داستان طنز کدام گوری بودی؟

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دور و برش را نگاه كرد اما كسي را نديد. به هر حال نجات پيدا كرده بود.

به راهش ادامه داد. به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت: بايست مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد.

بازهم نجات پيدا كرده بود. مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد: من فرشته نگهبان تو هستم. مرد فكري كرد و گفت:

– اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بودي

گردآوری: گروه ادبی مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: بیتوته

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه
خرید رپورتاژ خرید بک لینک شرکت نرم افزاری نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران نرم افزار انبارداری تولید کننده روغن زیتون ماشین آلات صنایع غذایی