خانه » داستان » داستان من و دختر همسایه

داستان من و دختر همسایه

چند روزی بود مستاجر جدید برامون آمده بود. تو این فکر بودم چطوری میتونم با دخترشون دوست بشم. اما یک مشکل بزرگ بزرگ وجود داشت. باباش آدمی خشک اخمو بود. که جرات نمیکردم موقعی که تو حیاط بود برم بیرون. تو فکر خیالم با الناز دختر همسایه چی کارا که نمیکردم.

 

چند ماهی زیر چشمی بهش نگاه میکردم. اون متوجه نگاهای من شده بود. هر موقع که میدید که نگاش میکنم یک لبخند ملیح تحویلم میداد که قند تو دلم آب میشد. هر روز مشتاق تر برای دوستی باهش میشدم. تا اون روزی که آقای بهرامی مستاجرمون ما رو برای شام دعوت کرد.

 

بهترین لباسام پوشیدم به خودم حسابی رسیدم. ساعت 9 رفتیم خونه شون . بزرگترها سرگرم صحبت بودن منم زیر چشمی با اشتیاق تمام بدون کسی متوجه بشه نگاه میکردمش.

 

موقع شام:

چشم تون روز بد نبینه الناز خانم پاش به پایه صندلی گیر میکنه ظرف خورشت رو روی من بد بخت خالی میکنه شانس اوردم که خورشت رو 5 دقیقه قبل تر کشیده بودن سرد تر شده بود.

 

مینا خانم مادر الناز صورتش مثل کچ سفید شده بود. و مدام عذر خواهی میکرد.

 

بابا گفت چیزی نشده که، فوقش میره حموم.

 

این که بابام گفت. مینا خانم رو به دخترش کرد گفت: سریع برو آبگرم کن درجه شو زیاد کن. بعدش باهم میرین حمام خراب کاری که کردی خودت درست میکنی.

 

من که داشتم تو آسمونمون ها پرواز میکردم. من با الناز برم حموم وای برام مثل یک رویا بود.

 

که صدای مینا خانم من به خودم اورد. پروانه خانم بلند شو الناز تو حموم منتظرته

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

دست نوشته: علی رضا حقدادی

منبع: داستانک

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

76 دیدگاه

  1. ایول ذهن ادمای خرابو باس اینجوری درس کرد

  2. هههههههههه بیچاه ضد حال از این بدتر ندیدم

  3. هم جالب هم چرت بود

  4. خییییییییییلیییییی با حال بود.خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

  5. سرگرم کننده بود و با مزه

  6. مزخرف بود عزیزم

  7. بدبخت حالش گرفته شد

  8. توى کفش منده بود بدبخت ولى زد توى حالش

  9. ی عاشق رمان

    چی شد اصن؟؟؟؟

  10. هانا سعادتی

    خیلی مسخره بود

  11. خودشون به درك بذاريم به حساب جووني.اما واقعا واسه مادرش متاسفم.

  12. آخرش مثل فیلما ایرانی مضخرفه اه اه

  13. فائزه البرزی

    خیلی چرت وپرت بود:-):-)

  14. حسین دقیق حسین دقیق

    همون اولش مسخره بود

  15. چقدر مسخره بود حالم بهم خورد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.