یکشنبه 10 فروردین 1399
خانه » دانستنیهای خانواده » دانستنیهای بعد از ازدواج » این جملات رو هرگز به مادر شوهرتان نگویید

این جملات رو هرگز به مادر شوهرتان نگویید

تعجبی ندارد که عروس ها و مادرشوهرها روابط پیچیده ای دارند. به گفته دکتر دیانا بران، روانپزشک و مؤلف، هر دوی آنها احساس تهدید می کنند. عروس ها می خواهند در فامیل شوهر جا باز کنند، در حالیکه مادرشوهرها می خواهند مطمئن شوند که از زندگی فرزندشان خارج نشده اند. حتی وقتی هم که هر دوی این خانم ها همدیگر را دوست داشته باشند، مشخص کردن نقش هر یک سخت است. برای اجتناب از استرس خانوادگی، ما از مادرشوهرها (و البته از چند عروس) درباره حرف هایی که برایشان سنگین می آید سوال کردیم و از کارشناسان پرسیدیم چطور می توان با آرامش با این مسائل رسیدگی کرد.

1. “هر وقت خواستید بیایید قدمتون رو چشم ماست. همیشه رو کمک ما حساب کنید.”

همیشه سیاست در باز نتیجه معکوس می دهد. مثال: عروس جودی به او گفت که اگر به چیزی نیاز داشت بگوید. ولی وقتی شوهر جودی آلزایمر گرفت، عروسش اصلاً سری به او نزد و قلبش را شکست. دکتر روانپزشک تینا تسینا می گوید: «وقتی قول هایی می دهید که به آنها وفا نمی کنید بیزاری ایجاد می کنید.» بجای قول دادن سعی خود را بکنید تا زمانی را برای دیدن یکدیگر تنظیم کنید که برای هر دوی شما مناسب باشد. اگر مجبور شدید در لحظه برنامه ریزی کنید، بگویید که باید قبلش با شوهرتان هماهنگ کنید.

2. “من نظر شما را نخواستم.”

کاتلین می گوید: «وقتی به عروسم گفتم که بین کار و خانواده اش تعادل ایجاد کند، خیلی خشمگین شد.» شاید توصیه های مادرشوهر به شما حس تحکم بدهد، ولی فرض کنید که او نیتش خوب است و از او تشکر کنید و کار خودتان را بکنید. اگر به تحمیل نظراتش ادامه داد، برای مثال اینطور جواب بدهید: «متشکرم. ولی ما تصمیم گرفتیم نظر پزشک اطفال را پیاده کنیم.» اگر این حرف او را ساکت نکرد، از شوهرتان کمک بگیرید و با هم برای مادرشوهرتان توضیح دهید که رفتارهای او هم شما را آزار می دهد و هم به او می فهماند که بعضی موضوعات اصلاً قابل بحث نیستند.

3. “باورم نمیشه به اون رأی دادید.”

سیاست، مذهب و موضوعات حساس دیگر باعث می شوند که شام خانوادگی تبدیل به صحنه جنگ شود. شارون می گوید: «در بحثی در مورد سیاست، عروسمان مستقیماً به ما گفت که اشتباه می کنیم و فکرمان غلط است. من شوکه شدم.» دکتر بران می گوید اگر نمی توانید در این مواقع خونسرد باشید و بگویید: «سیاست همیشه مرا ناراحت می کند. من نظری نمی دهم.» اگر وارد دعوا و مشاجره شوید، هیچکس برنده نمی شود.

4. “چرا به پسرت یاد ندادی…”

بسیاری از خانم ها مادرشوهرهای خود را مسئول عیوب شوهرانشان می دانند. سارا اعتراف می کند: «من یک بار در میان حرف هایم به او گفتم که کاش به شوهرم مهارت های سازمانی یاد داده بود. او ناراحت شد و به دل گرفت.» دکتر بران می گوید: «چه انتظاری دارید؟ می خواهید مادرشوهرتان گارد نگیرد و ناراحت نشود؟» این موضوع او را هم وارد مسائل شما می کند و همه چیز بدتر می شود و شوهرتان دیگر مسئولیت کارهایش را به عهده نمی گیرد. با آنکه همیشه انداختن تقصیر گردن مادرش راحت تر است، ولی این شما و شوهرتان هستید که باید مسائلتان را حل کنید.

5. “من خانواده خودم راحت ترم.”

این شکایت در میان مادرشوهرها رایج است. عروس ها همیشه به پدر و مادر خود بیشتر اهمیت می دهند. کاتلین می گوید: «عروسم در روز تعطیل یا عید پیش خانواده خودش می رود. عکس های پدر و مادرش در همه جای خانه دیده می شوند و آنها اصلاً عکسی از من و شوهرم در خانه نگذاشته اند.» با آنکه راحت بودن با پدر و مادر خودتان کاملاً منطقی است، ولی باید بپذیرید که این دو خانواده با هم وصلت کرده اند و باید پدر و مادر همسرتان را هم بازی بدهید. قدم اول: همیشه در مورد مسائلی از این دست که برای گذراندن هر تعطیلی کجا بروید با شوهرتان صحبت کنید. سپس با هم با خانواده ها هماهنگ کنید. اگر شوهرتان می خواهد بیشتر با خانواده اش باشد، اشکالی ندارد که زمانی را با آنها تنها بگذراند و شما هم گاهی بچه ها را پیش آنها بگذارید.

6. امیدوارم کمد لباس هایتان به من برسد.”

جودی تعریف می کند: «عروسم گفت که یک کمد لباس خریده است چون امیدوار است لباس های من به او برسد. او گفت دیگر نمی تواند بیشتر از این منتظر بماند. انگار من باید همین الان سرم را زمین بگذارم و بمیرم!» گفتگوهای مربوط به ارث باید بین شوهرتان، خواهر و برادرهایش و پدر و مادرش باشند. شما حقی بر دارایی مادرشوهرتان ندارید. اگر او بعضی چیزها را به شما می دهد خیلی خوب است، ولی یک عروس هرگز نباید این بحث ها را پیش بکشد.

7. “ما خیلی سرمان شلوغ است و وقتی برای دیدن شما نداریم.”

سارا می گوید: «مادرشوهرم خیلی بیشتر از ما دوست دارد ما را ببیند و وقتی می گوییم تعهدات و مشغله های دیگری داریم واکنش بدی می دهد.» در این مورد هم باید با شوهرتان هماهنگ شوید و دو نفری با مادرشوهرتان حرف بزنید. با مهربانی به او بگویید که چند وقت یکبار می توانید او را ببینید تا او هم توقعاتش را درست کند و غافلگیر یا ناراحت نشود. یک تاکتیک: «ما خیلی دوست داریم بیاییم شما را ببینیم، ولی برای بچه ها بهتر است که گاهی هم با دوستانمان دیدار کنیم و برای خودمان هم وقت بگذاریم.» اگر او شما را با برنامه ای غافلگیر کرد، بگویید: «این تاریخ ما نمی توانیم بیاییم، ولی دفعه بعد که برنامه مان اجازه داد می توانیم بیاییم.»

8. “می شود بجای من با دخترت صحبت کنی؟”

دعواهای عروس و خواهرشوهری همیشه پرمسئله است و شما با کمک گرفتن از مادرشوهرتان به هیچ جایی نمی رسید. ملیسا می گوید: «ما خواهرشوهرم را استخدام کردیم که وقتی من سر کار می روم از بچه ها مراقبت کند، ولی همیشه کنسل می کرد، بنابراین از مادرشوهرم خواستم با او حرف بزند. مادرشوهرم طرف دخترش را گرفت و عصبانی شد.» دکتر بران می گوید: «وقتی مادرشوهرتان را درگیر ماجرا می کنید در واقع از او می خواهید طرف یک نفر را بگیرد.» این دعواها باید بین خودتان بماند.

9. “فکر نکنید همیشه می توانید بچه ها را ببینید.”

کاتلین می گوید: «اگر عروسم می توانست کلاً ما را از زندگی نوه هایمان بیرون می انداخت.» دکتر تسینا می گوید که این کار واقعاً خجالت دارد زیرا: «دیدن اختلافات شخصیتی به بچه هایمان یاد می دهد که در شرایط و موقعیت های مختلف مذاکره کنند. اگر نگرانید که مادرشوهر و پدرشوهرتان تأثیر بدی بگذارند، برای مثال اگر پیش فرزندانتان سیگار می کشند، باید شما و شوهرتان با هم از آنها بخواهید که این کار را نکنند وگرنه دیگر نوه هایشان را نمی بینند. اگر پیامد کار را برایشان شرح دهید، طولی نمی کشد که آنها با شما همکاری می کنند.»

10. “بهتر است پسرت با تو حرف بزند.”

سوزان می گوید: «همیشه پسرم با ما ارتباط برقرار می کند. وقتی شوهرم بیمارستان بود اصلاً خبری از عروسم نشد.» این یعنی عروسم می خواهد ما از آنها دور بمانیم. دکتر تسینا می گوید: «با آنکه این شوهرتان است که در اغلب مواقع باید به مسائل رسیدگی کند، ولی شما نباید پشت او قایم شوید و از ارتباط برقرار کردن با آنها خودداری کنید. شما هم باید با آنها ارتباط برقرار کنید تا شوهرتان از اینکه همیشه در وسط ماجرا باشد، احساس بیزاری نکند.» علاوه بر آن، وقتی فرزندانتان ببینند که شما با پدرشوهر و مادرشوهرتان خوب رفتار می کنید، آنها هم از شما تبعیت می کنند و در آینده همینطور رفتار می کنند.

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

انواع پرده بکارت

انواع پرده بکارت و عکس پرده بکارت با توضیح

انواع پرده بکارت موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. پرده بكارت – …

بدون دیدگاه

  1. يه عروس خوشبخت

    ولي من يه مادر شوهر دارم كه از يه مادرم مهربون تره.خيلي واسم عزيز واسه هميشه بودنش دعا كنيد

  2. ان شالله شوهر میده خوبشم میده مادر شوهر من که دیدمش خیلی خانوم با کمالاتی هستش

  3. مهندس خدا نکنه

  4. من نمیدونم شما ک سرتون به این چیزا قد نمیده چرا دلبندان شرکت می کنید؟؟
    اینجا کسایی ک عروس و مادرشوهر دارند شرکت کنند,ما نیازمندیم ک بتونیم شماها شوهر دارید یا مادرشوهر ندارید,,,خدا بهتون شوهر بده,,,,

  5. مادر شوهرمون کجا است هنوز14سالمونه

  6. نگین جان عزیزم مطمئن باش هیچ عروسی هم دختر آدم نمی شود.اگر مادرمان نصیحت کند یا حتی دعوایمان کند بدمان نمی آید ولی اگر مادرشوهر حرفی بزند راهنمایی کند که شاید هم منظوری نداشته باشد آنچنان به ما بر می خورد که نگو.بگذار مادرشوهر شوی پسرت را با خون دل بزرگ کنی بعد یک نفر از راه برسد که بخواهد شوهرش مال خودش باشد ببینم چکار می کنی.البته زبان مادر شوهر شیرین نیست .ماددرشوهر و عروس مثل دو کفه ترازو هستند هر کدام کوتاه بیایند آن یکی سوءاستفاده می کند.به نظر من تقصیر پسرهایشان است باید سیاست داشته باشند باید بین آنها طوری رفتار کند که هیچکدام احساس نکنند تحقیر شدند.یازن فکر کند او مادرش را بیشتر دوست دارد یا برعکس.انصافاعروس ها هم پول مادرشوهر را می خواهند هم پسرش را ولی خودش را دوست ندارند و می خواهند اصلا روی زمین نباشد

  7. من انقدر از پسرم دلگیرم که از زنده بودن خودم بیزارم.خیلی دلمو شکست.من توی مراسم عقدش نبودم.همیشه کارکردم تا اون درسشو بخونه لیسانسشو بگیره سربازی بره.بره سریه کار ابرومند.ولی حالا من موندم و یه قلب شکسته یه تن خسته.

  8. من اولش خیلی با خانواده شوهرم خوب و مهربون و محترمانه رفتار میکردم ولی بعد از 4 سال از اونا بی احترامی های زیادی هم به خودم و هم به خانواده ام دیدیم و مریض شدم بنابراین کاملا قطع رابطه کردم و الان اعصابم خیلی راحته
    بعضی از خانواده ها واقعا مشکل دارن نمیشه هیچطوری با اونا کنار اومد
    مادرشوهر من تازه یادش افتاده پسر داره فکر میکنه من و خانواده ام پسرشو دزدیدیم
    فکر میکنه هرچی شوهرم درمیاره خرج خانواده من میکنه
    من که تنها راه قطع رابطه دیدم

  9. واااااای. خدایی مادر شوهر هر چقدر هم که خوب باشه هیچوقت نمیتونه جای مادر آدم رو بگیره من که دارم دیونه میشم از دستش. بخدا کاری هم به کارش ندارم ولی اون به من الکی گیر میده….
    من به خودم قول دادم در آینده واسه عروسم یه مادر شوهر نمونه بشم…. چیزایی که خودم رو آزار میده هیچوقت سر اون بیچاره در نیارم…….

  10. حتما نباید مادر شوهر باشی که عزیزم

  11. nemidonam man ke madar shohar nistam!

  12. واقعا درست بود مرسی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.