خانه » اخبار روز » از اتمام لیگ آماتوری تا فاصله گرفتن از دوران طلایی

از اتمام لیگ آماتوری تا فاصله گرفتن از دوران طلایی

لیگ سیزدهم با تمام جذابیت هاو حاشیه هایش به پایان رسید. هفته آخر این لیگ را شاید یکی از عجیب ترین هفته آخرها برشمرد. پنج تیم اول جدول هم شانس قهرمانی داشتندو هم اینکه شاید سهمیه آسیایی خود را از دست میدادند.

با این وضع روز جمعه لحظات پراسترسی برای بازیکنان، کادرفنی و هواداران این پنج تیم رقم خوردو در پایان این کشمکش تیم فولاد خوزستان درعین شایستگی برای دومین بار قهرمان لیگ برتر ایران شد.

درکنار تیم فولاد، تیم شهرستانی دیگری نیز با حفظ روند صعودی در 5 سال اخیر برای اولین بار صاحب جام شد، ودر هفته آخر نیز در رقابتی حیثیتی با آقای گلی شدن انصاری فرد و برد تحقیرآمیز برای حریف، پایان خوشی را برای هواداران بی شمارش رقم زد.

اما در وضعیت کلی بازی های نه چندان تماشاگر پسندو به طبع کاهش شدید تماشاگر باعث شد لیگ 13 نمره پایینی از نظر کارشناسان و هواداران به خود اختصاص دهد، و تنها چراغ امیدوارکننده این تورنمنت را میتوان ساماندهی اهدای جام، برنامه و زمان بندی نسبتا قابل قبول سازمان لیگ عنوان کرد.

روند نزولی تیم های دردانه پایتخت

شاید مهمترین نکته مثبتی که میتوان طی دهه اخیر در این لیگ به ظاهر حرفه ای و برتر اشاره کرد، بیرون آمدن از فضای دوقطبی (استقلال- پرسپولیس) ودر نتیجه تنزل این دو تیم دردانه پایتخت هم از لحاظ قدرت و هم از لحاظ هوادار با پیدایش تیم های شهرستانی همچون سپاهان، فولادو تراکتور دانست.

زمانی نه چندان دور تیم های پایتخت اسکان دار مطلق لیگ بودند طوری که دورافتاده ترین مردم این سرزمین نیز در اصل به اجبار باکمک صداوسیما، روزنامه و مسئولان و دیگر نهادها، انتخابی جز این دو تیم را نمی کردند.

گرچه این وضعیت ناحق و استثنا در کل فوتبال دنیا به صورت کامل بهبود نیافته اما روند صعودی امیدوارکننده ای در پیش گرفته است.

لیگ آماتوری و خیال حرفه ای

بی برنامگی و تبعیت نکردن از مولفه های روشن و جهانی همچون حق پخش، قانون کپی رایت، تبلیغات، توجه به پرورش استعدادها و فروش بازیکنان سبب شده فوتبال ایران تقریبا خروجی صفری داشته باشدو عمدتا هزینه های آن از جیب دولت پرداخت شود.

واینکه تمام اختیارات فوتبال در حیطه دولت است، اغلب این راههای درآمدزا از فوتبال گرفته شده است.

در موضوع بلیت فروشی باشگاه هیچگونه اختیاری ندارد.

در زمبنه تبلیغات به لحاظ فقر قانون رقم بسیار ناچیزی نصیب باشگاهها میشود.

در خصوص حق پخش تلویزیونی تنها به لحاظ راضی نگه داشتن AFC فقط 5% از آنچه حق فوتبال است پرداخت میشود.

وبه لحاظ عدم سازندگی و معیوب بودن چرخه ی تولید در فوتبال کشور به ندرت تیمی موفق میشود از طریق فروش بازیکن درآمدی بدست آورد.

تصور کنید وقتی باشگاههای بزرگی مانند رئال مادرید, بارسلونا، بایرن مونیخ و… برای تصاحب یک ستاره فوتبالی در کورس با یکدیگر افتاده و سر کیسه را شل میکنند، حتما برای برگشت سرمایه شان فکرهای بکری در سر پرورانده اند.

بدیهی است کریس رونالدوی پرتغالی و لیونل مسی آرژانتینی، چند برابر پولی که برای جذب آنها از سوی باشگاهی چون رئال و بارسا هزینه شده عایدی و بهره وری برای این باشگاهها داشته اند.

اما با وجود این تجربه های شفاف و موفق، فوتبال باشگاهی در ایران از فاکتورهای جهانی پیروی نمیکند.

مردان خدایی، دوران طلایی

خدا بیامرزد دوران طلایی فوتبال ایران را. دیگر گذشت زمانی که دست و پا در مقابل کسب نتیجه تیمی اهمیتی نداشت.

در سال 1995 یکی از بهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران شکل گرفت، این تیم توانست برای فوتبال افتخارات زیادی کسب کند.

از شش سال پیش که آخرین بازمانده های آن تیم کناره گیری کردند هرگز نتوانسته ایم جای آنهارا پر کنیم.

بازیکنانی نظیر احمدرضا عابدزاده، کریم باقری، مهدی پاشازاده، جواد زرینچه، مهدی مهدوی کیا، حمید استیلی، علی کریمی، خداداد عزیزی و علی دایی.

چطور است که هر سیزده سال لیگ برتر حتی نتوانسته برای یکی از بازیکنان جایگزین بسازد؟!

در حالی که هر سال نسبت به سال قبل رقم قرار دادها چندین برابر میشود، اما خبری از کیفیت در باشگاه ها ودر پی آن تیم ملی نیست ودر این حالت است که هواداری با دیدن بازیکنی که هفتصد میلیون از قرارداد میلیاردی (غیرقانونی) خودش را دریافت کرده وادعای نداشتن پول برای شب عید را میکند به شدید ترین وبدترین امراض وحالات روحی روانی دچار میشود!!

عشق لژیونر یا دورگه

به نظر شما چنددرصد از بازیکنان لیگ در جام جهانی لیگ مهره ی ثابت تیم ملی هستند ؟

پاسخ این سوال سخت نیست، نه به صرف اینکه کی روش علاقه ی خاصی به دورگه ها ولژیونر ها دارد، بلکه کلی تر.!

در پرسپولیس واستقلالی بودن کی روش هیچ شکی نیست!

از دیرباز رسم بر این بوده سرمربی تیم ملی در یک بروسه طبیعی طرفدار تیم های پایتخت باشد، نه به خاطر آزادی انتخاب بلکه …!

یک مثال ساده در زمینه ی انتخاب بازیکنان تیم ملی می آوریم:

تیمی در لیگ ایران در سه سال اخیر با وجود اینکه دوسال نایب قهرمان لیگ برتر ویک سال قهرمان جام حذفی شده دو بازیکن دعوت شده به تیم ملی داشته است اما تیمی که در دوسال اخیر به وضعیت وخیمی گرفتار بوده ورده های هفتم ویازدهم جدول را نیز تجربه کرده هفت بازیکن دعوت شده به تیم ملی را کسب کرده است،!

ودر این حالت است که باز جمله تکراری و عوام فریبانه یا خود فریبانه هر زمان استقلال پرسپولیس قوی تری داشتیم تیم ملی قوی تری داشته ایم، هر هوادار فوتبال فهم که چه عرض کنم هر انسان معمولی را نیز به خنده (گریه) وا میدارد!!!

سرمربی ای که یکبار هم به شهرستان تیمی قدم نگذاشته چطور میتواند پژمان ومحمد نوری هارا کنار بگذارد و بازیکن انتخاب کند! گرچه اکثر پژمان ومحمد نوری ها نیز ذخیره ی کسانی خواهند شد که شاید توانایی مکالمه با زبان ملی کشورشان را نیز سخت تر از برد مقابل آرژانتین قلمداد کنند!

و کلام آخردر مورد فوتبال ایران:

آرسن ونگر سرمربی آرسنال، ژاپن را مستعد صعود به فینال جام جهانی برزیل میداند، ایران را شانس 29 قهرمانی جام جهانی!

تبریک به مردم شریف خوزستان و امید به موفقیت تیم ملی در برزیل

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حاج حسنعلی قهرمان فرد – نویسنده: Sarp

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

ثبت نام وام ازدواج

شرایط ثبت نام وام ازدواج 20 میلیونی و مبلغ قسط

وام ازدواج یکی از وام های خوب دولت است که به زوجهای جواب برای تشکیل …

بدون دیدگاه

  1. بازی کنان 98 همشون طلایی بودن بازیکنایی بودن که واقعا افتخار ایران و ایرانی بودن باعث غرور وفخر بودن الان چندتا شون تو کشورای دیگه مربین یکی از مدافعان بی نظیر اون دوره که الان تو امریکا مربیه خوبی شده محمد خاکپور رو میگم ی مدافع شش دانگ بود

  2. poole ziad footbal maro nabood kard

  3. مقاله خوبی بود، به امید روزهای رویایی لیگ برتر ایران

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.