خانه » داستان » حکایت آموزنده رنج یا موهبت

حکایت آموزنده رنج یا موهبت

آهنگری با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقا به خدا عشق می ورزید.

روزری یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت، از او پرسید:

تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می کند، را دوست داشته باشی؟

آهنگر سر به زیر آورد و گفت: وقتی که می خواهم وسیله آهنی بسازم، یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم.

سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواه درآید.

اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود، اگر نه آن را کنار می گذارم.

همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خدا دعا کنم

که خدایا، مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار…

گردآوری: مجله اینترنتی پارسی وان

منبع: بهشت سخن

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان طنز کوتاه

۳ داستان طنز کوتاه جالب و خوندنی

داستان طنز کوتاه موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. این داستان های …

بدون دیدگاه

  1. داستان آموزنده ايست مويد و منصور باشيد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.