خانه » روانشناسی » احتیاجات افراد و دلایل انکار کردن آن

احتیاجات افراد و دلایل انکار کردن آن

بالاترین قدرت و نیروی زندگی کردن از ارضاء احتیاجات انسانی سرچشمه می گیرد. صرف نظر از نیازهای اولیه که برای زنده ماندن باید ارضاء شوند ما برای زندگی کردن نیازهای فراوانی داریم که باید برآورده شوند. ما نیاز داریم به اینکه دوستمان داشته باشند و خودمان نیز به دیگران مهر بورزیم. احتیاج داریم که دیگران ما را بفهمند و احساساتمان را درک کنند، نیاز داریم به اینکه به ما توجه نمایند و تاییدمان کنند و بسیاری احتیاجات مختلف دیگر. ولی متأسفانه اغلب ما این احتیاجات را کتمان می کنیم. برای شناخت و اعتراف بدین نیازها شجاعت اخلاقی و آموزشهای خاص لازم است. بطور کلی وقتی ما دچار ناراحتی و غم و اندوه میشویم این نیازها خیلی واضح خود را ظاهر میسازند و اگر نتوانیم آنها را پذیرفته و ارضاء کنیم آن وقت بهبودی مان دچار وقفه خواهد شد و یا هیچ وقت تسکین نخواهیم یافت.

احتیاجات

علت انکار احتیاجات و نیازها چیست

چیزی که موجب می شود ما احتیاجات خود را انکار کنیم خجالت و یا بدتر از آن شرمندگی از داشتن احتیاجات عاطفی است. لغت (احتیاج) برای بسیاری از ما خجالت آور جلوه می کند. ما اغلب به احتیاج و نیاز به صورت یک احساس بد و کودکانه نگاه می کنیم و در نتیجه تمام سعی خود را به کار می بریم تا این احساسات را از دیگران مخفی کنیم. در حالی که ما سعی میکنیم آن را در سینه مدفون کنیم، از بین نمی روند و علیرغم انکار ما به حیات خود ادامه می دهند. اصرار در پنهان نگاه داشتن احتیاجات موجب می شود که آنها از راه های دیگری و به طریق نادرست در زندگی ما ظاهر شده و موجب آزار و اذیت ما شوند. ما بی جهت و بی دلیل غمناکیم و حتی گاه و بیگاه گریه می کنیم. از دیگران با کوچکترین بهانه ای می رنجیم و یا خود را به کسی اویزان می کنیم و انچنان وابسته می شویم که خیال می کنیم بدون او نمیتوانیم زنده بمانیم.

فرار از احتیاجات و نیازهایمان

احتیاجات

ما متظاهر و خودنما می شویم. ما حراف و پرچانه می شویم. به هرحال به هیچ طریقی نمی توانیم از احتیاجات خود فرار کنیم و آنها را انکار نماییم. آنها خود را مرتباً ظاهر میسازند و از ما انتقام می گیرند. بنابراین بهتر است به جای جنگیدن با این احساسات با آنها از در دوستی درآییم، آنها را بپذیریم. به محص اینکه احساسشان کردیم در پی ارضاء آنها براییم چرا که انکار احتیاجات عاطفی مساوی با تشدید ناراحتیها و دردهای عاطفی است.بسیاری از ما معتقدیم که نیازهای روانی، خاص دوران کودکی است و یک فرد بالغ در جریان رشد و تکاملی این نیازها را پشت سر می گذارد. با این اعتقاد نادرست سعی می کنیم احتیاجات خود را پنهان کرده و نادیده بگیریم در حالی که این عمل برای ما خیلی گران تمام می شود.

نتیجه نادیده گرفتن نیازها

احتیاجات

در این مطلب از مجله پارسی وان این عمل ما را از خود بیگانه میسازد این عملی در همه زمینه های زندگی ما اثرات ناگوار به جای می گذارد. در زمینه روابط ما با دیگران، در زمینه تندرستی و سلامت جسم ما، در زمینهٔ شغلی و کنترل دخل و خرج، در زمینهٔ وقت شناسی و خیلی زمینه های دیگر. اثرات ناگواری که درمان آنها اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار و طولانی خواهد بود.نیازهای روانی منحصر به دوران کودکی نیست، احتیاجات روانی تا آخر عمر با ما همراه هستند.اگر بدانیم چگونه این احتیاجات را برآورده سازیم خیلی راحتتر زندگی کرده و می توانیم حوادث ناگوار را به سادگی تحمل کرده و پشت سر بگذاریم. میتوانیم از حمایت لازم برخوردار شده و قدرت کافی جهت مبارزه با سختیها را کسب کنیم و بدین ترتیب روز به روز برایمان راحتتر خواهد شد از میان همه احتیاجات، بزرگترین نیازی که ما غالباً انکارش می کنیم، احتیاجی که همیشگی و پابرجاست، نیاز ما به مراقبت و پرستاری است. ما محتاج این هستیم که کسی به فکرمان باشد و به .ما توجه و مراقبت کند.

منبع:https://www.parsi1.com


Loading...
بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

اضطراب آینده

اضطراب آینده بیش از اندازه، بیمارگون است

به همان نسبتی که زندگی کردن در گذشته می تواند مخرب و زیان بخش باشد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *