نرم افزار مدیریت

محض خنده !

اگر «شما» نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند.

1- هر وقت لواشک رو گذاشتی گوشه لُپت و تونستی نَجُوییش، یعنی بر نفست مسلط شدی!

2- اصلا گیریم دست فیل به نوک دماغشم برسه، چجوری می خواد انگشتشو بکنه تو دماغش؟

3- یکی از سرگرمی هام اینه که سر امتحان الکی هی کف دستمو نگا کنم و مراقب احساس زرنگی کنه بیاد خفتم کنه ببینه هیچی کف دستم نیست بهش بخندم! اصلا به عشق همین حرکت می رم دانشگاه.

4- رفتیم بهشت زهرا یه نفر اومد خرما تعارف کرد، بابای ما حواسش نبود حالش بد بود گفت: مبارک باشه!

5- میلی گرم میلی گرم تو باشگاه آب می کنی، با خون دل

بعد یه شب شام کامل می خوری کیلویی برمی گرده سر جاش بی شرف!

6- به یک سری ها هم باید گفت: عزیزم وقتی ساکتی چهرت خیلی جذاب می شه!

7- یه سری هم هستن هنوز رو ماشین ها میان می نویسن «لطفا مرا بشویید»

اینا آخرین بازمانده های نسل دایناسورها هستن

8- یارو کلا دو ترم رفته کلاس زبان بعد وقتی داره حرف می زنه، وسط حرفش یهو قفل می کنه می گه «آمممممم … فارسیشو یادم رفته!»

9- گوگل جان! ای دانای عقل کل، بذار حداقل دو تا حرف از نوشتمو تایپ کنم بعد حدس بزن! آبرو حیثیتم رفت جلو بابام

10- مردی یک شب رو کرد به آسمان و به ماه گفت: چرا همسر من یک گل رز را که یک روز براش زنده می مونه و بعد خشک می شه دوست داره، ولی من که هر روز براش می میرم و زنده می شم رو دوست نداره؟

ماه جواب داد: خیلی قشنگ بود، با اجازه شِر می کنم!

11- توهمی که هیچ وقت عملی نشد:

امروز از اینجا تا اینجا می خونم، فردا بقیه ش …!

12- ترجیح می دم پولم رو به سیگاری بدم که روش صادقانه نوشته «سرطان زا»

تا اینکه آبمیوه ای بخرم که به دروغ نوشته «100 درصد طبیعی»

13- فک کنم این سوسکا از مشکل مثانه رنج می برن

آخه یه سره تو دستشویین

14- قانون اصلی رانندگی:

اگه خری من از تو خرترم!

15- بالاخره یک روزی می رسه که مامانت می گه درس خوبه به شرطی که به فیس بوکت لطمه نزنه!

16- پیرمرده به زنش می گه بیا یاد قدیما کنیم، من تو پارک باهات قرار می ذارم تو پاشو بیا. پیرمرده می ره تو پارک می شینه، یکی، دو ساعت طول می کشه زنش نمیاد. نگران می شه، می ره خونه می بینه زنش نشسته تو خونه داره گریه می کنه. می گه: چی شده؟ زنش می گه بابام نذاشت بیام!

17- یارو زنگ می زنه به پلیس و می گه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن، پلیس میگه برو صندلی جلو بشین!

18- یارو داشت واسه دوستش تعریف می کرد: آره، چند وقت پیش داشتم توی جنگل می رفتم که یک دفعه یک شیر وحشی بهم حمله کرد، منم نتوانستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد.

دوستش می گه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زنده ای و داری زندگی می کنی.

یارو می گه: ای بابا، کدوم زندگی؟ تو هم به این می گی زندگی!

19- از تفریحات روزانه ام اینه که

تو اتوبوس یا مترو یهو از جام بلند می شم

ملت که هجوم میارن به سمت صندلی خالی

از جیبم موبایلم رو درمیارم و دوباره می شینم!

20- خدا رو شکر فیس بوک رو دیر کشف کردیم. وگرنه الان مدرک سوم راهنمایی هم نداشتیم.

21- به یارو می گن چرا خودکشی کردی؟ افسرده ای؟

می گه نه بابا، می خواستم تو اوج خداحافظی کنم!

22- شما هم وقتی شبا یهو از خواب بیدار می شید، گوشیتونو با یه چشم چک می کنید؟

23- یارو می ره سمعک بخره فروشنده می گه:

همه جورشو داریم از هزار تومنی تا یک میلیون تومنی

طرف می پرسه: هزار تومنی اش چطوری کار می کنه؟

فروشنده می گه: این اصلا کار نمی کنه، فقط مردم با دیدنش بلندتر حرف می زنن!

24- زنگ زدم به بابام می گم یه کارت شارژ بخر واسم. نمی دونم چرا یهو آنتن گوشیش رفت! من هی می گفتم الوو الوو … بابام می گفت: هی الو الو نکن اصلا صدات نمیاد!

25- چند وقت پیش برای درک برخی مسائل رفتم یه کم بتادین تو دستم ریختم و اومدم جلو مامانم سرفه کردم گفتم وای دارم خون بالا میارم!

مامانم زد تو سرم گفت از بس که میری تو اون اینترنت بی صاحاب، برو توالت فرشامو کثیف کردی!

بابام که داشت اخبار نگاه می کرد

داداش کوچیکم هم داشت از خوشحالی بالا پایین می پرید و می گفت آخ جون اگه بمیری اتاقت مال من می شه!

26- هر کسی را بهر کاری ساختند

بعضی ها رو هم همینجوری جاست فور فان ساختن

27- یه فامیل داریم رابطه اش با زنش تیره و تاره

زنش می خواست بره پیش مشاور خانواده جلسه ای 60 تومن بده

مرده وقتی فهمید به زنش گفت: جلسه ای 30 تومن بده به خودم، به خدا باهات خوب میشم

28- طرف می ره انگلیس راننده تاکسی می شه

ازش می پرسن سختت نیست فرمون سمت راسته؟

می گه نه فقط بعضی وقتا حواسم نیس تف می کنم تو صورت مسافر بغلی!

29- یکی از فانتزیام اینه که تو عروسی اقوام یهو داد بزنم:

داماد چقدر عنتره عروس ازون بدتره!

30- ما تو خونمون سینه خیز می ریم سمت سماور که کسی نفهمه

اگه یکی بفهمه یه سینی چای رفته تو پاچمون!

31- اگه بدونید چنگیزخان با سوزوندن کتابای علمی چقدر از بار درس هایی که قرار بوده بخونیم کم کرده هر شب دعاش می کنین!

32- وقتی ازتون می پرسن «طرف چی گفت؟» لطفا دیالوگ طرف رو بگین، نه برداشت خودتون رو از حرف طرف!

33- خواهرم اولین امتحان دانشجویی شو داده با قیافه آویزون اومده

می گم چته؟

می گه اگه بیفتم از دانشگاه بیرونم می کنن؟!

یه لحظه فک کردم دیدم دهه هفتادیه هیچی نگفتم بهش!

34- ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی؟، صندلی هاش فنر داره، نشستنش خطر داره

از همون موقع داشتن ذهنمونو برای خرید پراید آماده می کردن!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین مطالب
پربیننده هفته
پربیننده ماه

خرید رپورتاژ خرید بک لینک نرم افزار مطب نرم افزار مطب نرم افزار رستوران