نرم افزار مدیریت

مهندس قلابی فقط با زنان پولدار ازدواج می‌کرد

پشت پرده ماجراي كلاهبرداري از زنان مطلقه

مهندس قلابي با 5 زن مطلقه و پولدار ازدواج و از آنها كلاهبرداري كرده است. اين مرد قبل از شروع كلاهبرداري ها نيز متاهل بوده و دو فرزند دارد. اين پرونده پس از آن تشكيل شد كه زن جواني به دادسراي عمومي شيراز رفت و عليه همسرش به اتهام فريب در ازدواج شكايت كرد. او پس از ازدواج متوجه شده بود كه شوهرش همسر ديگري دارد.

به اين ترتيب ماموران متهم را تحويل گرفتند و به بازجويي از وي پرداختند. اين مرد كه ابتدا منكر فريب در ازدواج بود وقتي در بن بست قرار گرفت به جرايمش اعتراف كرد و گفت: من از همسر اولم دو فرزند دارم اما مدتي قبل تصميم گرفتم با معرفي خود به عنوان مهندس و مردي ثروتمند از زنان مطلقه كلاهبرداري كنم. طبق نقشه اي كه كشيده بودم با اين زنان طرح دوستي مي ريختم و بعد از اين كه اعتمادشان را به دست مي آوردم با آنها ازدواج مي كردم. من در حال حاضر به غير از همسر اولم 5 زن ديگر را نيز در عقد خود دارم و براي اين كه بتوانم ازدواج ها را به شكل قانوني ثبت كنم هربار شناسنامه جعل مي كردم.

متهم در ادامه اعتراف كرد به غير از همسر اولش در شيراز، بوشهر، اراك، لامرد و زرقان ازدواج كرده و از هر كدام از همسرانش كه زناني پولدار هستند مبالغ كلاني دريافت كرده است.

حق فسخ چيست؟

سارا كرماني، مشاور حقوقي: با توجه به اين كه يكي از همسران اين مرد با طرح اين  موضوع كه موقع ازدواج همسرش به او دروغ گفته و وانمود كرده پولدار است، بررسي شرايط فسخ نكاح خالي از لطف نيست.

انحلال عقد نكاح از چند طريق امكان پذير است، به نحوي كه بعد از طرح اين مسائل، ديگر عقد ازدواج از رسميت مي افتد. به موجب ماده 1120 قانون مدني ايران، عقد دايم به فسخ يا به طلاق و عقد منقطع به پايان مدت يا بذل مدت منحل مي شود و زن و مرد از يكديگر جدا مي شوند. در قانون مدني ايران تفاوت هايي ميان فسخ ازدواج و طلاق وجود دارد.

در فسخ ازدواج شرايطي پيش مي آيد كه به موجب آن مي توان عقد را باطل كرد، يعني زن يا مرد در شرايط معيني مي توانند بدون رعايت مقررات و تشريفات خاص طلاق، عقد را فسخ كنند يا بر هم زنند، اگرچه براي اثبات آن شرايط بايد به دادگاه مراجعه كنند، اما طلاق مستلزم رعايت مقررات ويژه اي است كه انحلال عقد را دشوارتر از فسخ آن مي سازد.

حق فسخ در تمام موارد فوري است، يعني به محض اطلاع از وضعيتي كه از موجبات فسخ است بايد بلافاصله به آن مبادرت ورزيد در غير اين صورت حق فسخ ساقط خواهد شد. تشخيص مدت امكان استفاده از اختيار فسخ با توجه به عرف و عادت است.

– هرگاه زن يا مرد موقع انعقاد عقد نكاح شرط كرده باشد كه طرف مقابل بايد ويژگي يا صفت خاصي داشته باشد و پس از عقد، آشكار شود كه چنين ويژگي يا صفتي در او نيست، حق فسخ خواهد داشت.

– جنون هر يك از زوجين به شرط استقرار اعم از اين كه مستمر يا ادواري باشد، براي طرف مقابل موجب فسخ است.

ـ عيوب زير در مرد موجب حق فسخ براي زن خواهد بود.

ـ خصاء (اختگي)

ـ ناتواني جنسي و وجود مشكل در دستگاه تناسلي. اگر ناتواني جنسي پس از عقد نيز انجام شود باز هم زن مي تواند فسخ نكاح را بخواهد.

ـ جنون مرد كه اين مورد نيز حتي اگر پس از عقد بروز كند از موجبات فسخ خواهد بود.

اگر زن يا مرد پيش از عقد به معايب مورد اشاره آگاهي داشته باشد و با علم به آن مبادرت به عقد نكاح كند، حق فسخ او ساقط مي شود. اگر زن بعد از عقد به يكي از معايبي دچار شود كه در لحظه وقوع عقد به مرد حق فسخ مي داد، حق فسخ براي مرد نخواهد بود. جنون و عنن در مرد، هرگاه بعد از عقدهم حادث شود، موجب حق فسخ براي زن خواهد بود.

زندگي پيشرفته، جرايم پيشرفته

امان الله قرايي مقدم: جامعه شناس:

با پيشرفت تكنولوژي، جرائم نيز شكل و شمايل جديدي به خود مي گيرند. اما اين موج آرام و خزنده از كجا سرچشمه مي گيرد و به كجا مي رود؟ يكي از اصلي ترين دلايلي كه آسيب شناسان براي تغيير رويه در جرايم ذكر مي كنند، افزايش ناگهاني جمعيت است.

طبق تئوري دوركيم، جامعه شناس، تغييرات كمي منجر به تغييرات كيفي مي شود. زماني كه جمعيت افزايش پيدا مي كند، همه چيز را تحت تاثير قرار مي دهد. ابن خلدون، فيلسوف اسلامي معتقد است افزايش جمعيت موجب افزايش آلودگي هوا مي شود.

ريكاردو، اقتصاددان بزرگ مي گويد كه افزايش جمعيت، قانون بازده نزولي را در اقتصاد به دنبال دارد و باعث تضعيف وضعيت اقتصادي مي شود. شاتوبريان، نويسنده فرانسوي مي گويد: اضمحلال دولت ها در اشتباه هاي آنها نيست، بلكه ريشه در افزايش بي رويه جمعيت دارد. ووگت، داستان بشر امروز را در شرايط رشد سريع جمعيت، به شخصي تشبيه مي كند كه كفش هاي دو شماره كوچك تر از خود به پا كرده است.

وقتي جمعيت افزايش پيدا مي كند، نوع جرايم نيز عوض مي شود. بخصوص كه تكنولوژي و علم نيز پيشرفت مي كند.

50 سال پيش جمعيت به اين ميزان نبود. كامپيوتر و اينترنت و بانكداري الكترونيكي هم نبود. جمعيت كم بود و جرايم ساده بود. اما حالا با تغيير ميزان جمعيت، وضعيت فرهنگي و اجتماعي مردم نيز تغيير كرده است.

در نتيجه اين تغييرات جرايم جديد به وجود مي آيند و جرايم گذشته نيز تغييرشكل پيدا مي كنند. در گذشته جعل كردن شناسنامه و جرايمي از اين دست به اين سادگي نبود. افزايش بي رويه جمعيت، وقتي كه با صنعتي شدن همزمان شد، فاجعه اي دوچندان آفريد. بيكاري افزايش پيدا كرد، فقر به وجود آمد، اعتياد پيدا شد و بزهكاري و فحشا بيشتر شد. شايد بتوان افزايش جمعيت را مهم ترين عامل بسترساز براي وقوع جرم دانست.

امروز مي بينيم كه جرايم در نقاطي كه تراكم جمعيت وجود دارد رخ مي دهد. نظير شهرهاي بزرگ و مهاجرپذير. توجه كنيد كه بعد از انقلاب صنعتي، ماشين ها جاي كارگران را گرفتند و بسياري از روستاييان بيكار شدند. جمعيت آنان نيز چند برابر شد. در نتيجه به سمت شهرها روي آوردند. بيكاري  ام الفساد است و ريشه بسياري از بزهكاري ها و جرايم است. مهاجرت نيز يكي ديگر از فاكتورهاي زمينه ساز جرم است. اين جامعه شناس تصريح مي كند: «در گذشته ماشين آلات صنعتي نبودند. اما حالا يك كمباين كار ده ها كارگر را در آن واحد انجام مي دهد. پيشرفت تكنولوژي از طرفي بيكاري را كه يكي از عوامل اصلي گرايش به سمت جرم است افزايش داده و هم كيفيت و نوع جرايم را تغيير داده است.

كم شدن گرايش به مسائل ديني و اخلاقيات نتيجه ديگر رشد بي رويه جمعيت و جامعه مدرن است. وقتي اخلاقيات از بين مي روند، راه براي دست زدن به جرايم باز مي شود.

دردسرهاي زنان مطلقه

هدي عميد، وكيل پايه يك دادگستري:

زناني كه به هر دليلي از زندگي زناشويي خود ناراضي هستند عمدتا به دليل درگيري با فرهنگي كه طلاق را فاجعه و زنان مطلقه را از دريچه سرزنش و تخطئه مي نگرد، بسختي به طلاق رضايت مي دهند و تا آنجا كه توان دارند سختي هاي زندگي را به جان مي خرند و تنها زماني براي طلاق اقدام مي كنند كه به اصطلاح كارد به استخوانشان رسيده باشد.

با وجود اين اقدام براي طلاق خود تواني مضاعف را مي طلبد و علاوه بر آن بسياري از مردان، با سوءاستفاده از اختياري كه قانون به آنها داده است، موجبات تضييع حقوق زنان، بويژه حقوق مالي آنها رافراهم مي كنند،  تا آنجا كه زنان بايد از بسياري حقوق مسلم خود مانند مهريه يا استفاده از شرط تنصيف اموال نيز چشم پوشي كنند تا بتوانند از يك رابطه خارج شوند يا حق حضانت فرزندان را بگيرند. اما در شرايط كنوني زنان بيشتري حاضرند تا به جنگ اين مشكلات رفته و خود را از بند رابطه اي كه نمي خواهند آزاد كرده و طلاق بگيرند. مساله آنجاست كه براي بسياري از اين زنان اين تازه آغاز موج تازه اي از مشكلات است. آنها كه عنوان زنان مطلقه را به دوش مي كشند علاوه بر آن كه بايد استطاعت مالي براي فراهم كردن ملزومات زندگي داشته باشند، بايد به تنهايي فرزندان خود را تربيت كنند.نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه اين گونه زنان اگرچه نياز به حمايت هاي مالي دارند اما در بسياري موارد حمايت هاي معنوي بيشتر اهميت دارند.

در بيشتر موارد تهيه منزلي كه مالك آن حاضر به اجاره آن به يك زن تنها باشد خود از اولين مشكلات است. علاوه بر اينها آزار و اذيت هاي همسر سابق نيز به اين مشكلات مي افزايد. اين زنان براي فرار از موقعيتي كه در جامعه پيدا مي كنند و عدم امنيتي كه به عنوان يك زن تنها با آن مواجه هستند ترجيح مي دهند مجددا ازدواج كنند و در پناه يك مرد به عنوان همسر دوباره از شان اجتماعي مناسب برخوردار گردند. اين زنان طعمه مناسبي براي آنها كه با انگيزه هاي مالي و غيرمالي به دنبال سوءاستفاده و كلاهبرداري هستند، قرار مي​گيرند. تصويب قوانين حمايتي و اصلاح نگاه جامعه به طلاق و بويژه زنان مطلقه و فراهم كردن خدمات مشاوره روانشناسي در دسترس، مي تواند مانع عجله اين زنان در ازدواج مجدد و افتادن در دام انتخاب اشتباه شود

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه
خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران نرم افزار انبارداری