خانه » داستان » داستان کوتاه و آموزنده آزمایش حباب

داستان کوتاه و آموزنده آزمایش حباب

پدر و مادر، سه تا برادرا، دو تا خواهرا، همشون با کلی بچه و اهلو عیال، شام مهمون ما بودند. شب شلوغی بود. اونم بخاطر بازی و بلوایی که بچه ها به راه انداخته بودند. از میون اون همه بچه ریزو درشت، امیرعلی پسر دوازده ساله برادر بزرگم یه لوله خودکار به دهن گرفته بودو با یه لیوان پر از کف توی دست، داشت برای بچه ها حباب درست میکردو میفرستادشون هوا. اما بر خلاف شادی بچه ها که بخاطر پرواز حبابها سر از پا نمی شناختند، خود امیرعلی اصلا راضی به نظر نمی رسید! پشت سر هر حبابی که به آسمون میرفت، هی غر میزد! بهش گفتم:

_ چی شده عمو جون؟ چرا ناراحتی؟ تو که خوب حباب درست می کنی! حبابای گرد، دوقلو، بزرگ، فسقلی، بیضی!!

امیرعلی از کارش دست کشیدو گفت:

_ نه عمو! اعصابمو خرد کردند ای حبابا! هی میخوام حباب مربعی درست کنم نمیشه. همش دایره میشه! یه ساعته دارم آزمایش میکنم!

از حرفش خنده م گرفت و فوری رفتم کاغذو قلم آوردمو امیرعلی رو صداش کردم پیش خودم. از اونجایی که دبیر فیزیک دبیرستان بودم و فیزیک سرم میشد، بهش توضیح دادم که بر اساس فلان قانون فیزیک، فلان فرمول و فلان معادله، اصلا امکان تولید حباب مربعی وجود نداره. تمام! امیر با توضیحات شفاهی و کتبی من، قانع شد و رفت پی بچه ها. حرفای من باعث شد اون دیگه به همون حبابای گرد و بیضی شکل، رضایت بده! در همین بین که دفتر و کاغذو کنار گذاشتمو لم دادم به مبلو لبخندی از روی رضایت زدم، یهو متوجه شدم که برادر بزرگم یعنی بابای امیرعلی، داره با غضب بهم نگاه میکنه! از جا کنده شدمو گفتم:

_چیزی شده داداش؟… چرا اینقدر عصبانی نگام می کنید؟

برادر بزرگم یه پاشو روی اون پاش انداختو مثل طلبکارا گفت:

_آخه مرد حسابی، چرا با یه مشت قانون، معادله، فرمول و عددو رقمو این چرتو پرتا جلوی آزمایش بچه رو گرفتی؟ اون داشت تلاششو میکرد! ما که میدونستیم نمیشه، حالا شاید میشد!!… تو با این حرفهات جلوی رشد ذهن بشر رو گرفتی! شاید امیرعلی می تونست عامل اتفاق بزرگی توی دنیا بشه! مگه غیر اینه که تموم راحتی الان ما، حاصل ذهن بشر گذشته ست؟!

من از جواب برادر بزرگتر لال شدم!

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

دست نوشته: حسن ایمانی

منبع: داستانک

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان طنز کوتاه

۳ داستان طنز کوتاه جالب و خوندنی

داستان طنز کوتاه موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. این داستان های …

بدون دیدگاه

  1. kheılyyyyyyyyyyyy a hal bod

  2. kheılyyyyyyyyyyyyyyy a hal bod kheılyyyyyyyyyyyyyyyyyy

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.