یکشنبه 2 اردیبهشت 1397
خانه » داستان » داستان عاشقانه جالب شوهر عاقل

داستان عاشقانه جالب شوهر عاقل

در یکی از شهرهای زیبا زوجی عاشق در کنار هم زندگی می کردند . این دو زوج عاشق هم بودند و همدیگر را بسیار دوست می داشتند .این زوج  تا یازده سال بچه دار نشدند . تا اینکه بالاخره بعد از ۱۱ سال خداوند به انها پسری داد . این زوج عاشق این پسر بودند .

داستان عاشقانه جدید و خواندنی

وقتی فرزند دوسالش شد پدر یک شیشه باز دارو را در وسط آشپزخانه دید . اما بسیار دیرش شده بود و در حالی که با عجله به سر کار میرفت به همسرش گفت که درب شیشه دارو را ببندد و آنرا در قفسه بگذارد. مادر هم این مساله را فراموش کرد .

متاسفانه پسرک بازیگوش داستان ما چشمش به این بطری زیبا و رنگارنگ خورد و همه داروها را در دهانش گذاشت . او دچار مسمومیت شدید شد و مادر سریع او را به بیمارستان رساند . اما متاسفانه شدت مسمومیت بسیار زیاد بود و زشکان نتوانستند برای کودک کاری بکنند .

زن از یک طرف بسیار ناراحت بود که تنها فرزندش را که بعد از ۱۱ سال دنیا امده از دست داد و از یک طرف نگران و وحشت زده از عکس العمل شوهرش بود . ( مجله اینترنتی پارسی وان )

بالاخره شوهر از ماجرا مطلع شد . اما وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه به زبان اورد .

به نظر شما ان سه کلمه چه بود ؟

شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”

شاید تعجب کنید .عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. از نظر شوهر اکنون پسرش مرده بود و برگشتنش به زندگی غیر ممکن بود . هیچ دلیلی برای خطا کار دانستن مادر وجود ندارد. همچنین اگر خود شوهر وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، این اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن هیچ شخصی وجود نداشت . نه مادر این کار را عمدی کرده بود و نه پدر .

از نظر این شوهر الان مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود و این همان چیزی بود که این شوهر عاقل به او هدیه داد .داستان عاشقانه , داستان عاشقانه جدید , داستان عاشقانه زیبا , داستان پند آموز, داستان خانوادگی, داستانهای آموزنده, داستانهای جذاب, داستانهای زیبا, داستانهای عاشقانه, داستانی عاشقانه و پند آموز,

نتیجه گیری

در اکثر مواقع انسان ها  وقتشان را برای یافتن مقصر و مسئول یک اتفاق تلف میکنند . چه در روابط ، چه محل کار یا … . گاهی در مقابل  افرادی که می شناسیم فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی لازم است. در برخی مواقع مقصر پیدا کردن فایده ای ندارد . سعی کنید کسانی را که دوستشان دارید ببخشید . آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.

طبق گزارش روانشناسان اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت و امار طلاق و زندان به شدت کاهش می یافت . سعی کنید حسود نباشید ، مغرور نباشید ، خودخواه نباشید و در موارد مهم عاقلانه تصمیم بگیرید . داستان عاشقانه , داستان عاشقانه جدید , داستان عاشقانه زیبا , داستان پند آموز, داستان خانوادگی, داستانهای آموزنده, داستانهای جذاب, داستانهای زیبا, داستانهای عاشقانه, داستانی عاشقانه و پند آموز,

این مرد هرچقدر به زن فحش میداد و او را کتک میزد و طلاقش میداد و حتی او را میکشت باز هم پسری در کار نبود . این زن هم مقصر نبود و کارش را عمدی انجام نداده بود . مرد خودش را جای زن گذاشت و با خود گفت من هم میتوانستم این کار را انجام دهم و ندادم . و کاری نکرد گه زندگی شان از این بدتر شود .


Loading...
بدنسازی و نتاسب اندام

همچنین ببینید

داستان طنز کوتاه

۳ داستان طنز کوتاه جالب و خوندنی

داستان طنز کوتاه موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. این داستان های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *