خانه » داستان » داستان کوتاه ماجرای ۴۰ سوال یک فیلسوف

داستان کوتاه ماجرای ۴۰ سوال یک فیلسوف

فيلسوفي به شهر جحي آمده بود و مي پرسيد: عالم اين شهر کيست؟ گفتند: جحي.

جحي را پيدا کرد و گفت: من ۴۰ سوال دارم و مي خواهم با يک کلمه به آن ها پاسخ دهي. گفت: بپرس.

فيلسوف چهل سوال خود را بيان کرد و منتظر جواب ماند. جحي در يک کلمه جواب داد: «نمي دانم» و فيلسوف ساکت شد.

منبع: (نوادر جحي الکبري)


Loading...
بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

بدون دیدگاه

  1. داداش عاشق خودت و سايتتم دمت گرم خيلي حال كردم اگه اجازه بدي يه تبادل لينك باهات داشته باشم
    موفق پيروزباشي

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *