نرم افزار مدیریت

داستان طنز فرشته و خانم میان سال

مجموعه :داستان

خانم میان سالی سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد.

وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود فرشته ای را دید.

از فرشته پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟

فرشته پاسخ داد: نه، تو 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگر فرصت خواهی شد.

بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند.

چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد.

جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و…

او حتی رنگ موی خود را تغییر داد.

خلاصه از یک خانم میان سال به یک خانم جوان تبدیل شد!

بعد از آخرین جراحی او از بیمارستان مرخص شد.

وقتی برای عزیمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!

وقتی با فرشته مرگ روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی 40 سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟

چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟

چرا من مردم؟

فرشته پاسخ داد: ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران