چهارشنبه 27 شهریور 1398
خانه » اخبار روز » شمارش معکوس برای قصاص قاتل زن ثروتمند +عکس

شمارش معکوس برای قصاص قاتل زن ثروتمند +عکس

حکم قصاص پیرمردی که برای کشتن یک زن ثروتمند اجیر شده بود به تایید دیوان عالی کشور رسید. دو همدست پیرمرد نیز در دادگاه کیفری استان تهران به زندان محکوم شده اند.

بامداد بیست وهفتم اسفند ۱۳۸۹ بانویی جوان به شعبه چهارم دادیاری دادسرای امور جنایی پایتخت رفت و دادخواستی ارائه داد.

وی به دادیار «رضوانفر» گفت: مادر ۵۶ ساله ام «فاطمه- ر» پس از سال ها کار در ژاپن، پول خوبی به دست آورد و به تهران برگشت. مادرم در «شهرزیبا» زندگی می کرد و هر وقت در بیرون خانه، کاری داشت با آژانس نزدیک خانه اش تماس می گرفت. مادرم، همیشه برادرم را در جریان کارهایش می گذاشت اما به طرز اسرارآمیزی ناپدید شد.

پرونده با صدور دستور قضایی در اختیار دایره یازدهم اداره آگاهی مرکز قرار گرفت و تحقیق تخصصی آغاز شد. پلیس در نخستین گام به سراغ خواهر ناتنی «فاطمه» به نام «لیلا» رفت و به بازجویی از این زن آرایشگر پرداخت.

دختر «لیلا» به تازگی عروس «فاطمه» شده بود و شواهد نشان می داد روابط خواهران ناتنی، شکرآب بود. در حالی که پریشانی در چهره «لیلا» موج می زد این زن خود را بی گناه می خواند و ادعا می کرد از سرگذشت «فاطمه» بی خبر است. کارآگاهان اما در پرس وجو از همسایگان دریافتند «فاطمه» آخرین بار به همراه «لیلا» سوار یک خودروی سواری شده بود.

شمارش معکوس برای قصاص قاتل زن ثروتمند  +عکس

با افشای این موضوع، تجسس به مرحله تازه تری رسید و «لیلا» در بن بست اطلاعاتی قرار گرفت. وی که می دانست دستش رو شده و هیچ شانسی برای گریز از قانون ندارد، گفت: خواهر ناتنی ام پس از سال ها زندگی در ژاپن، ثروت زیادی به دست آورده بود. من اما طی این مدت با وجود کار طاقت فرسا در آرایشگاه نتوانسته بودم به موقعیت او برسم.

«لیلا» ادامه داد: پس از بازگشت «فاطمه» به ایران، حسادت زنانه ام به تدریج بیشتر شد. یک سال پیش زمینه ای فراهم کردم تا با ازدواج دخترم با پسر «فاطمه» به احساسات درونی ام پاسخ بدهم. «فاطمه» اما رفتار سردی با دخترم- عروسش- داشت و نه تنها حسادت من کم نشد بلکه تبدیل به کینه شتری شد.

زن آرایشگر افزود: به خاطر کینه ای که در قلبم رخنه کرده بود تصمیم گرفتم خواهر ناتنی ام را تنبیه کنم. برای رسیدن به هدفم به «فاطمه» نزدیک شدم. تمامی تلاشم بر این بود که باور کند می خواهم اختلاف های فعلی تبدیل به صمیمیت گذشته شود.

«لیلا» اضافه کرد: خواهر ناتنی ام با خرید و فروش آپارتمان و زمین بر سرمایه اش می افزود و من با جلب اعتماد «فاطمه» شریکش شدم. در آن بین، اختلاف های مالی بر آتش کینه من افزود و برای کشتن خواهر ناتنی ام به سراغ مرد ۷۵ ساله ای به نام «محمد نبی» رفتم. این پیرمرد را شوهر یکی از خواهرانم به نام «حسن» به من معرفی کرده بود.

وی اظهار داشت: «محمدنبی» نگهبان یک شرکت ساختمانی بود. پیرمرد، دو زن و چندین فرزند داشت و می دانستم به شدت نیازمند پول است. «محمد نبی» با وجود سن و سال زیاد، خیلی قوی بود و هر بار، دست پر سراغش می رفتم. به این ترتیب توانستم اعتمادش را جلب کنم و پیشنهاد دادم با دریافت ۱۰ میلیون تومان، خواهر ناتنی ام را سر به نیست کند.

«لیلا» توضیح داد: من با نقشه حساب شده ام، دل «فاطمه» را به دست آوردم و به او گفتم مرد پیمانکاری را می شناسم که به مشکل مالی خورده و می خواهد آپارتمان نیمه سازش را در اطراف شهرری، زیر قیمت بفروشد.

زن آرایشگر گفت: از «فاطمه» خواسته بودم به خاطر برهم نخوردن معامله، موضوع را با هیچ کس در میان نگذارد. او هم پذیرفت و به جای کرایه تاکسی از آژانس همیشگی، سوار ماشین یک راننده ناشناس شدیم و به سمت شهرری به راه افتادیم. «محمد نبی» در ورودی آپارتمان نیمه ساز منتظرمان بود که من و خواهر ناتنی ام از ماشین پیاده شدیم. در لحظه درگیری، من از «فاطمه» فاصله گرفتم و «محمدنبی» او را هل داد. در آن بین، سر «فاطمه» به دیوار خورد و او بیهوش شد. وقتی مطمئن شدم خواهر ناتنی ام مرده از آنجا خارج شدم و بعدا فهمیدم پیرمرد، جنازه را به چاه انداخته است.

به دنبال اعتراف های تکان دهنده «لیلا» پرونده از دایره یازدهم اداره آگاهی مرکز به دایره دهم (ویژه قتل) سپرده و «محمدنبی» نیز بازداشت شد. وی با دیدن «لیلا» گفت: از ۲۰ سال پیش با «حسن» دوست بودم. یک سال پیش «حسن» به من گفت خواهرزنش که آرایشگر است برای تعمیر ساختمانش به یک کارگر نیاز دارد. من که پس از سال ها کار در ساختمان، مهارت هایی داشتم به این زن معرفی شدم اما هیچ خبری از تعمیرات نبود.

پیرمرد اضافه کرد: زن آرایشگر با پول، لباس و مواد غذایی به دیدنم می آمد و می گفت برای رضای خدا به خانواده پرجمعیتم کمک می کند. «لیلا» و «حسن» اواخر سال گذشته با یک کیسه مشکی سراغم آمدند. آنان می گفتند با یک گوسفند تصادف کرده اند و می خواهند لاشه حیوان زبان بسته را به چاه بیندازند. «لیلا» و «حسن» تاکید داشتند که درون کیسه را نگاه نکنم. من هم کیسه سنگین را به چاه انداختم.

با اطلاعاتی که «محمدنبی» ارائه داد پلیس و کمک رسانان آتش نشانی تهران سراغ چاه متروک رفتند و بقایای جنازه زن نگون بخت را بیرون کشیدند.

«محمدنبی» و «لیلا» می خواستند پای چند نفر از اعضای خانواده «فاطمه» را هم به اداره آگاهی باز کنند که «حسن» ۷۸ ساله دستگیر شد.

وی گفت: من کشاورز هستم و یک عمر با آبرو زندگی کرده ام. من هیچ اطلاعی از نقشه قتل نداشتم. دو خواهر ناتنی به خاطر مال دنیا، همیشه از هم بد می گفتند و این اواخر با اینکه پسر و دخترشان با هم ازدواج کرده بودند اختلاف هایشان بیشتر شده بود.

در ادامه بازجویی ها «محمدنبی» اظهار داشت: زن آرایشگر در آپارتمان نیمه ساز، خواهر ناتنی اش را هل داد و من فقط جنازه را به چاه متروک بردم.

پیرمرد اما در ادامه بازجویی ها گفت: من «فاطمه» را به عقب هل دادم و بعد از اطمینان از مرگش، جنازه را در گونی و نایلون بزرگ گذاشتم و در شهرری به چاه ۲۰ متری انداختم.

پس از بازسازی صحنه جرم، کیفرخواست صادر و به شعبه ۱۱۳ دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در نشست رسیدگی به این ماجرا که بیست ونهم آذر پارسال به ریاست قاضی «محمدسلطان همتیار» تشکیل شد ابتدا نماینده وقت دادستان تهران، کیفرخواست را خواند. «صالحی» اظهار داشت: طبق مدرک های موجود برای «محمد نبی» اشدمجازات می خواهم. برای «لیلا» و «حسن» هم به جرم معاونت در جنایت تقاضای تعیین کیفر دارم.

سپس دو دختر و دو پسر «فاطمه» برای عامل اصلی جنایت حکم قصاص خواستند.

نوبت دفاع به «محمدنبی» که رسید در جایگاه ویژه ایستاد و خود را بی گناه خواند. پیرمرد گفت: «لیلا» خواهرش را به بهانه خرید خانه به شهرری کشاند. باور کنید من بی گناهم. زن آرایشگر خواهر ناتنی اش را در ساختمان نیمه ساز هل داد و جانش را گرفت. «لیلا» تهدید کرده بود که اگر درباره این ماجرا به کسی حرفی بزنم مرا هم به قتل می رساند.

قاضی: در بازجویی ها گفته بودی با دریافت پول از «لیلا» خواهرش را کشتی. حالا جنایت را انکار می کنی؟

مجرم: من تحت فشار روانی جنایت را گردن گرفته بودم.

قاضی: قبول داری که «لیلا» برای کشتن خواهرش، شش میلیون تومان به تو داده بود؟

مجرم: نه. چند سال پیش «لیلا» برای تعمیر آرایشگاهش از من شش میلیون تومان قرض گرفت و بعدها پولم را پس داد.

در ادامه آن نشست «لیلا» گفت: از وقتی دخترم عروس «فاطمه» شد یک جرعه آب خوش هم از گلویمان پایین نرفت. دخترم هر روز با چشمان گریان به خانه ام می آمد و از بدرفتاری های خواهر ناتنی ام گلایه می کرد. من به واسطه «حسن» با «محمدنبی» آشنا شدم. سپس پنج میلیون تومان به «حسن» دادم تا به «محمدنبی» بدهد تا خواهر ناتنی ام را ادب کند. باور کنید هیچ وقت قصد کشتن «فاطمه» را نداشتم.

«حسن» اما «لیلا» را دروغگو خواند و گفت: خواهرزنم به تنهایی نقشه سر به نیست کردن «فاطمه» را کشید. من هیچ اطلاعی از توطئه برای قتل نداشتم. من بی گناهم.

هیات قضایی پس از بررسی مدرک های موجود برای «محمدنبی» حکم قصاص نفس (مرگ) صادر کرد. «لیلا» و «حسن» هم به ترتیب به ۱۵ و ۱۰ سال زندان محکوم شدند. دیروز رای در شعبه ۲۴ دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و شمارش معکوس برای قصاص قاتل زن ثروتمند آغاز شد. هفت سال از مجازات زندان «لیلا» و شش سال از مجازات زندان «حسن» تعلیقی است.

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: فرهیختگان

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

عوارض بوتاکس پیشانی

با عوارض بوتاکس پیشانی اشنا شوید

در بوتاکس یک سم ضعیف شده که توسط نوعی باکتری تولید می شود به عضله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.