چهارشنبه 27 شهریور 1398
خانه » اخبار روز » اجتماعی » طلاق های عجیب و غریب در ایران +تصاویر

طلاق های عجیب و غریب در ایران +تصاویر

جدایی به خاطر به دنیا آمدن فرزند دوم

زوج جوان بر سر به دنیا آمدن فرزند دوم با هم اختلاف پیدا كرده بودند راهی دادگاه خانواده شدند. چندی پیش زوج جوان با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق توافق دادند. زن جوان در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی من و سپهر یك پسر سه ساله داریم و از اول هم قرارمان این بود كه تنها یك فرزند داشته باشیم. اما الان سپهر چند وقتی می شود كه اصرار دارد ما فرزند دوممان را هم به دنیا بیاوریم. در صورتیكه من اصلا با این موضوع موافق نیستم و نمی توانم یك بچه دیگر را هم تر و خشك كنم و بزرگ كنم. ولی سپهر گوشش به این حرف ها بدهكار نیست و تقریبا ما هر شب سر این موضوع با هم جنگ و دعوا داریم. تا جاییكه تصمیم به جدایی گرفتیم.

پس از حرف های این زن شوهر وی نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من به عنوان یك مرد این حقم است كه بخواهم صاحب فرزند شویم. من دوست ندارم پسرم وقتی بزرگ شد نه خواهر داشته باشد و نه برادر. اما همسرم لجبازی می كند و نمی خواهد كه ما صاحب فرزند دوم شویم. برای همین تصمیم به جدایی گرفتیم.

در پایان قاضی دلیل آنها را برای طلاق كافی ندانست و این زوج جوان را تشویق كرد تا برای حل شدن مشكلشان به مشاوره خانواده بروند. آنها هم قبول كردند.

جدایی به خاطر دعوا بر سر انتخاب لباس

طلاق های عجیب و غریب در ایران +تصاویر

مرد جوان وقتی دید که نمی تواند به سلیقه خودش لباس بپوشد و همسرش مرتب لباس های او را انتخاب می کند، به دادگاه خانواده رفت تا برای همیشه از همسرش جدا شود. چندی پیش مرد جوان با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: از وقتی با همسرم ازدواج کرده ام یک زندگی آرام ندارم. او به همه چیز من کار دارد و مرتب در همه مسایل من دخالت می کند. او حتی به کوچک ترین و شخصی ترین مسایل من هم کار دارد و برای آن ها به جای من تصمیم می گیرد.

مرد جوان ادامه داد: اوایل ازدواجمان تصور می کردم که درست می شود و اگر زمان بگذرد او هم رفتارش بهتر می شود. ولی رفتار همسرم بهتر که نشد هیچ تازه بد تر هم شد. تا جاییکه او حتی به لباس پوشیدن من هم کار دارد. هربار که می خواهم از خانه بیرون بروم این همسرم است که باید به من بگوید چه لباسی را بپوشم. هر بار به خرید می رویم همسرم باید برای من لباس را انتخاب کند. هیچ وقت اجازه نمی دهد که من به انتخاب خود لباس بپوشم و یا لباس بخرم. در این مدتی که ازدواج کرده ام یکبار هم به انتخاب خودم لباس نخریدم.

وی افزود: اگر همسرم می فهمید که من یواشکی رفته و برای خودم لباس خریده ام کلی دعوا به راه می انداخت و به من می گفت تو سلیقه نداری و حق نداری خودت لباس خودت را انتخاب کنی. من دوست دارم که خودم با سلیقه خودم لباس بپوشم. از وقتی ازدواج کردم حتی قدرت انتخاب لباس هایم را هم ندارم.

مرد جوان در ادامه گفت:حتی چند وقت پیش برای اینکه مشکلاتمان حل شود با هم پیش یک مشاوره خانواده رفتیم. با خودم گفتم شاید با این کار همسرم رفتارش تغییر کند ولی او نه تنها بهتر نمی شود، بلکه روز به روز بد تر هم می شود. من دیگر واقعا از رفتارهای او خسته شدم و می خواهم برای همیشه از همسرم جدا شوم.

بعد از حرف های مرد قاضی به بررسی موضوع پرداخت و همسر این مرد را به دادگاه احضار کرد.

جدایی به خاطر سرطان مادر شوهر

طلاق های عجیب و غریب در ایران +تصاویر

زوج جوان به دادگاه خانواده مراجعه کردند و به خاطر اینکه مرد مرتب از مادرش در شهرستان پرستاری می کرد، برای همیشه از هم جدا شدند. زن جوان که به همراه همسرش برای طلاق توافقی به دادگاه خانواده آمده بود، در خصوص علت درخواست طلاق به قاضی عموزادی رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده گفت: از وقتی با پارسا ازدواج کرده ام روی هم رفته یک ماه هم با او زندگی مشترک نداشته ام.

وی ادامه داد: خانواده پارسا در یکی از شهرهای شمالی زندگی می کنند و پارسا به خاطر کارش در تهران زندگی می کند. در محل کار هم بود که با او آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. اما در این مدت دو سالی که با هم ازدواج کرده ایم، پارسا مرتب به شمال می رود و چندین روز در آنجا و در کنار خانواده اش می ماند.

زن جوان بیان داشت: او در تهران یک شرکت دارد که می تواند از بیرون هم این شرکت را اداره کند، برای همین براحتی می تواند چندین روز به محل کارش نرود. اما پارسا از این فرصت سوء استفاده می کند و مرتب پیش مادرش در یکی از شهرهای شمالی می رود. هر بار هم به این موضوع اعتراض می کنم، مریضی مادرش را بهانه می کند و می گوید که باید در کنار او باشد و از او پرستاری کند.

وی افزود: مادر پارسا یک سالی می شود که به بیماری سرطان مبتلا شده و پارسا هم می خواهد همیشه کنار او باشد. به او می گویم که برای پرستاری از مادرش او را به تهران بیاورد ولی پارسا می گوید که مادرش از تهران و ماندن در این شهر اصلا خوشش نمی آید. من دیگر نمی توانم به زندگی با شوهرم ادامه دهم و می خواهم از او جدا شوم تا برای همیشه پیش مادرش برود و از او مراقبت کند.

مرد جوان نیز به قاضی گفت: من عاشق مادرم هستم و هر اتفاقی که بیفتد نمی توانم او را تنها بگذارم. از وقتی فهمیده ام او سرطان دارد دوست دارم هر لحظه در کنارش باشم. حتی اگر بخواهم به خاطر این موضوع از همسرم جدا شوم.

در پایان تلاش های قاضی برای منصرف کردن این زوج از طلاق بی نتیجه ماند و حکم طلاق توافقی صادر شد.

جدایی به خاطر دیدار مادر و ناپدری

طلاق های عجیب و غریب در ایران +تصاویر

چندی پیش زوج جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق دادند. مرد جوان در خصوص علت درخواست خود به قاضی گفت: آقای قاضی یک سال پیش با همسرم آشنا شدم. او به خاطر اختلافاتی که با ناپدری اش داشت بیشتر وقت ها به خانه خاله یا مادربزرگش می رفت. پدر و مادرش از هم جدا شده بودند و مادرش دو سال بود که با مرد دیگری ازدواج کرده بود. وقتی شرایط زندگیش را برایم تعریف کرد دلم به حالش سوخت. چون ناپدری اش خیلی او را اذیت کرده بود. وقتی با هم ازدواج کردیم به من قول داد که هرگزبه تنهایی به خانه مادرش نرود. چون من اصلا احساس خوبی نسبت به این مرد ندارم و رفتار هایش عجیب است.

وی ادامه داد:روز اول همسرم به من قول داد که هیچ وقت به تنهایی به خانه آن ها نمی رود و اگر دوست داشت مادرش را ببیند من نیز همراش می روم اما چند وقت پیش بدون اینکه از من اجازه بگیرد به خانه آن ها رفت و وقتی این موضوع را شنیدم خیلی عصبانی شدم و با هم درگیرشدیم، اما اشتباه او بازم تکرار شد و هفته پیش بدون اینکه به من بگوید به خانه آن ها رفت.

زن جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی این مرد بیماری بدبینی دارد. درست است که من به او اعتماد کردم و حرف هایی که در دلم سنگینی می کرد را به او گفتم اما دلیل نمی شود که او از اعتماد من سوء استفاده کند. مگر من زندانی هستم که باید برای دیدن مادرم از او اجازه بگیریم.

وی افزود:من اوایل زندگی همراه او به دیدن مادرم می رفتم اما چند وقت پیش با من تماس گرفت و درحالیکه گریه می کرد از من خواست که به خانه اش بروم اما وقتی شوهرم از سرکار برگشت و این موضوع رامتوجه شد مرا به باد کتک گرفت. دیگر خسته شدم از این وضعیت جرات نمی کنم به مادرم هم حرفی بزنم. ما هر روز با هم دعوا داریم ادامه این زندگی بی فایده است و باید جدا شویم چون دیگر علاقه ای به ادامه زندگی با این مرد را ندارم.

قاضی وقتی اصرار این زوج را برای طلاق دید حکم طلاق توافقی را صادر کرد.

درخواست جدایی به خاطر برگزاری عروسی مجلل

مرد جوان زمانیکه دید مادرزنش توقعات زیادی برای برگزاری یک جشن عروسی مجلل دارد راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. درخواست جدایی به خاطر برگزاری عروسی مجلل. چندی پیش مرد جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی سه سال است که با همسرم در دوران عقد به سر می بریم اما نمی توانیم سر زندگیمان برویم. مادرزنم توقعات زیادی دارد و از من می خواهد یک عروسی مجلل بگیرم. در صورتیکه من اصلا توان برگزاری یک جشن مجلل را ندارم.

وی افزود:او هر روز توقعش بیشتر می شود و خواسته های بیشتری برای عروسیمان دارد. هر بار که می خواهیم خودمان را برای عروسی آماده کنیم مادرزنم مرا صدا می کند و دستورات عجیب و غریب برای عروسی می دهد. جوری که برای اجرای این دستورات مجبور می شوم چند ماهی عروسی را به تعویق بیاندازم. باور کنید دیگر طاقت خواسته های مادرزنم را ندارم و می دانم اگر اینجور پیش برود من هیچ وقت نمی توانم یک عروسی بگیرم.

مرد جوان ادامه داد:همسرم هم اصلا از من حمایت نمی کند و مرتب از من می خواهد حرف های مادرش را گوش کنم. احساس می کنم این زندگی شروع نشود خیلی بهتر است و وقتی نشستم و منطقی فکر کردم متوجه شدم که من و همسرم آینده خوبی در کنار هم نخواهیم داشت.

بعد از صحبت های این مرد قاضی همسرش را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود.‎

جدایی به خاطر ارتباط صمیمی با دختر مدیر عامل

زن جوان زمانیکه دید شوهرش با دختر مدیر عامل شرکتش ارتباط صمیمی برقرار کرده است، تصمیم به طلاق گرفت. چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم چند ماهی می شود که به یک شرکت لوکس منتقل شده و کارش به کلی تغییر کرده است. او از وقتی به این شرکت رفته به کلی رفتارش تغییر کرده و به خاطر موقعیتش دیگر به من اهمیت نمی دهد.

وی افزود:از طرفی او وقتی به این شرکت رفت با دختر مدیر عاملش دوست صمیمی شده و همیشه با هم در ارتباط هستند. آنها شب و روز با هم هستند و حتی در خانه هم با هم تلفنی صحبت می کنند. وقتی هم اعتراض می کنم می گوید ارتباط کاری است و پیشرفتش را مدیون همین دختر خانم است. برای همین باید با او در ارتباط باشد. شوهرم مرتب سر این موضوع با من جنگ و دعوا می کند و حتی به خاطر او مرا کتک هم زده است. الان هم چندین شب است که به خانه نیامده است. برای همین من هم تصمیم به جدایی از این مرد گرفتم تا به راحتی به زندگی اش برسد.

بعد از صحبت های این زن قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت های او را هم بشنود و بعد از آن در این باره تصمیم گیری کند.‎

جدایی به خاطر حبس کردن فرزند

زن جوان زمانیکه دید شوهر دومش، پسرش را در انباری محبوس کرد، راهی دادگاه خانواده شد و درخواست طلاق داد. چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم فرزندم را در انباری خانه حبس کرد و با اینکارش باعث شد که دیگر به او اعتمادی نداشته باشم.

وی ادامه داد: تنها 10 ماه است که با شوهر دومم ازدواج کرده ام. زمانیکه از شوهر اولم جدا شدم، حضانت پسر 5 ساله ام را گرفتم. چند ماه بعد با شوهر دومم آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم. اما از همان روزهای اول احساس کردم شوهرم رفتار خوبی با پسرم ندارد. اما در این مدت اجازه ندادم که با پسرم بدرفتاری کند و هرطور شده سعی کردم ازدواج دومم تاثیر بدی در زندگی پسرم نداشته باشد.

زن جوان ادامه داد:10 ماه از ازدواجمان گذشت تا اینکه چند روز پیش وقتی از سرکار به خانه برگشتم متوجه صدای گریه پسرم شدم و در کمال ناباوری دیدم شوهرم پسرم را در انباری زندانی کرده است. از آن روز تا الان من تمام وسایلم را جمع کردم و تصمیم جدی برای جدایی گرفتم. این مرد دیگر قابل اعتماد نیست و من دوست ندارم زندگی پسرم با زندگی با این مرد تباه شود.

بعد از صحبت های این زن قاضی شوهرم را هم به دادگاه احضار کرد تا صحبت هایش را بشنود و بعد از آن تصمیم گیری کند.‎

جدایی به خاطر انتقام از شوهر

چندی پیش زن جوانی با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و در خصوص علت آن به قاضی گفت: آقای قاضی شوهرم مرد خودخواهی است و دوست دارد در زندگیمان همیشه حرف حرف او باشد. هیچ وقت حاضر نمی شود به حرف من گوش كند و اهمیتی به نظرات من بدهد.

وی افزود:همیشه در زندگی مشتركمان احساس اضافه بودن داشتم و هیچ وقت شوهرم جوری رفتار نكرد كه من بدانم حقی در این زندگی دارم. او همیشه باعث ناراحتی من شده است. آخرین بار هم باز ما با هم سر همین موضوع درگیر شدیم. تا جاییكه من تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم.

زن جوان دامه داد:با خودم گفتم من زیادی در مقابل شوهرم سكوت كرده ام و حرفی نزده ام. برای همین بهتر است كه كاری كنم تا حساب كار دستش بیاید. همین شد كه به دادگاه آمده ام تا درخواست طلاق بدهم. شوهرم وقتی احضاریه دادگاه را ببیند متوجه می شود كه موضوع جدی است و اگر می خواهد با من زندگی كند باید رفتارهای گذشته اش را كنار بگذارد.

بعد از صحبت های این زن قاضی شوهرش را هم به دادگاه احضار كرد تا صحبت های او را هم بشنود.

منبع: ایران مطلب

بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

عوارض بوتاکس پیشانی

با عوارض بوتاکس پیشانی اشنا شوید

در بوتاکس یک سم ضعیف شده که توسط نوعی باکتری تولید می شود به عضله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.