعد از دعا
    تو را با اندوه بی پایان
    و ایمان کودکی ام دوست دارم
    با تمام عشق
    با نفسم و معصومیت از دست رفته ام
    با اشک ها و لبخندها
    و تمام هستی ام
    و اگر خدا بخواهد بعد از مرگم
    تو را بیش از این ها دوست خواهم داشت…..

  2. اسمان گفت:

    کاش میشد برا یه ساعتم که شده مال من بودی!کنارم مینشستی و باهام حرف میزدی!خنده هات رو با من تقسیم می کردی!حرف دلت رو به من می گفتی و منم با تمام وجود گوش می کردم به اندازه ی همه ی دوست داشتنام اون وقت بود که احساس می کردم جزیی از وجود تو برای منم هست!اه!لعنتی!حسرت با تو حرف زدن توی تنهایی با ارامش موندو اون لحظه رو هیچ وقت تجربه نکردم !هر چی تلاش کردم نشد حتی اخرین تلاشم هم نتیجه نگرفت!تو جای همه ی نداشته هامو و محبت ها بودی!جای یه عمر محبت ندیده !صبح ها به امید تو نفس می کشم!قلبم با عشق تو می زنه!دلم به امید نگاه تو زنده است!باهام حرف بزن می خوام صداتو بشنوم محتاج صداتم…با چشمای بارونی ازت می خوام خداحافظی نکنی!کاش اون روز نمی رسید از اون لحظه متنفرم از اون تکرار متنفرم!نکنه تنها الگوی مردی نامرد شه!بذار وقتی رد میشی با تمام وجود بغلت کنم و نگات کنم و بوست کنم!وای چقدر دوست دارم اون لحظه رو!خیلی دوست دارم به خاطر همه ی از خود گذشتگیات!دوست دارم به اندازه ی مهربونیت!دوست دارم به اندازه ی همه ی جدیتت!دوست دارم به اندازه ی قلب مهربونت!دوست دارم به اندازه ی دلیلی که هیچ کس اونجا مثل تو نیست!دوست دارم با دستای خالی!

  3. هیشکی گفت:

    اینروزا همه تنهان ولی با همه تن هان..

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه
خرید رپورتاژ خرید بک لینک شرکت نرم افزاری نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران نرم افزار انبارداری تولید کننده روغن زیتون ماشین آلات صنایع غذایی