چهارشنبه 5 اردیبهشت 1397
خانه » داستان » داستان عاشقانه

داستان عاشقانه

داستان های عاشقانه کوتاه جالب و اموزنده

داستان های عاشقانه

داستان های عاشقانه کوتاه موضوع این بخش از مجله اینترنتی پارسی وان است. در اینجا چند داستان عاشقانه کوتاه را برای شما آماده کرده ایم تا آنها را با لذت بخوانید و از آن عبرت بگیرید. این چند داستان کوتاه عاشقانه واقعیست و همه در واقعیت اتفاق افتاده است. داستان های عاشقانه کوتاه در این …

ادامه نوشته »

داستان کوتاه تلخ قربانی

داستان کوتاه تلخ قربانی

متاسفانه روزانه هزار اتفاق توی این دنیا میفته که همه تو کارای خدا میمونیم. از قدیم گفتن به هر دستی بدی به همون دست پس میگیری . پس مراقب رفتارایی که میکنیم باید باشیم. چون ممکنه همین دنیا جواب اون کارو بدیم. شما رو به خوندن این داستان تلخ دعوت میکنم. داستان کوتاه قربانی هوا …

ادامه نوشته »

داستان عاشقانه جالب شوهر عاقل

در یکی از شهرهای زیبا زوجی عاشق در کنار هم زندگی می کردند . این دو زوج عاشق هم بودند و همدیگر را بسیار دوست می داشتند .این زوج  تا یازده سال بچه دار نشدند . تا اینکه بالاخره بعد از ۱۱ سال خداوند به انها پسری داد . این زوج عاشق این پسر بودند …

ادامه نوشته »

بیچاره پاییز . . . +تصاویر

بیچاره پاییز … دستش نمک ندارد! این همه باران به آدم ها می بخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او می زنند … خودمانیم … تقصیر خودش است؛ بلد نیست مثل «بهار» خودگیر باشد تا شب عیدی زیر لفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد! …

ادامه نوشته »

داستان تاثیرگذار پدر و مادرها مثل پاک کن هستند و ما مداد هستیم

مداد: متاسفم پاك کن: چرا ؟ تو هیچ کار اشتباهی نکردی مداد : متاسفم چون به خاطر من اذیت می شوی هر وقت که من اشتباه می کنم، تو همیشه آماده ای آن را پاک کنی. ولی وقتی اشتباهاتم را پاک می کنی بخشی از وجودت را از دست می دهی و هر بار کوچک …

ادامه نوشته »

اگر دوست دارید با یک عاشقانه کوتاه گریه کنید کلیک کنید!

وقتی اس ام اسی از مادرم می رسد غمگین میشوم؛ از شکل اس ام اس دادنش حتی. چشمهایش را ریز میکند و دکمه ها را سخت می فشارد اس ام اس هایش همیشه جاافتادگی دارند. چند حرف را از قلم میاندازد یا کلمه ای را به شکلی غیر معمول مینویسد؛ یک شکل ِ ویژه که …

ادامه نوشته »

دخترها با گوش عاشق می شوند و پسرها با چشم!

موسی مندلسون Moses Mendelssohn، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی دختر جوان از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او …

ادامه نوشته »