http://www.perspolisitarin.loxblog.com http://www.tanaffor2.loxblog.com http://www.gazorkhan.loxblog.com http://www.loveff.loxblog.com http://www.campaignzohor.loxblog.com http://www.paragalaydar.loxblog.com http://www.zakharbazi.loxblog.com http://www.vjir.loxblog.com http://www.khande20.loxblog.com http://www.moaraghl.loxblog.com http://www.hosseinabad.loxblog.com http://www.silentboy.loxblog.com http://www.kamyaran.loxblog.com http://www.fotonini.loxblog.com http://www.argpishgaman.loxblog.com http://www.shabahang20.loxblog.com http://www.love56.loxblog.com http://www.profilenice.loxblog.com http://www.hamechidaram.loxblog.com http://www.love56.loxblog.com http://www.tabadolha.rozblog.com http://www.bestweblogs.rozblog.com http://www.tabadoliha.rozblog.com http://www.weblognevisaan.rozblog.com http://www.mamlekate.ir http://www.welink.rozblog.com http://www.cze.ir http://www.link4up.rozblog.com http://www.cafelink.rozblog.com http://www.linksee.rozblog.com http://www.youtube23.rozblog.com http://www.guitareman.rozblog.com http://www.zhee.ir http://www.irsaba.ir http://www.add-links.ir http://www.5link.ir http://www.itismsrt.ir http://www.rozesefidam.rozblog.com http://www.etstur.ir http://www.gemlink.rozblog.com http://perspolisitarin.loxblog.com http://tanaffor2.loxblog.com http://gazorkhan.loxblog.com http://loveff.loxblog.com http://campaignzohor.loxblog.com http://paragalaydar.loxblog.com http://zakharbazi.loxblog.com http://vjir.loxblog.com http://khande20.loxblog.com http://moaraghl.loxblog.com http://hosseinabad.loxblog.com http://silentboy.loxblog.com http://kamyaran.loxblog.com http://fotonini.loxblog.com http://argpishgaman.loxblog.com http://shabahang20.loxblog.com http://love56.loxblog.com http://profilenice.loxblog.com http://hamechidaram.loxblog.com http://love56.loxblog.com http://tabadolha.rozblog.com http://bestweblogs.rozblog.com http://tabadoliha.rozblog.com http://weblognevisaan.rozblog.com http://mamlekate.ir http://welink.rozblog.com http://cze.ir http://link4up.rozblog.com http://cafelink.rozblog.com http://linksee.rozblog.com http://youtube23.rozblog.com http://guitareman.rozblog.com http://zhee.ir http://irsaba.ir http://add-links.ir http://5link.ir http://itismsrt.ir http://rozesefidam.rozblog.com http://etstur.ir http://gemlink.rozblog.com http://linux-web.ir http://carzor.lineblog.ir http://linux-web.ir http://monopod.shikweb.ir https://isheidayi.com/ http://welink.rozblog.com/ http://omdebazaar.ir http://link4up.rozblog.com http://cafelink.rozblog.com http://www.backlinka.ir http://www.tablloravan.ir http://www.zhee.ir http://www.darvishmusic.com/ http://add-links.ir http://www.popup.5link.ir http://www.backlinka.ir http://backlinka.ir http://www.backlinka.ir
تبلیغات بنری
درج تبلیغات بنری
.
شرکت نرم افزار عارف رایانه ویکیوز

مطالب مرتبط با داستان

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

آرایش زیبا آرایش صورت آرایش چشم آموزش آرایش صورت آموزش آرایش چشم اس ام اس جوک جدید اس ام اس خنده دار اس ام اس سرکاری اس ام اس سرکاری باحال اس ام اس سرکاری جدید اس ام اس طنز باحال اس ام اس طنز جدید اس ام اس های جدید جوک جدید جوک خنده دار زیبایی صورت زیبایی پوست عکس آرایش چشم عکس جدید ناخن عکس مدل موی ساده عکس ناخن جدید عکسهای ناخن جدید متن طنز خنده دار مدل آرایش چشم مدل جدید ناخن مدل رنگ مو مدل موی جدید مدل ناخن جدید مراقبت از پوست پوست زیبا

داستان دو برادر مهربان

خانه » داستان » داستان آموزنده » داستان دو برادر مهربان

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .

شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و گفت : 

(( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من مجرد هستم و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می كند . ))

بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.

در همین حال برادری كه ازدواج كرده بود با خودش فكر كرد و گفت : (( درست نیست كه ما همه چیز را نصف كنیم . من سر و سامان گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نكرده و باید آینده اش تأمین شود . ))

بنابراین شب كه شد یك كیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت .

سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند كه چرا ذخیره گندمشان همیشه با یكدیگرمساوی است . تا آن كه در یك شب تاریك دو برادر در راه انبارها به یكدیگر برخوردند . آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن كه سخنی بر لب بیاورند كیسه هایشان را زمین گذاشتند و یكدیگر را در آغوش گرفتند.


مطالب پیشنهادی

داستان کوتاه کتک خوردن از دختر بچه

داستان کوتاه به چی فکر می کنی…

داستان کوتاه و آموزنده شکر گذار خدا باشیم

خدایا با من حرف بزن

پربازدید های داستان , داستان آموزنده

نظرات شما