خانه » داستان » داستان کوتاه عبرت آموز دار مکافات در این دنیا

داستان کوتاه عبرت آموز دار مکافات در این دنیا

بعد از اینکه وارد کلاس شدیم بچه ها خیلی شیطونی میکردند اونایی که بعد از تعطیلات تازه دوستاشونو دیده بودن اونایی که برای اولین بار همدیگرو میدیدن خلاصه جو شلوغی بر کلاسمون حاکم  بود حالا الان یک ماه از بازگشایی مدارس میگذره تو کلاسمون چهار تا دوست بودن که خیلی با هم صمیمی شده بودن یکی از اونها تازه وارد اکیپشون شده بود.

 

اما سه تای دیگه از قدیم با هم دوست بودن اسم تازه وارده:

 

آرام و اون سه تای دیگه : ساناز و سارا و عاطفه بود

 

ماه ها از پی هم میگذشت و رابطه ی این چهار دوست در حال نوسان بود. سارا دو تا برادر داشت که اسم یکیش سام بود  عاطفه خیلی از سام خوشش میومد.

اما وقتی آرام وارد ماجرا شده بود سارا رابطش با عاطفه سرد شد و باعث شد عاطفه شروع کنه به حسادت کردن گمان میکرد که آرام میخواد سام رو ازش بگیره

یه روزی از روزها وقتی وارد کلاس شدم دیدم حال آرام اصلا خوب نیست و  مدام داره گریه میکنه دیگه با دوستاش حرف نمیزد

 

وقتی ازش پرسیدم گفت: یه خانومه با خونشون تماس گرفته و کلی چرندیات در مورد آرام به خانوادش گفته.

 

اون خیلی دختر خوبی بود و هیچکس فکر نمیکرد ازش همچین کارایی (رابطه با جنس مخالف و…) سر بزنه ولی دیگه همه چیز خراب شده بود آرام پیش خانوادش آبرو نداشت.

 

من خیلی دلداریش دادم یکم آروم شد . فردای اون روز آرام فهمیده بود این کار عاطفه بوده و اون زن مادر عاطفه بوده.

 

حالا براتون از خانواده ی عاطفه بگم خیلی احساس پاکی ومقرب بودن به خدا رو داشتن مادر عاطفه دخترشو پاکدامن ترین دختر دنیا میدونست

 

بگذریم وقتی آرام از اون سه نفر جدا شد. چند ماهه بعد براش خواستگار خوب اومد و اون ازدواج کرد در صورتی که تحصیل هم میکرد ولی سال دوم دبیرستان ما همه از هم جدا شدیم ولی من دورا دور از همه ی بچه ها اطلاع داشتم. اگر بگم باورتون نمیشه همون عاطفه ی چادری خداشناس به قول مادرش، اول از همه چادرشو برداشته بود بعد هم پسری نمونده بود تو شهرشون که عاطفه باهاش رابطه نداشته باشه

 

هنوزم که هنوزه مادر عاطفه تو خیابونا دنبال دخترش میگرده که مثلا جمعش کنه و از کارای دخترش خبر داره ولی کاری از دستش بر نمیاد چون عاطفه مامانشم به راحتی می پیچوند. همون مادری که یه روزی خواست دختری رو فقط بد نام کنه اما حالا….

 

واقعا این دنیا دار مکافاته

 

رسول خدا صلوات الله علیه می فرماید :

آنچه را که براي خود مي پسندي براي ديگران هم بپسند و آنچه را که براي خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسند.

 

منبع: اختصاصی مجله اینترنتی پارسی وان

ارسالی کاربران (نویسنده: زهره صالحی)

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان طنز کوتاه

۳ داستان طنز کوتاه جالب و خوندنی

داستان طنز کوتاه موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. این داستان های …

بدون دیدگاه

  1. یعنی یه روزی همسر سابق منم پشیمون میشه
    بعد سالها یه زنی که سالها از من بزرگتر بود به من و دختر 5سالم ترجیع داد

  2. سلام سام،چقد خوبه که تو به اشتباهات پی بردی،میدونى چند قدم جلویی؟؟؟اما دوست داشتم پیشنهادم رو بت بگم،اگر میخوای آروم شی برو حتی شده یکیشونو پیدا کن و همینارو بهش بگو،حلالیت بطلب!هم اون دختر آروم میشه هم خودت!باور کن!

  3. سلام.دنیا دار مکافاته.من خودم با دخترای زیادی بودم.دوساله میخام ازدواج کنم ولی تا یه دختر خوب که به دلم میشینه پیدا میشه یه چیزی کارو خراب میکنه.مخصوصا این اخری که واقعا دوست داشتم زنم بشه.همه چیرو عین اب خوردن از دست دادم..کار خوب دارم خونه وماشین وظاهر دارم.ولی به خاطر جریحه دار کردن اون دخترا واون گناها دارم زجر روحی میکشم.الان 30 سالم شده و واقعا میترسم.روزی صد بار به خدا میگم غلط کردم منو ببخش..واسم دعا کنید…

  4. نمیدونم چرا ولی کلی گریه کردم

  5. خیلی گناه داشت آرام مرسی ازنویسنده ش

  6. تااونجایی ک یادمه اون حدیث آخریه مال امام علی علیه السلامه!!!

  7. اره والا افرين به نويسندش

  8. دور و برمون زیاد میبینیم اینجوری!!!

  9. جالب بود.چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی……

  10. باهات موافقم ماریا آفرین به نویسندش

  11. ولی عبرت اموز بود

  12. اصلا زیبا نبود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.