خانه » اخبار روز » اجتماعی » شکنجه به بهانه درمان در برخی از کمپهای ترک اعتیاد

شکنجه به بهانه درمان در برخی از کمپهای ترک اعتیاد

علی محمدزاده: طی ماه های اخیر گزارشهایی از وضعیت اسفبار معتادان بی خانمان و ولگرد شهر مشهد در برخی از مناطق مشهد را چاپ کردیم که گوشه هایی از واقعیات تلخ معضل اعتیاد را نشان می داد.

قدس آنلاین; در همین راستا و به منظور کندوکاو بیشتر در مرداب مخدر به چند محله دیگر که از پاتوقهای همیشگی معتادان بی خانمان است رفتیم تا وضعیت آنجا را نیز به تصویر بکشیم، اما لابه لای صحبت با آنان به مسأله ای برخوردیم که بیش از پیش مایه حیرتمان شد!

ماجرا این است که هر چند از همان ابتدای ایجاد کمپهای ترک اعتیاد همواره خبرهای عجیب و غریبی از روشهای غیرقابل تصور ترک اعتیاد و رفتارهای نامتعارف و حتی غیرانسانی در برخی از محلها به گوش می رسد که بیشتر هم در کمپهای غیرمجاز اتفاق می افتاد و می افتد اما برای پرداختن بیشتر و البته کمی جدی تر از قبل این بار از تعدادی از کسانی که سابقه رفتن به چنین محلهایی را داشته اند خواستیم تا راحت تر از همیشه گوشه هایی از واقعیات تلخ کمپهای ترک اعتیاد را برایمان بازگو نمایند.

کمپیها ترسناکتر از پلیس!

مرد جوان که نزدیک به 40 سال سن و اندامی عضلانی دارد و به قیافه اش نمی خورد که واژه ترس را بشناسد وقتی صحبت از کمپ را به میان می کشم، می گوید: ما از کمپیها بیشتر از مأموران پلیس می ترسیم! بدترین حالت رفتار مأموران با ما در مقایسه رفتار مأموران کمپها که دنبال ما می آیند مهربانی به حساب می آید.

وی می افزاید: از همان لحظه ای که مأموران کمپها به دنبال درخواست خانواده فرد معتاد برای بردن او می آیند «خشونت» خمیرمایه کارهایشان است، هر چند قبول دارم که تعداد بسیار کمی از معتادان با رضایت خودشان به کمپ می روند و غالباً حاضر نیستند با زبان خوش همراه آنان بروند اما توسل به زور برای بردن یک معتاد مانند بردن یک مجنون به درمانگاه باید باشد مأموران مراکز درمانی بیماران روانی هم به زور متوسل می شوند، اما نه برای کتک زدن مریض بلکه فقط او را به زور می برند.

وی ادامه می دهد: متأسفانه بسیاری از مأموران کمپها پس از گیر انداختن فرد موردنظر ابتدا او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و وقتی اعتراض هم می کنی می گویند ما از خانواده شما مجوز داریم به هر شکل ممکن تو را ببریم!

این مرد که به گفته خودش سابقه چندین نوبت ترک اعتیاد در کمپها را در چند شهر دارد، اظهار می دارد: برخی از کمپها آدم را به یاد فیلمهایی می اندازد که از زندانهای آلمانها و روسها دیده است، چون از معتادان بیگاری می کشند مثلاً در یکی از کمپها باید روزانه تعداد معینی دستمال کاغذی بسته بندی می کردیم تا مثلاً بخشی از هزینه های کمپ را جبران نماییم؛ در مقابل آنچه برای خوردن به ما می دادند بسیار کم بود و محیط کمپ هم وضعیت نامناسبی داشت، اما بودند کسانی که چون پول داشتند همه چیز برایشان مهیا بود خلاصه اینکه خیلی از کمپها برای معتادان بی پول جهنم است.

امضای مرگ

یکی دیگر از معتادان وسط گفت و گوی دوست قبلی در حالی که مشغول مصرف کریستال است! می گوید: آقا تو رو خدا بنویسید بعضی از کمپها هیچ ترسی از کشتن معتادان ندارند، چون به محض ورود ورقه ای سفید را مقابل فرد می گذارند که باید امضا کند و هر زمان که اعتراضی به وضعیت محل یا رفتار کارکنان کمپ داشته باشد، می گویند تو امضا داده ای و به ما اجازه داده ای هر کاری بکنیم تا تو ترک کنی، در واقع امضا مرگ را از ما می گیرند.

وی می افزاید: اداره کمپها سلیقه ای است و حتی در همان کمپهای مجاز به اخلاقیات مسؤول و کارکنان کمپ بستگی دارد و در بیشتر کمپهای غیرمجاز که خیلی اوضاع غم انگیزتر می شود، نظارت بر کمپهای ترک اعتیاد به نظر من که چند بار و در کمپهای مختلف بوده ام وجود ندارد، اگر باشد هم خیلی مؤثر نیست، چون اگر مؤثر بود نباید شاهد ادامه بدرفتاری ها در کمپ ها بودیم.

یک تابلو و یک دوش آب سرد می شود کمپ

جوان دیگری که تازه مصرف موادش تمام شده به جمع ما اضافه می شود و حرفهایش را اینگونه آغاز می کند: داداش یک خانه قدیمی اجاره می کنی یک تابلو می زنی یک دانه دوش آب سرد وسط حیاط می کاری می شه کمپ.

وی می گوید: چند تا کمپی که من برای ترک رفته ام غیر این چیزهایی که گفتم چیز دیگه ای نداشتند؛ غذا که قربونش برم خبری نیست، جای خواب که نگو، چون باید 40 نفر داخل یک اتاق کوچک به صورت کتابی کنار هم می خوابیدیم.

وی می افزاید: اگر واقعاً مدیران و تصمیم گیرندگان درخصوص اعتیاد و موادمخدر باور دارند معتاد بیمار است، باید برخوردها و برنامه ریزی ها نیز بر همین مبنا باشد و رفتارها مانند رفتار با یک آدم بیمار باشد.

آدم معتاد فقط به روحیه و تشویق نیاز دارد تا روز به روز اشتیاقش برای رهایی از دام اعتیاد بیشتر شود نه آنکه با کتک زدن و فرستادن زیر دوش آب سرد احساس حقارت و کینه او را بیشتر کرد.

روشهای درمانی عجیب تا برنامه غذایی عجیب تر

یکی از آنان می گوید: راحتتان کنم داخل خیلی از کمپها معتادان را شکنجه می دهند، چون فرستادن افراد زیر دوش آب سرد در روزهای برفی آن هم صبح و عصر چیزی جز شکنجه نیست.

حتی در یکی از کمپها به ما می گفتند، وقتی خیلی خمار شدید سرتان را به دیوار بکوبید تا خماری را فراموش کنید، حتی چند نفر هستند که کارشان فقط کتک زدن کسانی است که از درد خماری ناله می کنند.

جوانی که به قول خودش خیلی از کمپهای محدوده شرق مشهد را تجربه کرده است، می گوید: غذایی که در برخی کمپها به معتادان در حال ترک می دهند برای سیرکردن کودک 2 ساله هم کافی نیست مثلاً برنامه غذایی یکی از کمپها برای صبحانه یک هفته نان و چایی، نان و چایی و برای روز جمعه نان و چای شیرین بود.

یا مثلاً در کمپ دیگری 2 هزار تومان پنیر می خریدند برای 18 نفر حالا شما حساب کنید به هر نفر یک لقمه می رسد یا نه؟

وی که دل پری از کمپیها دارد، می گوید: در یکی از کمپها وقتی از درد خماری و درد کتکهایی که می خوردم فریاد می زدم خدایا کمکم کن، صاحب کمپ می گفت اینجا من خدایم.

نتیجه روشهای غلط

وقتی از آنان می پرسم که چرا باز هم به نقطه اول یعنی مصرف مواد برگشته اید، یکی از آنان می گوید: باور کنید وقتی زیر دوش آب سرد یا در حال کتک خوردن بودم به فکر این بودم که به محض خروج به سراغ مصرف مواد بروم و پس از چند ماه در کمپ بودن وقتی از آنجا خارج شدم تنها 4 ساعت پاک بودم تا مواد تهیه و مصرف کردم.

یکی دیگر می گوید: ترک اعتیاد برخلاف تصور تصمیم گیران این حوزه که تصور می کنند مشکل معتاد تمام شده، در واقع آغاز مشکلات اساسی است، چرا که آدم معتاد مدام در حال جنگیدن با خودش است تا به سراغ مواد نرود، ولی چون اکثر معتادان کاری ندارند و کسی آنها را پس از ترک نیز قبول ندارد، مجبور می شوند به سراغ پاتوقهای قدیمی خود بروند و اگر چند روز هم مقاومت نمایند، در نهایت دوباره آلوده می شوند، لذا ای کاش طوری برنامه ریزی شود که در کمپها اولاً شیوه رفتاری و درمانی خوبی به کار گرفته شود و ثانیاً کارهای سبکی به معتادان در زمان ترک آموزش دهند تا پس از خروج بتوانند خودشان را مشغول کنند و منبع درآمدی هر چند اندک داشته باشند.

در همین راستا و به منظور کندوکاو بیشتر در مرداب مخدر به چند محله دیگر که از پاتوقهای همیشگی معتادان بی خانمان است رفتیم تا وضعیت آنجا را نیز به تصویر بکشیم، اما لابه لای صحبت با آنان به مسأله ای برخوردیم که بیش از پیش مایه حیرتمان شد!

ماجرا این است که هر چند از همان ابتدای ایجاد کمپهای ترک اعتیاد همواره خبرهای عجیب و غریبی از روشهای غیرقابل تصور ترک اعتیاد و رفتارهای نامتعارف و حتی غیرانسانی در برخی از محلها به گوش می رسد که بیشتر هم در کمپهای غیرمجاز اتفاق می افتاد و می افتد اما برای پرداختن بیشتر و البته کمی جدی تر از قبل این بار از تعدادی از کسانی که سابقه رفتن به چنین محلهایی را داشته اند خواستیم تا راحت تر از همیشه گوشه هایی از واقعیات تلخ کمپهای ترک اعتیاد را برایمان بازگو نمایند.

کمپیها ترسناکتر از پلیس!

مرد جوان که نزدیک به 40 سال سن و اندامی عضلانی دارد و به قیافه اش نمی خورد که واژه ترس را بشناسد وقتی صحبت از کمپ را به میان می کشم، می گوید: ما از کمپیها بیشتر از مأموران پلیس می ترسیم! بدترین حالت رفتار مأموران با ما در مقایسه رفتار مأموران کمپها که دنبال ما می آیند مهربانی به حساب می آید.

وی می افزاید: از همان لحظه ای که مأموران کمپها به دنبال درخواست خانواده فرد معتاد برای بردن او می آیند «خشونت» خمیرمایه کارهایشان است، هر چند قبول دارم که تعداد بسیار کمی از معتادان با رضایت خودشان به کمپ می روند و غالباً حاضر نیستند با زبان خوش همراه آنان بروند اما توسل به زور برای بردن یک معتاد مانند بردن یک مجنون به درمانگاه باید باشد مأموران مراکز درمانی بیماران روانی هم به زور متوسل می شوند، اما نه برای کتک زدن مریض بلکه فقط او را به زور می برند.

وی ادامه می دهد: متأسفانه بسیاری از مأموران کمپها پس از گیر انداختن فرد موردنظر ابتدا او را مورد ضرب و شتم قرار می دهند و وقتی اعتراض هم می کنی می گویند ما از خانواده شما مجوز داریم به هر شکل ممکن تو را ببریم!

این مرد که به گفته خودش سابقه چندین نوبت ترک اعتیاد در کمپها را در چند شهر دارد، اظهار می دارد: برخی از کمپها آدم را به یاد فیلمهایی می اندازد که از زندانهای آلمانها و روسها دیده است، چون از معتادان بیگاری می کشند مثلاً در یکی از کمپها باید روزانه تعداد معینی دستمال کاغذی بسته بندی می کردیم تا مثلاً بخشی از هزینه های کمپ را جبران نماییم؛ در مقابل آنچه برای خوردن به ما می دادند بسیار کم بود و محیط کمپ هم وضعیت نامناسبی داشت، اما بودند کسانی که چون پول داشتند همه چیز برایشان مهیا بود خلاصه اینکه خیلی از کمپها برای معتادان بی پول جهنم است.

امضای مرگ

یکی دیگر از معتادان وسط گفت و گوی دوست قبلی در حالی که مشغول مصرف کریستال است! می گوید: آقا تو رو خدا بنویسید بعضی از کمپها هیچ ترسی از کشتن معتادان ندارند، چون به محض ورود ورقه ای سفید را مقابل فرد می گذارند که باید امضا کند و هر زمان که اعتراضی به وضعیت محل یا رفتار کارکنان کمپ داشته باشد، می گویند تو امضا داده ای و به ما اجازه داده ای هر کاری بکنیم تا تو ترک کنی، در واقع امضا مرگ را از ما می گیرند.

وی می افزاید: اداره کمپها سلیقه ای است و حتی در همان کمپهای مجاز به اخلاقیات مسؤول و کارکنان کمپ بستگی دارد و در بیشتر کمپهای غیرمجاز که خیلی اوضاع غم انگیزتر می شود، نظارت بر کمپهای ترک اعتیاد به نظر من که چند بار و در کمپهای مختلف بوده ام وجود ندارد، اگر باشد هم خیلی مؤثر نیست، چون اگر مؤثر بود نباید شاهد ادامه بدرفتاری ها در کمپ ها بودیم.

یک تابلو و یک دوش آب سرد می شود کمپ

جوان دیگری که تازه مصرف موادش تمام شده به جمع ما اضافه می شود و حرفهایش را اینگونه آغاز می کند: داداش یک خانه قدیمی اجاره می کنی یک تابلو می زنی یک دانه دوش آب سرد وسط حیاط می کاری می شه کمپ.

وی می گوید: چند تا کمپی که من برای ترک رفته ام غیر این چیزهایی که گفتم چیز دیگه ای نداشتند؛ غذا که قربونش برم خبری نیست، جای خواب که نگو، چون باید 40 نفر داخل یک اتاق کوچک به صورت کتابی کنار هم می خوابیدیم.

وی می افزاید: اگر واقعاً مدیران و تصمیم گیرندگان درخصوص اعتیاد و موادمخدر باور دارند معتاد بیمار است، باید برخوردها و برنامه ریزی ها نیز بر همین مبنا باشد و رفتارها مانند رفتار با یک آدم بیمار باشد.

آدم معتاد فقط به روحیه و تشویق نیاز دارد تا روز به روز اشتیاقش برای رهایی از دام اعتیاد بیشتر شود نه آنکه با کتک زدن و فرستادن زیر دوش آب سرد احساس حقارت و کینه او را بیشتر کرد.

روشهای درمانی عجیب تا برنامه غذایی عجیب تر

یکی از آنان می گوید: راحتتان کنم داخل خیلی از کمپها معتادان را شکنجه می دهند، چون فرستادن افراد زیر دوش آب سرد در روزهای برفی آن هم صبح و عصر چیزی جز شکنجه نیست.

حتی در یکی از کمپها به ما می گفتند، وقتی خیلی خمار شدید سرتان را به دیوار بکوبید تا خماری را فراموش کنید، حتی چند نفر هستند که کارشان فقط کتک زدن کسانی است که از درد خماری ناله می کنند.

جوانی که به قول خودش خیلی از کمپهای محدوده شرق مشهد را تجربه کرده است، می گوید: غذایی که در برخی کمپها به معتادان در حال ترک می دهند برای سیرکردن کودک 2 ساله هم کافی نیست مثلاً برنامه غذایی یکی از کمپها برای صبحانه یک هفته نان و چایی، نان و چایی و برای روز جمعه نان و چای شیرین بود.

یا مثلاً در کمپ دیگری 2 هزار تومان پنیر می خریدند برای 18 نفر حالا شما حساب کنید به هر نفر یک لقمه می رسد یا نه؟

وی که دل پری از کمپیها دارد، می گوید: در یکی از کمپها وقتی از درد خماری و درد کتکهایی که می خوردم فریاد می زدم خدایا کمکم کن، صاحب کمپ می گفت اینجا من خدایم.

نتیجه روشهای غلط

وقتی از آنان می پرسم که چرا باز هم به نقطه اول یعنی مصرف مواد برگشته اید، یکی از آنان می گوید: باور کنید وقتی زیر دوش آب سرد یا در حال کتک خوردن بودم به فکر این بودم که به محض خروج به سراغ مصرف مواد بروم و پس از چند ماه در کمپ بودن وقتی از آنجا خارج شدم تنها 4 ساعت پاک بودم تا مواد تهیه و مصرف کردم.

یکی دیگر می گوید: ترک اعتیاد برخلاف تصور تصمیم گیران این حوزه که تصور می کنند مشکل معتاد تمام شده، در واقع آغاز مشکلات اساسی است، چرا که آدم معتاد مدام در حال جنگیدن با خودش است تا به سراغ مواد نرود، ولی چون اکثر معتادان کاری ندارند و کسی آنها را پس از ترک نیز قبول ندارد، مجبور می شوند به سراغ پاتوقهای قدیمی خود بروند و اگر چند روز هم مقاومت نمایند، در نهایت دوباره آلوده می شوند، لذا ای کاش طوری برنامه ریزی شود که در کمپها اولاً شیوه رفتاری و درمانی خوبی به کار گرفته شود و ثانیاً کارهای سبکی به معتادان در زمان ترک آموزش دهند تا پس از خروج بتوانند خودشان را مشغول کنند و منبع درآمدی هر چند اندک داشته باشند.


Loading...
بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

عوارض بوتاکس پیشانی

با عوارض بوتاکس پیشانی اشنا شوید

در بوتاکس یک سم ضعیف شده که توسط نوعی باکتری تولید می شود به عضله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.