تبلیغات بنری
درج تبلیغات بنری
.
شرکت نرم افزار عارف رایانه ویکیوز

مطالب مرتبط با داستان

نرم افزار مطب

نوشته تصادفي

تبلیغات متنی

برچسب های پرکاربرد

آرایش زیبا آرایش صورت آرایش چشم آموزش آرایش صورت آموزش آرایش چشم اس ام اس جوک جدید اس ام اس خنده دار اس ام اس سرکاری اس ام اس سرکاری باحال اس ام اس سرکاری جدید اس ام اس طنز باحال اس ام اس طنز جدید اس ام اس های جدید جوک جدید جوک خنده دار زیبایی صورت زیبایی پوست عکس آرایش چشم عکس جدید ناخن عکس مدل موی ساده عکس ناخن جدید عکسهای ناخن جدید متن طنز خنده دار مدل آرایش چشم مدل جدید ناخن مدل رنگ مو مدل موی جدید مدل ناخن جدید مراقبت از پوست پوست زیبا

داستان تکان دهنده پیرمرد و پیرزن

خانه » داستان » داستان عاشقانه » داستان تکان دهنده پیرمرد و پیرزن

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند . پیرمرد همیشه از خرو پف های همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری او می گذاشت.

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند . پیرمرد همیشه از خرو پف های همسرش شکایت داشت و پیرزن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری او می گذاشت.

این بگو و مگو ها همچنان ادامه داشت تا اینکه روزی پیرمرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خرو پف می کند و آسایش او را مختل کرده ، شبی همه ی سر و صدای خرناس های گوش خراش همسرش را ضبط کرد پیر مرد صبح از خواب بیدار شد و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خرو پف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا میکند غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است…؟!!

از آن شب به بعد خرو پف های ضبط شده پیرزن لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود؟!؟!؟!!!


مطالب پیشنهادی

داستان مفهومی عاشقانه ، عشق ساده

همسرم دیگر آن زن سابق نشد !

داستان چه چیز انسان را زیبا می‌کند؟

داستان کوتاه حلقه

پربازدید های داستان , داستان عاشقانه

نظرات شما