خانه » داستان » داستان جالب تفاوت های زن و مرد

داستان جالب تفاوت های زن و مرد

مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس زن : چی شده؟ مرد : هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش)

زن حرف مرد رو باور نمی کنه : یه چیزیت هست. بگو! مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه زن اما “می فهمه”مرد دروغ میگه

راستشو بگو یه چیزیت هست تلفن زنگ می زنه دوست زن پشت خطه ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر

از صبح قرارشو گذاشتن مرد در دلش خدا خدا می کنه که زن زودتر بره

زن خطاب به دوستش: متاسفم عزیزم. جدا متاسفم که بدقولی می کنم شوهرم ناراحته و نمی تونم تنهاش بذارم!

مرد داغون می شه “می خواست تنها باشه” . . . . . .

مرد از راه می رسه زن ناراحت و عبوسه مرد : چی شده؟ زن : هیچی ( و در دل از خدا می خواد که شوهرش برای فهمیدن مساله اصرار کنه و نازشو بکشه)

مرد حرف زن رو باور می کنه و می ره پی کارش زن برای اینکه اثبات کنه دروغ می گه دو قطره اشک می ریزه مرد اما باز هم “نمی فهمه”

زن دروغ میگه تلفن زنگ می زنه دوست مرد پشت خطه ازش می خواد حاضر شه تا با هم برن استخر از صبح قرارشو گذاشتن

(زن در دلش خدا خدا می کنه که مرد نره ) مرد خطاب به دوستش : الان راه می افتم!

زن داغون می شه “نمی خواست تنها باشه” و این داستان سال های سال ادامه داشت

و زن و مرد در کمال خوشبختی و تفاهم در کنار هم روزگار گذراندند.

منبع: سیمرغ

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *