خانه » خوانندگان » امیر یگانه از آلبوم بی تو تنهام می گوید

امیر یگانه از آلبوم بی تو تنهام می گوید

چهار سال و نيم پس از انتشار آلبوم «بي تو تنهام» امير يگانه، اين خواننده، آهنگساز و ترانه سراي خوش اخلاق دومين آلبومش را منتشر كرد. يگانه در آلبوم اولش همه تنظيم ها را به سيروان خسروي سپرده بود، اما در آلبوم دوم خبري از سيروان نيست و سياوش صدري جاي او را گرفته است. همين مسئله حرف و حديث هايي به وجود آورد. به بهانه انتشار آلبوم دوم امير يگانه، با او گپ مفصلي ترتيب داده ايم كه در ادامه مي خوانيد.

آلبوم «بي تو تنهام» چهار سال و نيم پيش به بازار آمد. چرا اينقدر فاصله بين دو آلبومت زياد شد؟

حدود شش ماه بعد از اينكه آلبومم منتشر شد، قطعه «حس» را منتشر كرديم. منتظر ماندم تا بازخورد آن را ببينم. چون آن كار براي من تجربه جديدي بود و نسبت به قطعات آلبومم، خيلي متفاوت بود. آن زمان نمي دانستم بايد چه كار كنم. چون نتيجه اي كه فكرش را مي كردم از آلبوم اول نگرفتم. به هر حال انسان وقتي كاري انجام مي دهد و براي آن سرمايه مادي و معنوي صرف مي كند اما نتيجه مطلوب را به دست نمي آورد، در تنگنا و بلاتكليفي قرار مي گيرد. «حس» قطعه هيتي شد، طوري كه آن روزها همه جا شنيده مي شد. تنظيمي كه «زانيار خسروي» براي آن انجام داد خيلي خوب بود و در شنيده شدنش خيلي تاثير داشت. بعد از «حس»، «چقدر خوبه» را منتشر كردم و احساس كردم به تدريج دارم نتيجه مي گيرم؛ ولي در ژانري كه نسبت به آلبوم اول خيلي متفاوت بود. آنجا بود كه تصميم گرفتم آلبوم جمع كنم. فقط يك سال طول كشيد كه مجوز شعرها را بگيريم! چون كلاً صدور مجوز اشعاري كه بر وزن ملودي نوشته مي شوند، زمان بيشتري مي برد. به طور كلي، سردرگمي بعد از آلبوم اول، دليل اصلي اين تاخير بود.

تو از آلبوم اول بازخورد خوبي نگرفتي. اين در حالي است كه چهره هاي سرشناسي در آن اثر تو همكاري كرده بودند و به زعم خيلي ها، «بي تو تنهام» آلبوم با پتانسيل خوبي بود. دليل ديده نشدن اين اثر چه بود؟

چند دليل داشت. يكي اينكه آن زمان اينترنت پر سرعت، مانند امروز فراگير نشده بود و اينترنت تا اين حد در انتشار آثار موثر نبود. علاوه بر اين پخش فيزيكي آلبوم من هم به بدترين شكل ممكن صورت گرفت و گويا شركت «پويا موزيك» اصلاً آلبوم من را پخش نكرد. همه CD ها در انبارش بود و منتظر بود تماس بگيرند تا CD ها را بفرستد. از سوي ديگر، آن سبك آهنگ ها در آن سال چندان عام پسند نبود. برخلاف الان كه ژانر خاص هم مخاطب خودش را دارد، آن موقع بايد كارها پاپيولار مي بود تا شنيده مي شد.

مي خواهي بگويي كه آلبومت پاپيولار نبود؟

غير از دو ـ سه قطعه، بقيه قطعات اصلاً پاپيولار نبود. آن زمان، مردم به اندازه امروز با تنظيم هاي سيروان ارتباط برقرار نكرده بودند. يكي از كارهايي كه بابك جهانبخش ساخته بود (قطعه ۱) و يك قطعه كه خودم ساختم (قطعه ۳)، بيشتر مورد توجه واقع شد. من در «بي تو تنهام»، قطعه راك، اسلوي غربي و… داشتم و عجيب نيست كه آن زمان مردم زياد آنها را دوست نداشتند. اگر هم دوست داشتند، تعدادشان كم بود؛ همان هايي كه الان از تغيير ژانر كاري ام انتقاد مي كنند.

در آلبوم قبلي چند همكار سرشناس داشتي؛ سيروان خسروي كه همه تنظيم ها را انجام داده بود، بابك جهانبخش، شهاب رمضان، ترانه مكرم و… اما در اين آلبوم همه ترانه ها و ملودي ها را خودت ساختي و در تنظيم هم فقط از سياوش صدري استفاده كردي و البته يك قطعه از زانيار هم در آلبوم قرار گرفته است. اين مسئله واكنش هاي زيادي هم به دنبال داشته است، خصوصاً در مورد تنظيم. دليل تغيير تيم كاري ات چه بود؟

اگر آن زمان، از نظر اعتماد به نفس و توانايي در ترانه سرايي و ملودي سازي در شرايط امروز بودم، همين كار را مي كردم. چون معتقدم آهنگسازي كه خواننده باشد، بهترين كارها را براي خودش مي سازد؛ گرچه شايد من جزو استثنائات اين مسئله باشم! فكر مي كنم بهتر است خودم كارهايم را بسازم. اكثر خواننده هاي موفق سال هاي اخير، كساني هستند كه خودشان كارهايشان را مي سازند؛ سيروان خسروي، محسن يگانه، محسن چاووشي، رضا صادقي، بابك جهانبخش و… اين بدين معني است كه اگر مي خواهي مردم سبك منحصر به تو را بپسندند، بايد خودت آثارت را بسازي. درست است كه بعد از مدتي، به تكرار خواهي رسيد، اما حداقل براي شروع خوب است. در مورد تنظيم هم بايد بگويم زماني كه من تصميم گرفتم توليد آلبوم دومم را شروع كنم، آلبوم هاي دوم شهاب رمضان و بهنام صفوي كه مثل من در آلبوم اول با سيروان كار كرده بودند، در دست توليد بود و در واقع اولويت با آنها بود. از طرفي سيروان مشغول كار روي آلبوم خودش هم بود. شرايط سيروان طوري بود كه نمي توانست زمان چنداني بگذارد. اگر براي اين مسئله صبر مي كردم، شايد اين چهار سال به هفت سال تبديل مي شد! به همين دليل سراغ كسي رفتم كه بيش از همه به سيروان شبيه بود.

يعني به خاطر شباهت به سيروان سراغ سياوش صدري رفتي؟

بله. البته منظورم رده كيفي كار است. ويژگي مثبتي كه سياوش دارد اين است كه علاوه بر اينكه كيفيت كارش خوب است، حس شرقي هم در كارهايش دارد؛ چيزي كه شايد در كار سايرين زياد نبينيم. تنظيم هايش هارموني هايي كه بايد داشته باشد را دارد. من از آثارش خوشم مي آيد. شايد بعضي ها نپسندند.

پس اگر شرايط زماني سيروان مناسب بود، تو براي آلبوم دوم هم با او كار مي كردي؟

به احتمال بسيار زياد بله. آن وقت ديگر به دنبال شخص ديگري نمي گشتم. ببين، ممكن است تو از يك پرواز جا بماني، اما در مسير بازگشت به خانه با كسي آشنا شوي كه مسير زندگي ات را عوض كند. براي من چنين شد.

چقدر در تنظيم هاي آلبوم اعمال نظر مي كردي؟

خيلي زياد. يكي از دلايلي كه با سياوش خيلي راحت بودم و كار كردم با او را دوست داشتم، اين بود كه سليقه و نظر من نيز در تنظيمات اعمال مي شد و فكر مي كنم اين خوب هم بود. چون من هنگام ساخت آهنگ نكاتي درباره تنظيم در ذهنم بود كه وقتي به سياوش منتقل مي كردم، او با سليقه و علم خودش آنها را تركيب مي كرد و حاصلش آنچه كه مي شنويد شد. شايد اگر با تنظيم كننده ديگري كار كنم، آن قدر حرف من را نفهمد و يا حتي اجازه اعمال سليقه من را ندهد. از طرف ديگر سياوش هم خيلي در ملودي ها و حتي در شعرها نقش داشت.

همه ترانه ها و ملودي هاي اين آلبوم را خودت گفتي. از اينكه قطعات آلبوم يكنواخت شوند نترسيدي؟

انصافاً اينطور نشد و حتي مي ترسم قطعات از هم فاصله زيادي هم داشته باشند. چون بعضي از اين آهنگ ها را من با اين تصور كه براي ديگران بسازم ساختم و بعد فهميدم براي صداي خودم مناسب تر است. اما براي آلبوم بعدي مي ترسم كه اين اتفاق بيفتد.

اتفاقي كه براي تو افتاد و پيش از تو براي شهاب رمضان هم رخ داد، اين بود كه بعد از يك همكاري فول آلبوم با سيروان، همكاري با سياوش صدري موج عظيمي از هجمه انتقادها نسبت به اين كار ايجاد كرد. چقدر اين انتقادها را قبول داري و كلاً نگاهت به اين مسئله چگونه است؟

بخش عمده اي از اين انتقادها را قبول ندارم. ضمن اينكه به همه نظرات و سليقه ها احترام مي گذارم و توقع احترام متقابل را هم دارم! اما متاسفانه دسته اي از مخاطبان به سليقه ديگران احترام نمي گذارند. برخي نمي پذيرند كه هر كس مي تواند مستقل فكر كند و در مورد كارش تصميم بگيرد و توقع دارند آن طور كه آنها مي خواهند عمل كني. تا ابد كه نمي شود با يك نفر كار كرد. مثل همين شرايطي كه براي من پيش آمد و نتوانستم با سيروان همكاري كنم. متاسفانه در حال حاضر، هم سليقه و هم اظهارنظرها براساس مُد جلو مي رود. الان مُد شده كه بگويند تنظيم خيلي مهم است. من مطمئن تنظيم، آخرين اِلِمان تاثيرگذار در موفقيت يك آهنگ است. هنوز هم مكمن است آهنگي تنها با يك گيتار اجرا شود و روي مخاطب تاثير بگذارد. كما اينكه قطعاتي هستند كه شايد نزديك به پنجاه سال در موسيقي ما مطرح بوده اند، اما شايد فقفط يك درصد آنها تنظيم هاي خوب داشته اند.

پس به نظرت نقش شعر و ملودي بيشتر است…

بله، خيلي بيشتر است. ما خواننده هايي داشته ايم كه چندين آهنگ از آنها تنها توسط يك گيتار نواخته شده و با همان آهنگ ها به محبوبيت رسيده اند. قطعاتي هم داشته ايم كه تنظيم هاي ساده و حتي ضعيفي داشته اند اما هيت شده اند. اكثريت مردم هم آنها را دوست داشته اند. شكي نيست كه تنظيم هم مهم است، اما من مي گويم آن قدر كه بعضي ها روي آن زوم مي كنند، تاثيرگذار نيست.

دليل اين واكنش هايي كه صورت گرفته را چه مي داني؟

تعصب روي سيروان. بدون شك در حال حاضر سيروان به هر دليلي خيلي محبوب شده و عده اي دوست دارند اينگونه ارادت شان را به سيروان نشان دهند. برخي هم مي خواهند بگويند ما خيلي از موسيقي سر در مي آوريم! الان همه به توانايي سيروان پي برده اند و نامش را مي آورند، در حالي كه سيروان از روز اول هم بسيار توانمند و متفاوت بود. يادم هست زماني كه مشغول جمع آوري آلبوم اول بودم، تبِ «بهروز صفاريان» همه گير بود و خيلي از اطرافيان مي گفتند چرا با او كار نمي كني. در حالي كه من با تنظيم هاي سيروان در آلبوم «واران» و آلبوم خودش، خيلي ارتباط برقرار كردم، واقعاً خيلي خوب بود. تنظيم هايش يك رنگ و كاراكتر خاص به هر كاري مي داد. دليل اينكه آلبوم اول من را هم خيلي ها دوست دارند، شايد همين بوده است. نمي خواهم از اينكه با سيروان كار نكردم، دفاع كنم. اين را بگويم كه مسلماً دوست داشتم با او كار كنم و مسلماً دوست دارم در آينده باز هم با او همكاري كنم. چون اگر سيروان وقت و حوصله اش را داشته باشد و كاري را تنظيم كند، نتيجه اش فوق العاده خواهد بود. وقتي كنارش مي نشيني و مي خواهي ايده اي را درباره تنظيم بيان كني، تا دهان باز مي كني او مي فهمد چه مي خواهي بگويي و بلافاصله آن را انجام مي دهد! سيروان خيلي «اين كاره» است.

چه شد كه در قطعه «باور كن»، تو و شهاب رمضان همخواني كرديد؟

يك روز در خانه سياوش مشغول ساخت يك ملودي بوديم، به شهاب گفتم اينجايش را تو بخوان… خواند و ديديم زيبا شد و گفتم بيا دو صدائه بخوانيم و او هم استقبال كرد و گفت به صداي من مي آيد. بخشي از ملودي را براي صداي شهاب و بخشي را براي خودم ساختم. فرداي آن روز سياوش تنظيم كار را شروع كرد و تصميم گرفتيم آن را به صورت تك آهنگ منتشر كنيم. كم كم انتظارمان از آهنگ بالا رفت و تصميم بر آن شد كه «باور كن» در آلبوم قرار دهيم. شهاب يكي از بهترين دوستان من است و صدايش را هم خيلي دوست دارم و خوشحالم كه اين همكاري صورت گرفت.

به نظر من تو در ترانه هايت، چندان به چارچوب هاي ادبياتي، مخصوصاً «وزن» پايبند نبوده اي. اين چه دليلي داشت؟

ترانه با شعر خيلي فرق دارد. به نظر من هيچ ايرادي ندارد كه ترانه امروزي بر وزن ملودي سروده شود. البته همه نمي توانند چنين كاري بكنند و تنها كساني مي توانند كه هم ترانه سرا باشند و هم ملودي ساز. وقتي در سطح بين المللي آثار را بررسي مي كنيم، مي بينيم كه ترانه هايشان وزن ندارد و در واقع وزن آن وزن ملودي است.

در موسيقي ما به دليل وابستگي ديرينه اش به ادبيات، اين مسئله جا نيفتاده است…

چون ما شاعر ـ آهنگساز نداشتيم. در حال حاضر افرادي را مي بينم كه خيلي خوب در اين زمينه كار مي كنند؛ اميرعلي بهادري، محسن يگانه، مازيار فلاحي… از جمله كساني هستند كه شعر و ملودي هاي خوبي مي سازند. مهم اين است كه وقتي شنونده كار را مي شنود ـ نه اينكه روي كاغذ بخواند ـ احساس نمي كند كه شعر وزن ندارد. چون آن شعر بر وزن ملودي است. همين باعث مي شود آثار كمي متنوع تر شود. اين بدعتي بود كه در موسيقي ما گذاشته شد و دارد بيشتر مي شود.

خاطرم هست وقتي چند هفته بعد از انتشار آلبومت با هم حرف مي زديم، چندان با شش و هشت خواندن موافق نبودي! اما حالا مي بينيم چهار قطعه شش و هشت در آلبومت قرار دارد. چه شد كه نظرت عوض شد؟

البته اينها، شش و هشت حسي هستند. بعد از «حس» متوجه شدم كه مردم اين سبك را از من مي پذيرند و مي پسندند. در حالي كه هميشه تصورم بر اين بود كه شش و هست خواندن، جايگاه نسبتاً پايين و كم ارزشي دارد. اما متوجه شدم از نظر مردم اين طور نيست و اگر شش و هشت خوب بسازي، هم مي تواني مردم را شاد كني و حس خوبي به آنها منتقل كني و هم جايگاهت را حفظ كني.

از همكاري هايي كه با ديگران داشتي برايمان بگو.

براي سيروان يك ترانه گفتم كه افتخار بزرگي بود كه براي او كاري انجام بدهم. براي شهاب دو آهنگ ساختم. خيلي دوست داشتم كه بتوانم براي شهاب هم كاري بكنم و فكر مي كنم قطعه اول آلبومش مورد توجه هم واقع شد. اين قطعه را كاملاً متناسب با صداي شهاب ساختم. معمولاً براي هر كسي آهنگ مي سازم، متناسب با صداي خودش اين كار را مي كنم و در واقع از صدايش الهام مي گيرم كه چه بسازم. همكاري هاي ديگري هم بود و چند كار هم در آينده منتشر مي شود و اميدوارم مورد پسند قرار بگيرد.

براي كنسرت هم برنامه ريزي كرده اي؟

اگر همه چيز آن طور كه مي خواهيم پيش برود، نيمه مهر ماه كنسرت برگزار خواهيم كرد.

همكاري با برادران آقايي نسب (شركت نواي ني لبك شرقي) چطور بود؟

بايد اين را بگويم كه اين دو برادر با تمام وجود كار مي كنند تا با كيفيت ترين كار ممكن را انجام دهند. هم پخش كار و هم كيفيت كار از جلد آلبوم گرفته تا پوسترها و… به خوبي صورت گرفته و واقعاض از اين بابت از آنها سپاسگزارم. خوشبختانه يا متاسفانه، مديران «نواي ني لبك شرقي» براي پول كار نمي كنند و عشق به كارشان در اولويت است. اين مسئله گاهي ممكن است به ضرر خواننده تمام شود، اما اكثر اوقات به نفع خواننده است.

آرماني/ شماره ۱۵۱ و ۱۵۲/ شهريور ماه ۹۲/ آرتين ولي الهي/ صفحه ۶۳

گردآودی: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: افکارنیوز

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

کد آهنگ پیشواز همراه اول نظام شکارچیان

هر آهنگ پیشوازی که شخصی برای سیمکارت همراه اول خود انتخاب می کند نیازمند کد …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *