خانه » داستان » داستان کوتاه و پر معنای گالری نقاشی

داستان کوتاه و پر معنای گالری نقاشی

روزی یک زن نقاش بسیار ماهر، برای فروش آثارش، نمایشگاه ده روزه ای در یکی از گالری های مجهز شهر دایر کرد. زیر هر تابلوی نقاشی هم قیمت نهایی اثر را نوشت. از آنجائیکه این زن نقاش، شهرت بسیاری داشت، هر روز افراد زیادی برای تماشا و خرید آثار او به نمایشگاه می آمدند.

پائین ترین قیمت یک اثر در این نمایشگاه، هفتادوپنج دلار بود ولی تابلوهایی با قیمت دویست دلار، هزار دلار و ده هزار دلار هم در این گالری دیده میشد.

در سومین روز از برگزاری نمایشگاه نقاشی، خانم کتی اچ مایرز بهمراه همسرش برای خرید چند تابلو وارد گالری شدند. در آنجا بانوی نقاش، میان تماشاگران علاقمند پرسه میزد و درباره آثارش به آنها توضیح میداد. خانم اچ مایرز با دیدن قیمت تابلوی “یک سبد گل برای مادلین” از بانوی نقاش پرسید:

_ هشتاد دلار؟… این قیمت آخر تابلوست؟

بانو ی نقاش جواب داد:

_ بله، هشتاد دلار. بخاطر اندازه تابلو، تکنیک رنگ و حس من!

توماس – همسر خانم اچ مایرز – با دیدن تابلوی “غروب شگفت انگیز لوپ هید” پرسید:

_ این کار زیباست. صد دلار هم قیمت خورده است. چرا این قیمت؟

بانوی نقاش پاسخ داد:

_ بخاطر اندازه تابلو، تکنیک رنگ و حس من!

چند دقیقه بعد، تابلوی بزرگی از یک دختربچه زیبا، نظر خانم اچ مایرز و همسرش را به خود جلب کرد. خانم اچ مایرز پرسید:

_ این اثر فوق العاده زیباست. اما چرا بدون قیمت؟!!

بانوی نقاش جلوتر آمد، لبخندی زد و گفت:

_ تصویر دخترم است. نمی توانم قیمت بگذارم! بنابراین فروشی نیست!

توماس گفت:

_ این اثر زیبا هر قیمتی که باشد، من آنرا میخرم. چرا نمی فروشید؟

بانوی نقاش، لبخندی هم به توماس زد و همانطور که به تابلو خیره ماند، گفت:

_ این تابلوی زیبا فروشی نیست. بخاطر اندازه تابلو، تکنیک رنگ، حس من و البته عشق!

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

دست نوشته: حسن ایمانی

منبع: داستانک

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *