پنج شنبه 28 شهریور 1398
خانه » داستان » داستان طنز و کوتاه بیمارستان روانی

داستان طنز و کوتاه بیمارستان روانی

به هنگام بازدید از یک بیمارستان روانى، از روان پزشک پرسیدم شما چطور می فهمید که یک بیمار روانى به بسترى شدن در بیمارستان نیاز دارد یا نه؟

روانپزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب می کنیم و یک قاشق چایخورى، یک فنجان و یک سطل جلوى بیمار می گذاریم و از او می خواهیم که وان را خالى کند.

من گفتم: آهان! فهمیدم. آدم عادى باید سطل را بردارد چون بزرگتر است.

روان پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زیر آب وان را بر می دارد. شما می خواهید تخت تان کنار پنجره باشد؟

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

بدون دیدگاه

  1. چرا هیچکدوم به ذهن من نرسید؟

  2. سلام.من در پوش وان را انتخاب کرده بودم.

  3. محمد قلی زاده

    لایییک

  4. یعنی هممون دیوونه ایم چون هممون سطل رو انتخاب کردیم ههههههههه

  5. لامصب اینکه تست هوش میگیره!!!

  6. yani man divoonem????? haaaaay vaye man

  7. شما تختان کجا میخواد باشه؟

  8. واااای تخت من………….

  9. ای وای به فکر منم سطل رسید که

  10. خیلی با حال بود

  11. خيلي باحال بود به فكر منم سطل رسيد(-:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.