خانه » اخبار روز » گفت و گو با جوانی که می خواست یک ساعته پولدار شود

گفت و گو با جوانی که می خواست یک ساعته پولدار شود

پسر جوان كه فكر مي كرد با دستبرد مسلحانه به بانك مي تواند يك ساعته پولدار شود دقايقي بعد از ورود به بانك با تيز هوشي مدير شعبه دستگير شد. هفتم مهرماه امسال زنگ هشدار بانك صادرات شعبه خيابان ري تهران خبر از دستبرد به بانك مي داد. دقايقي بعد نخستين گشت پليس خود را به بانك رساند و با پسر جواني روبه رو شد كه با تهديد مدير شعبه با اسلحه كلت قصد سرقت مسلحانه داشت. ماموران كه احتمال مي دادند پسر جوان هر لحظه شليك كند در يك اقدام ضربتي او را خلع سلاح كرده و پس از دستگيري به كلانتري منتقل كردند.

روز گذشته متهم با انتقال به شعبه سوم بازپرسي دادسراي امور جنايي ويژه سرقت در بازجويي ها گفت: به دليل بيكاري دست به اين سرقت زدم. با اعترافات متهم به سرقت مسلحانه از بانك وي با دستور قاضي منصورهاشميان بازپرس شعبه چهارم به اتهام اقدام براي سرقت مسلحانه و نگهداري اسلحه غيرمجاز روانه زندان شد.

در راهروي دادسرا فرصتي پيش آمد تا گفت وگويي با او داشته باشيم. او در صحبت هايش از ماجراي سفرش به تهران براي پيدا كردن كار و اعتيادش به خاطر خوابيدن در پارك گفت.

خودت را معرفي كن.

ابراهيم 28 ساله. اهل يكي از استان هاي غربي كشور.

براي چه كاري به تهران آمدي؟

يك ماه قبل براي پيداكردن كار از يكي از استان هاي غربي به تهران آمدم. روزهاي اول در خيابان پرسه مي زدم تا كاري پيدا كنم اما هيچ كس حاضر نبود به من كار دهد. شب ها براي خواب به پاركي در حوالي ميدان شوش مي رفتم و پس از چند شب متوجه خريد و فروش مواد در پارك شدم.

چه شد به سمت مواد مخدر رفتي؟

وقتي با يكي از فروشندگان مواد در پارك دوست شدم او ماده مخدر شيشه به من داد. همان جا بود كه به مواد مخدر اعتياد پيدا كردم. مشكلات روحي و فشار بيكاري باعث شد روزي چند بار شيشه مصرف كنم. بعد از گذشت چند روز ساقي مواد در قبال دادن مواد درخواست پول كرد و من كه پولي نداشتم تصميم به سرقت گرفتم. قبل از اينكه به تهران بيايم از شهرمان اسلحه كلتي را خريده بودم.

فكر سرقت از كجا به ذهنت آمد؟

با پرسه زدن در خيابان ها بانكي در خيابان ري توجهم را جلب كرد. دو روز تمام راه هاي ورود و خروج بانك را زيرنظر گرفتم تا اينكه فهميدم بانك ساعت دو بعدازظهر خلوت است.

نقشه سرقت را چگونه اجرا كردي؟

روز حادثه سلاح را زير لباسم مخفي كردم و ساعت 14 وارد بانك شدم. به سراغ رييس بانك رفتم و با تهديد اسلحه از او خواستم 15 ميليون تومان به من بدهد. مدير شعبه نيز از من خواست لحظاتي صبر كنم تا پول را از صندوق بياورند. من نيز اسلحه را به سمت او گرفتم و منتظر ماندم تا يكي از كارمندان پول را بياورد اما دقايقي بعد ماموران پليس وارد شعبه شدند و من را دستگير كردند.

مي داني عاقبت كارت چيست؟

زندان و بي آبرويي.

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: اعتماد

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

عوارض بوتاکس پیشانی

با عوارض بوتاکس پیشانی اشنا شوید

در بوتاکس یک سم ضعیف شده که توسط نوعی باکتری تولید می شود به عضله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.