خانه » سرگرمی » سختی روزگار (حکایت)

سختی روزگار (حکایت)

مردی از دست روزگار سخت می نالید. پیش استادی رفت و برای رفع غم و رنج خود راهی خواست. استاد لیوان آب نمکی را به خورد او داد و از مزه اش پرسید؟ل

آن مرد آب را به بیرون از دهان ریخت و گفت: خیلی شور و غیرقابل تحمل است.

استاد وی را کنار دریا برده و به وی گفت: همان مقدار آب بنوشد و بعد از مزه اش پرسید؟

مرد گفت: خوب است و می توان تحمل کرد.

استاد گفت شوری آب همان سختی های زندگی است. شوری این دو آب یکی ولی ظرفشان متفاوت بود. سختی و رنج دنیا همیشه ثابت است و این ظرفیت ماست که مزه آن را تعیین می کند پس وقتی در رنج هستی بهترین کار بالا بردن ظرفیت و درک خود از مسائل است.

منبع:aftabir.com

 

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

جشن هالووین در تهران

جشن هالووین در تهران و چند عکس هالووین

جشن هالووین در تهران موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. این جشن …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *