خانه » داستان » عشقولانه ترین داستان به نام شرط عشق

عشقولانه ترین داستان به نام شرط عشق

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید.

بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند.

مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید.

موعد عروسی فرا رسید.

زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.

مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.

۲۰ سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.

همه تعجب کردند.

و مرد گفت: “من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم”

گردآوری: گروه ادبی مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: بیتوته


Loading...
بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

بدون دیدگاه

  1. خدایا یکی از همین عاشقا رو قسمت هممون بکن//////////////خخخخخخخخ

  2. زری دادخواه

    اخر خوبی انسانیت وعشق بود منکه فکر می کنم یه فرشته بود اینمرد

  3. مرسی خیلی خوب بود

  4. hif ke faghat in etefaghat male to dastanas:(

  5. درس گرفتنی بود داستانتون

  6. عالی بود به سلامتی همه عاشقا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *