خانه » داستان » داستان طنز عباس کچل!

داستان طنز عباس کچل!

یه روز یه آقایی با بچه ش ميرن سينما ميبينن جلوشون يه كچل نشسته!

آقاهه به بچه ش ميگه: اگه زدى پسه كله اين كچله يه ساندويچ بهت ميدم.بچهه ميزنه توسر کچله!!کچله برميگرده ميگه: چرا مىزنى؟

ميگه:به به عباس کچل خوبي؟

کچله ميگه عباس کچل کيه!

پسره ميگه:آخ ببخشيد فك كردم دوستم عباس كچله!

دو ديقه بعد دوباره آقاهه ميگه اگه دوباره بري بزنى پسه كله ش 10 هزار تومن بهت ميدم!

باز ميزنه تو سره کچله!

کچله ميگه :باز ديگه چرا زدى؟؟

ميگه:آقا ناموساً توعباس کچل نيستى؟

کچله ميگه:نه بخدااااا.

کچله ميبينه هى داره کتک ميخوره ميره 20 تا صندلى جلوتر ميشينه.

باز آقاهه ب بچه ش ميگه: اگه برى اونجا و بزنى پسه كله ش 20 هزار تومن بهت ميدم!

بچه ش ميگه باشه. ميره پشت سر وكچله محكم ميزنه تو سرش ميگه: عباس کچل تو اينجا نشستي من يكساعته اون بيچاره رو ميزدم 😐

منبع: جک امروز

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

داستان کوتاه تلاش و پشتکار واقعی

در این بخش از مجله پارسی وان چند حکایت از ادمهای مختلف درباره تلاش و …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *