نرم افزار مدیریت

داستان خنده دار کارت کشیدن داماد!

مجموعه :داستان

از همان روز اول مراجعه به آزمایشگاه، داماد نشان می داد که به قولی سر و زبان دار است.

در روز عقد پس از این که برای بار سوم از عروس وی درخواست وکالت کردم و خانم قند ساب گفت: عروس زیرلفظی می خواد، داماد شوکه شد و یواشکی خطاب با خانم های تور و قندگیر گفت: بابا هماهنگی می کردین خب!

بعد به مادرش اشاره کرد و مادر هم به سراغ کیفش رفت و حلقه ها را درآورد. خانمی یواشکی گفت: اون نه! زیر لفظی می خواد.

مادر باز هم گشت ظاهراً چیزی پیش بینی نشده بود. داماد که در منگنه قرار گرفته و همه نگاه ها به سمت او جلب شده بود، بلند شد و از جیب پشت شلوارش کیف پول را بیرون کشید و با صدای غیژ مخصوص باز کردن چسب های اتیکتی، کیف را باز و این ور و آن ورش را برانداز کرد. چیزی در آن یافت نشد.

داماد با حالت تأسف سرش را تکانی داد و طنازانه گفت: زیرلفظی باید کارت بکشیم دیگه! و به یکباره جمعیتی که به او چشم دوخته بودند از شدت خنده منفجر شدند و عروس هم پس از خنده آنها در حالی که خودش هم لبخند می زد گفت: بله!

تجربه یک عاقد: در آن لحظه خیلی ها حرف زدن عادی خود را هم فراموش می کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران